نبرد خاموش دیجیتال

بررسی تاریخ تحلیلی تلاش قدرت‌های جهانی برای تسخیر اذهان در جنگ جهانی اطلاعات نوشته دیوید کولون

 مریم شهبازی
گروه کتاب

جنگ‌های امروزی لزوماً با صدای انفجار آغاز نمی‌شوند؛ گاهی یک تصویر بریده‌شده، یک روایت ساختگی، یک حساب کاربری ناشناس یا خبری که هزاران بار بازنشر می‌شود، اولین گلوله‌های نبردی است که میدان آن افکارعمومی و ذهن شهروندان را نشانه می‌رود. کتاب «جنگ جهانی اطلاعات» نوشته دیوید کولون، با ترجمه اسماعیل یزدان‌پور که انتشارات ثانیه آن را منتشر کرده، تاریخ شکل‌گیری و گسترش همین نبرد پنهان را دنبال می‌کند. کولون در این اثر، جنگ اطلاعاتی را به حمله سایبری یا انتشار خبر جعلی تقلیل نمی‌دهد؛ او از مجموعه‌ای به‌هم‌پیوسته از رسانه، فناوری، تبلیغات، جاسوسی، عملیات روانی و مهندسی افکار عمومی سخن می‌گوید. کتاب در دوازده فصل و نتیجه‌گیری تنظیم شده و از جنگ خلیج فارس تا جنگ اوکراین و همچنین آینده جنگ‌شناختی چین را به ‌عنوان حلقه‌های یک زنجیره واحد بررسی می‌کند.
 
 طوفان صحرا، آغازگر نبردی نوین
دیوید کولون، مورخ، پژوهشگر و استاد سرشناس مدرسه علوم سیاسی پاریس، سال‌هاست که بنای پژوهش‌های علمی خود را بر بررسی سازوکارهای تبلیغات سیاسی، اقناع جمعی و دکترین‌های امنیتی متمرکز کرده است. اعتبار کولون در محافل آکادمیک و راهبردی اروپا از آنجا ناشی می‌شود که او پدیده دستکاری اطلاعاتی را در قالب تحولات ژئوپلتیک، فناوری‌های نوظهور و رقابت قدرت‌های بزرگ صورت‌بندی می‌کند. کتاب «جنگ جهانی اطلاعات» با عنوان فرعی «تاریخ تحلیلی تلاش قدرت‌های جهانی برای تسخیر اذهان» با پیشگفتاری از اسماعیل یزدان‌پرست آغاز می‌شود؛ او از این کتاب به عنوان جامع‌ترین اثری یاد می‌کند که تاکنون درباره مفهوم جنگ اطلاعات در دوران معاصر نوشته شده: «دیوید کولون، مورخ و پژوهشگر برجسته فرانسوی، با وسواسی مثال‌زدنی، تاریخ سی‌سال گذشته را از منظری نو می‌کاود و نشان می‌دهد که چگونه اطلاعات از یک منبع قدرت، به خود قدرت تبدیل شده است، قدرتی که گاه برنده‌تر از موشک‌ها و ویرانگرتر از بمب‌ها عمل می‌کند.» و یکی از مهم‌ترین دلایل ترجمه این کتاب را در زاویه‌دید منحصربه‌فرد نویسنده‌اش عنوان کرده، اینکه دیوید کولون تحت‌تأثیر سنت فکری فرانسه نگاهی انتقادی‌تر به مفهوم قدرت، بویژه هژمونی آمریکا دارد. این دیدگاه به او اجازه می‌دهد تا هم استراتژی‌های «سلطه اطلاعاتی» آمریکا را کالبد شکافی کند و هم مقاومت‌های شکل گرفته در برابر آن را نه صرفاً به عنوان «اقدامات بدخواهانه»، بلکه به عنوان واکنش‌هایی ژئوپلتیک در موازنه قدرت جهانی درک کند.
