مبارزه عربی برای استقلال: مصر، عراق و اردن‌علیا از دوره بین دو جنگ‌ جهانی تا ۱۹۴۵

بلافاصله پس از جنگ جهانی اول، تلاش‌های بریتانیا برای حفظ کنترل بر مصر و ایجاد قیمومتی در عراق با مقاومت گسترده مردمی روبه‌رو شد. هرچند بریتانیا توانست شورش‌ها در این دو کشور را سرکوب کند، هزینه‌های ناشی از این سرکوب بسیار فراتر از حد انتظار بود و ادامه آن به‌سختی ممکن می‌شد. بنابراین، بریتانیا نظامی موسوم به «امپراطوری مبتنی بر معاهده» طراحی کرد. در چارچوب این نظام، مصر و عراق به نوعی استقلال محدود دست یافتند که به آنها اجازه می‌داد امور داخلی خود را تا حدی مطابق خواست خود مدیریت کنند، اما در عین حال باید پذیرای پایگاه‌های نظامی بریتانیا در خاک خود می‌بودند و سیاست خارجی‌ای را دنبال می‌کردند که برای لندن قابل قبول بود. بدین ترتیب، بریتانیا توانست نیازهای استراتژیک خود را بدون متحمل شدن هزینه‌های مستقیم حکومت‌داری بر این سرزمین‌ها تأمین کند. اما، محدودیت‌های اعمال‌شده بر حاکمیت ملی کامل، باعث بروز اختلافاتی میان رهبران محلی و بریتانیا شد و تنش‌های مداومی در طول این دوره ایجاد کرد.
 
مبارزه برای قدرت در مصر در دوره بین دو جنگ‌ جهانی
اگرچه مصر در طول جنگ جهانی اول از تبدیل شدن به میدان نبرد مستقیم مصون ماند، اما در سال‌های ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ با سختی‌های شدیدی مواجه شد. تصمیم بریتانیا برای استفاده از این کشور به‌عنوان نقطه شروع هر دو حمله گالیپولی و سوریه، به معنای به‌کارگیری منابع مادی و انسانی مصر در خدمت تلاش‌های جنگی متفقین بود. حیوانات اهلی و محصولات کشاورزان مصادره شدند و هزاران دهقان به اجبار به خدمت در گروه‌های کارگری غیرنظامی درآمدند و وادار شدند همراه ارتش بریتانیا در حمله به سوریه عثمانی شرکت کنند. ساکنان روستاها و شهرها به یکسان از پیامدهای تورم و کمبود کالاهای ضروری رنج بردند.اعلام بریتانیا مبنی بر قیمومت بر مصر و اعمال حکومت نظامی در سال ۱۹۱۴، فعالیت‌های سیاسی داخلی را به‌طور کامل متوقف ساخت. قیمومت بریتانیا، در عمل چهار قرن حاکمیت عثمانی را پایان داد. حاکمان مصر مدت‌ها تلاش کرده بودند تا خود را از سلطه استانبول رها کنند، اما هرگز تصور نمی‌کردند که کنترل سلطان عثمانی با فرمانبری از کمیسر عالی بریتانیا جایگزین شود. افزون بر این، مصری‌ها از مشارکت اجباری خود در جنگ علیه یک دولت اسلامی دیگر که پیوندهای تاریخی و دینی عمیقی با آن داشتند، خشنود نبودند. با پایان جنگ، نارضایتی‌ها به شکل بی‌قراری مداوم در تمام سطوح جامعه مصر تبلور یافت. در میان نخبگان، احساسات قوی برای خودگردانی، با اظهارات رئیس‌جمهوری ایالات متحده، وودرو ویلسون، درباره حق تعیین سرنوشت تحریک شد. اما، تجربه جنگ به سیاست‌گذاران بریتانیایی نشان داده بود که مصر تا چه اندازه برای حفظ منافع امپریالیستی لندن حیاتی است و هیچ احتمالی برای خروج داوطلبانه از این کشور وجود نداشت. همان‌طور که لرد لوید در سال ۱۹۲۹ در مجلس عوام اعلام کرد: «تنها مکانی که می‌تواند کانال سوئز را به‌طور اقتصادی و کافی حفظ کند، قاهره است.» با این حال، اقدامات چند نفر از نخبگان مصری، احساسات ضدبریتانیایی موجود را به شورشی ملی تبدیل کرد که بریتانیایی‌ها را غافلگیر ساخت و آنها را وادار کرد برای استمرار حضور خود در مصر، به دنبال راه‌حلی مبتنی بر توافق و مذاکره باشند.
صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • گفت و گو
  • علم و فناوری
  • کتاب
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت و دو
 - شماره نه هزار و صد و شصت و دو - ۰۹ آبان ۱۴۰۵