گزارش «ایران» از مراسم رونمایی «مرقع شاه طهماسب»
گنجینه هنر صفوی
«مرقع شاهطهماسب» اثری نفیس و تاریخی است که فرصتی برای بازخوانی و بازشناسی یکی از شاخصترین و ساختارمندترین قالبهای سنتی کتابآرایی را برای پژوهشگران فراهم میکند.
موزه هنرهای معاصر تهران، عصر چهارشنبه گذشته میزبان آیین رونمایی از اثر نفیس «مرقع شاهطهماسب» بود؛ رویدادی که فرصتی برای بازخوانی و بازشناسی یکی از شاخصترین و ساختارمندترین قالبهای سنتی کتابآرایی، یعنی مرقع را فراهم آورد. این قالب با گردآوری مجموعهای منسجم از قطعات نگارگری، خوشنویسی، تذهیب و... علاوه بر ارزشهای زیباییشناختی، سندی بیبدیل از چگونگی نگهداری، حفظ و انتقال شیوهها و سنتهای بصری استادان دورههای گوناگون در بستر تاریخ هنر ایران به شمار میرود. خاستگاه این اثر ارزشمند به دوران پنجاهوچهارساله پادشاهی شاهطهماسب اول صفوی (۹۱۹–۹۸۴ق/۱۵۱۴–۱۵۷۶م) بازمیگردد؛ دومین پادشاه صفویه که دوران حکمرانیاش یکی از خطیرترین مقاطع تاریخ سیاسی و فرهنگی کشور محسوب میشود. در این عصر حمایتهای پایدار از هنرمندان و ادبا، شکوفایی چشمگیری را برای نگارگری و کتابآرایی در دارالسلطنه تبریز رقم زد، اتفاقی که به پدید آمدن نفیسترین نسخههای مصور آن سده انجامید. در این میان، شاهقلی خلیفه مهردار، از چهرههای شاخص اداری و نظامی دربار صفوی، نقشی بنیادین در تدوین و شکلگیری این مرقع بر عهده گرفت. در این نشست، سخنرانان و پژوهشگران تاریخ هنر با بازخوانی این گنجینه تاریخی، ابعاد گوناگون آن را بررسی کردند؛ اثری که همراه با جایگاه تاریخی- هنریاش، از منظر سیاسی نیز پیشینهای دیپلماتیک دارد؛ مرقع شاه طهماسب که رونمایی آن پس از پنج سده تأخیر تاریخی برگزار شد، حاصل شانزده سال پژوهش و گردآوری نفیسه ضرغامی است که به کوشش انتشارات آبان در دسترس جامعه فرهنگی و هنری کشور قرار گرفته است.
گروه کتاب
رونمایی پس از ۵۰۰ سال
طاهر رضازاده، دبیر و ویراستار انتشارات آبان، با قدردانی از حاضران در جلسه رونمایی «مرقع شاه طهماسب» گفت: «استاد آیدین آغداشلو بنا بود در جمع سخنرانان این مراسم حضور داشته باشند اما طی اتفاقی، منع پزشکی موقت برای راه رفتن پیدا کردهاند و از محضر ایشان محروم شدیم.» او در ادامه درباره ماجرای شکلگیری مرقع شاهطهماسب گفت: «حدود سه سال پیش خانم ضرغامی با ما تماس گرفتند و گفتند متنی درباره دیباچه مرقعهای بهراممیرزا و شاهطهماسب نوشتهاند و خواهان ویرایششان هستند، بیهیچ تعللی پذیرفتم و شگفتزده شد. بعد با کاوه علینقی، مدیر انتشارات آبان صحبت کردم، با توضیحات مختصری ایشان هم علاقهمند شدند.» دبیر تحریریه نشر آبان با تأکید برآنکه طبق تعاریف امروزی، این اثر را با در نظر گرفتن تفاوتهایی، به نوعی نیز میتوان در زمره کتابهای مرتبط با تاریخ هنر دستهبندی کرد، افزود: «وقتی سخن از تاریخ هنر به میان میآید، با reproduction- تکثیر یا همان بازآفرینی آثار هنری مواجه هستیم، اما آنچه در این مرقع پیش روی ما قرار گرفته، خود آثار هنری است و نه بازتولید شدهشان! این اثر در سمتوسوی تاریخ هنر قرار میگیرد اما با تاریخ هنر مرسوم و تعاریف مدرن آن نیز بسیار متفاوت است. از سوی دیگر اغراق نیست که بگویم این رونمایی یک وجه تاریخی هم دارد چراکه نمیدانیم، افرادی که این مرقع را در دوره صفوی تنظیم یا به قول خودشان ترتیب دادهاند، آن زمان موفق به برپایی مراسم رونماییاش شدهاند یا نه؟ به گمان ما در آن دوره تنها افراد بسیار محدودی، مرقع شاه طهماسب را دیدهاند، بنابراین امروز ما از اثری رونمایی میکنیم که رونماییاش حدود ۵۰۰ سال به تعویق افتاده و یک رونمایی بیسابقه تاریخی است. و ما برای رونمایی بخشی از تاریخ گردهم آمدهایم و حتی این مراسم را میتوان، رونمایی بخشی از هنر نادیده تاریخ ایران نیز به شمار آورد.» رضازاده درباره چالشهایی انتشار این اثر هم گفت: «یکی از چالشهایمان در روند انتشار این مرقع به قطع بزرگ اوراق آن بازمیگشت، ابتدا قرار به انتشار مرقع در قطع سلطانی بود که هم از نظر قیمت میسر نبود و هم اینکه بسیار سنگین میشد و در نهایت برای قطع رحلی به توافق رسیدیم. خوشبختانه تلاش و همکاری گروهی، برای انتشار این مرقع در قالب اثری بسیار نفیس به سرانجام رسید. در محضر اساتید و بزرگان حاضر در این محفل از همه همراهان انتشار این اثر تاریخی قدردانی میکنم، به خصوص از خانم ضرغامی که نگذاشتند این گنجینه از دستمان برود، البته به کوشش ایشان قرار است که
بزودی سراغ مرقع بهراممیرزا برویم.»