کولون در فصل اول کتاب با عنوان «جنگ خلیج فارس، نقطه آغاز جنگ جهانی اطلاعات»، نقطه آغازین این منازعه بی‌پایان را جنگ ۱۹۹۱ خلیج فارس می‌داند. عملیات «طوفان صحرا» تنها نمایش قدرت تسلیحات هدایت‌شونده نبود؛ این نبرد زادگاه واقعی اتفاقی بود که بعدها «اثر سی‌ان‌ان» نام گرفت. او نشان می‌دهد چگونه پخش ماهواره‌ای و فیلتر دقیق تصاویر ارتش آمریکا به کمک شبکه خبری «سی‌ان‌ان»، تصاویری بدون خونریزی و مهندسی‌شده از جنگ به جهان مخابره کرد و نشان داد مدیریت ادراک توده‌ها به اندازه مهمات سنگین کارایی دارد: «خبرنگاران در آن زمان در اکثر موارد نمی‌دانستند ویدیوهای بمباران‌هایی که به آنها ارائه می‌شد توسط ارتش ساخته شده بوند.» و جنگ خلیج فارس ضرورت تطبیق دولت‌ها با وضعیت جدید اطلاعات جهانی را برجسته کرد. این دستاورد در فصل دوم با نام «ایالات ‌متحده در جست‌وجوی سلطه جهانی اطلاعات» به جاه‌طلبی ساختار امنیتی ایالات متحده برای دستیابی به هژمونی مطلق اطلاعاتی پیوند می‌خورد. در طول دهه ۹۰ میلادی، دکترین نظامی واشنگتن با پیوند زدن دستاوردهای غول‌های نوظهور فناوری به اتاق‌های فکر پنتاگون، به دنبال اجرای پروژه آگاهی کامل اطلاعاتی برآمد؛ رویکردی که در آن هر بایت داده می‌توانست در خدمت سلطه نظامی و اقناع نرم جهانی قرار گیرد. با وجود این، رویای تمامیت‌خواهانه آمریکایی‌ها برای سلطه اطلاعاتی از سوی دیگر کشورها بی‌پاسخ نماند؛ در فصل سوم با عنوان «مقاومت‌ها در برابر سلطه اطلاعاتی آمریکا»، نویسنده به اقدامات جبهه‌های مقاومت در برابر این امپریالیسم نوین اطلاعاتی می‌پردازد: «بسیاری از کشورهای دموکراتیک به هژمونی اطلاعاتی آمریکا با ایجاد شبکه‌های ماهواره‌ای واکنش نشان دادند.» اتحادیه رادیو و تلویزیون اروپا پروژه‌ای برای یک شبکه تلویزیونی خبری چند زبانه به کمسیون اروپا به قصد رقابت با سی‌ان‌ان ارائه کرد. کشورهای آلمان و بریتانیا نیز به‌ طور اختصاصی شبکه‌های تلویزیونی ماهواره‌ای به این منظور راه‌ندازی کردند.
 
 مقابله ایران با سلطه‌گری آمریکا
همزمان در اروپا، نگرانی‌های بنیادین پیرامون حاکمیت داده‌ها شکل گرفت و در مسکو و پکن، استراتژیست‌ها تدوین دکترین‌هایی را برای خنثی‌سازی برتری واشنگتن کلید زدند. صفحاتی از این فصل به تحلیل دیوید کولون درباره تلاش ایران برای مقابله با سلطه اطلاعاتی آمریکا اختصاص دارد: «ایران، به عنوان یکی از دشمنان ایالات متحده، به سلاح اطلاعات متوسل می‌شود تا از حاکمیت خود محافظت ‌کند و نفوذش در خاورمیانه و فراتر از آن را نشان دهد.» نویسنده راه‌اندازی شبکه ماهواره‌ای العالم را اقدامی برای اثرگذاری بر مخاطبان عراقی، شیعه و عرب‌زبان همزمان با حمله آمریکا به عراق در سال 2003 عنوان می‌کند، همچنین از راه‌اندازی شبکه پرس‌تی‌وی در سال 2007 با هدف ارائه دیدگاهی جایگزین از رویدادهای جهانی به مخاطبان غربی را از جمله اقدامات ایران برای مقابله با سلطه اطلاعاتی آمریکا یاد می‌کند. چین نیز قدرت بی‌ثبات‌کننده رسانه‌های جهانی‌شده را تهدیدی مستقیم و وجودی می‌دید و همچون ایران، توسعه فناوری‌های اطلاعات و ارتباطات را اولویت خود قرار داد.
فصل چهارم، با عنوان «رسانه‌ها، میدان نبرد جنگ پنهان اطلاعات» به نقش رسانه‌های حرفه‌ای در این زمینه می‌پردازد؛ رسانه‌ها در نگاه نویسنده فقط کانال انتقال پیام دولت‌ها نیستند؛ خودشان نیز به میدان رقابت، فشار و نفوذ تبدیل شده‌اند. انتخاب تیتر، ترتیب خبرها، استفاده از منابع ناشناس، تصاویر آرشیوی و شیوه نام‌گذاری بازیگران یک بحران، همگی می‌توانند در برداشت مخاطب اثر بگذارند: «رهبر القاعده در سال 2002 می‌نویسد: واضح است که جنگ رسانه‌ای در قرن بیست‌ویکم یکی از قدرتمندترین روش‌هاست.» در آن دوران القاعده در جنگ اطلاعات جهانی به پیروزی قاطعی دست یافت که این امر آمریکا و تمامی کشورهای غربی را بر آن داشت تا سازوکارهای تازه‌ای برای پروپاگاندا علیه کشورهای غیرهمسو با خود بیابند. آنطور که در این فصل آمده، طی یک دهه گذشته، شرکت‌های خصوصی که خدمات تأثیرگذاری بر افکار عمومی ارائه می‌دهند رو به فزونی گذاشته‌اند، و کولون بیشترین بدنامی را در این بین به حساب آمریکا و اسرائیل گذاشته و معتقد است: «در عصر جنگ جهانی اطلاعات، شرکت‌های روابط عمومی به مزدوران اطلاعاتی تبدیل شده‌اند؛ بازیگرانی که هم مطلوب‌اند و هم هراس‌انگیز.»
با ارتقای قابل توجه سطح فناوری‌‌های ارتباطی و ورود به عصر «Web 2.0» ماهیت این نبرد وارد مرحله‌ای خطرناک‌تر شد؛ مرحله‌ای که در فصل پنجم، «نبرد دکمه‌های اشتراک‌گذاری در رسانه‌های اجتماعی» به آن پرداخته شده است. نویسنده نشان می‌دهد پلتفرم‌های غول‌پیکر نظیر توئیتر (شبکه ایکس فعلی) چگونه بر پایه تحریک خشم، دوگانه‌سازی و اعتیاد به توجه بنا شدند: «توئیتر به‌سرعت دنیای خبر را متحول کرد: به موتور محرک روزنامه‌نگاری سیاسی در بسیاری از کشورها تبدیل شد، به هرکس بلندگوی شخصی خودش را داد، به پروپاگاندیست‌ها اجازه داد تا روزنامه‌نگاران را دور بزنند و به کاربرانش امکان داد تا درگیری‌ها را به صورت زنده دنبال کنند.» و در این بین دکمه‌های لایک و بازنشر، میدان نبرد را از سطح دولت‌ها به درون خانه و بین شهروندان آورد. فصل ششم با عنوان «روسیه جنگ تمام‌عیار اطلاعاتی به راه می‌اندازد» به تجربه روسیه در این نبرد اختصاص دارد. کولون برای توضیح روش‌های مسکو به میراث شوروی، مفهوم «اقدامات فعال» و ایده «کنترل بازتابی» بازمی‌گردد، یعنی تلاش برای آنکه طرف مقابل، ناخواسته تصمیمی بگیرد که در نهایت به سود طراح عملیات تمام شود. نویسنده با اشاره به احیای روش‌های کهن «ک.گ.ب» در قالبی مدرن و آنچه به «دکترین گراسیموف» شهرت یافت، نشان می‌دهد که کرملین چگونه شکاف‌های هویتی، نژادی و سیاسی در جوامع غربی را شناسایی کرد و بر آن اساس سیاست‌های خود را 
پیش برد.
  سلاحی در خدمت بی‌ثبات‌سازی
نویسنده در فصل هفتم کتاب با عنوان «جنگ جهانی سایبری»، دامنه بحث را از رسانه و شبکه اجتماعی به زیرساخت‌های فنی می‌برد چراکه جنگ سایبری فقط هک کردن یک وب‌سایت یا سرقت اطلاعات نیست. حمله به شبکه برق، بانک‌ها، بیمارستان‌ها، سامانه‌های ارتباطی و پایگاه‌های داده می‌تواند زندگی روزمره را مختل کند. نویسنده در این بخش به پیوند میان لایه فنی و لایه روانی توجه دارد. بنا بر نوشته کولون، یک حمله سایبری زمانی بیشترین اثر را می‌گذارد که جامعه نداند چه اتفاقی افتاده و چه کسی مسئول آن است؛ ابهام، بخشی از اثرگذاری عملیات سایبری است. حاصل مستقیم این روند، موضوع محوری فصل هشتم با عنوان «جنگ علیه اطلاعات: اطلاعات نادرست، سلاح بی‌ثبات‌سازی جمعی» اطلاعات نادرست را به عنوان سلاحی برای بی‌ثبات‌سازی جمعی تعریف می‌کند. در این فصل تأکید می‌شود که همه مشکلات فضای اطلاعاتی دروغ‌های ساده و قابل شناسایی نیستند و سلاح اصلی این روش، گاهی ایجاد خستگی و بی‌اعتمادی است. نویسنده در فصل نهم با عنوان «فرانسه در برابر جنگی که در به رسمیت شناختن آن تأخیر می‌کند» با نگاهی انتقادی به ساختار سیاسی و امنیتی کشور خود، نشان می‌دهد نخبگان پاریس چگونه برای سال‌ها با اتکا به تصورات ناکارآمد از آزادی بیان و تعلل بوروکراتیک، مداخلات نفوذی برخی کشورها را در مواردی چون بحران جلیقه‌زردها و تضعیف کارزارهای انتخاباتی خود دست‌کم گرفتند و زمانی به سمت تأسیس نهادهای دفاعی رفتند که زیربنای اعتماد مدنی آسیب دیده بود.
عمق‌بخشی به گسست‌های اجتماعی بدون توجه به بسترهای روانی ممکن نیست؛ موضوعی که محور فصل دهم با عنوان «نظریه‌های توطئه و جنگ روانی» است. کولون اثبات می‌کند تفکر توطئه‌باور، محصولی کاملاً مهندسی‌شده است که سازمان‌های اطلاعاتی و کنشگران سیاسی فراملی آن را برای بهره‌برداری از بحران‌های سلامتی، اقتصادی و طبقاتی تغذیه و توزیع می‌کنند. «اوکراین، صحنه نبرد ۳.۰»، فصل یازدهم به نوعی جمع‌بندی بسیاری از مباحث قبلی کتاب است. از آغاز حمله نظامی روسیه به اوکراین در سال ۲۰۲۲، جهان با ترکیب بی‌سابقه‌ای از بهره‌مندی نظامی از ماهواره‌های استارلینک، هوش مصنوعی، داده‌های شهروندی، جنگ روایت‌ها و... در تیک‌تاک و توئیتر«ایکس» مواجه شد.
در فصل دوازدهم با عنوان «چین و آینده جنگ شناختی» کتاب از تجربه‌های موجود به سمت آینده حرکت می‌کند. چین در سال‌های گذشته مفهوم «سه جنگ» شامل جنگ افکار عمومی، جنگ روانی و جنگ حقوقی را در چارچوب راهبردی خود پررنگ کرده است. در مرحله جدید، توجه به «حوزه شناختی» افزایش یافته؛ حوزه‌ای که احساس، ادراک، باور، هویت و تصمیم‌گیری انسان را هدف می‌گیرد. پکن با کنترل الگوریتم‌های شبکه‌های پرطرفداری چون تیک‌تاک، سرمایه‌گذاری عظیم روی علوم اعصاب و سامانه‌های هوش مصنوعی، به سوی «تسخیر بدون درگیری» حرکت می‌کند. «به سوی وضعیت اضطراری اطلاعاتی»، فصل نتیجه‌گیری کتاب و دعوتی به بازنگری در شیوه اداره جامعه اطلاعاتی است. کولون هشدار می‌دهد که جوامع برای دفاع از خود به رسانه‌های حرفه‌ای، آموزش سواد رسانه‌ای، سازوکارهای مستقل راستی‌آزمایی، شفافیت پلتفرم‌ها و نهادهایی نیاز دارد که اعتماد عمومی را جدی بگیرند. «جنگ جهانی اطلاعات» کمک می‌کند بدانیم چرا بعضی خبرها ناگهان همه‌جا حاضر می‌شوند، چرا برخی دروغ‌ها از واقعیت ماندگارترند و چگونه مخاطب عادی، بی‌آنکه تصمیم گرفته باشد، وارد میدان جنگی می‌شود که سلاح اصلی‌اش توجه اوست.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گزارش
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و سه
 - شماره نه هزار و صد و شصت و سه - ۱۰ آبان ۱۴۰۵