مرقعی برای برقراری صلح
مهدی حسینی، استاد نقاشی دومین سخنران این مراسم بود که در ابتدا از دستاندرکاران انتشار «مرقع شاهطهماسب» و نفیسه ضرغامی که در مقاطع کارشناسی ارشد و دکترا از جمله دانشجویان او بوده، به دلیل انتشار اثری که برای بسیاری از اهالی فرهنگ و هنر ناشناخته است، قدردانی کرد و گفت: «ماجرای شکلگیری این مرقع به زمان حملات مکرر سلطان سلیم اول عثمانی به ایران و مقابله شاه اسماعیل با او بازمیگردد، نبردی که در نهایت منتهی به انعقاد عهدنامه آماسیه در جنگ چالدران میشود که مرز فعلی ایران و ترکیه نیز از آن موقع تعیین
شده است.
با درگذشت سلیم اول عثمانی، شاه طهماسب (پسر شاه اسماعیل) در مشورت با دربار، برای برقراری عهدنامه آماسیه و جلوگیری از وقوع مجدد جنگ، تصمیم میگیرد بابت درگذشت پدر پادشاه جدید عثمانی و همچنین آغاز سلطنت او به دربار عثمانی رفته و هدایایی تقدیم کنند، در رأس آن هیأت نیز شاهقلی خلیفه مهردار بوده که دیباچه مرقع شاهطهماسب به قلم اوست. هدایایی گرانبها به همراه قرآن، شاهنامه شاهطهماسب و این مرقع تقدیم شاه جدید عثمانی
میشوند.
اغلب نگارههای مرقع شاه طهماسب، یکدست نبوده و حاصل جمعآوری به شمار میآیند؛ برخی از آنها بسیار هنرمندانه و از سوی هنرمندان شاخص خلق شدهاند و بعضی کمی ضعیفتر هستند و تعدادی هم تکنگارهاند. تعداد عمده اوراق این مرقع درباره کلیله و دمنه است و عمدتاً متعلق به قرنهای هشتم هجری، البته تعدادی نیز از قرنهای نهم و دهم هجری
هستند.
با آنکه مسلم است هنرمندان مختلفی نگارهها را کشیدهاند، اما نام هیچ کدام درج نشده، ولی این احتمال وجود دارد که اغلبشان کار احمد موسی باشد. درست برخلاف خوشنویسیها که همگی همراه با اسم هنرمندان خطاطشان هستند. تا قرن یازدهم هجری اغلب نگارهها بدون نام هنرمند نقاش آنها بوده چراکه هر بخش از نگاره را یک هنرمند انجام میداده و نتیجه کار گروهی
بودهاند.»
مصداق ایرانی کیوریتوری
سیدمحمد بهشتی، پژوهشگر و مدیر فرهنگی، سخنران بعدی این مراسم بود که پس از قدردانی از افراد کوشا در انتشار این مرقع گفت: «میزان اشراف دکتر ضرغامی در مقدمه منقحی که برای مرقع شاهطهماسب نوشتهاند مشخص است، دیگر سخنرانان این مراسم، به ابعاد مختلفی موضوع اشاره کردند و من اجازه میخواهم که به بُعد دیگری از این اثر ارزشمند بپردازم، اینکه اصلاً مرقع چیست! همانگونه که میدانید تا قبل از دوره معاصر با نمونههای قابل توجهی از مرقعات روبهرو هستیم که یکی از بهترین موارد آن همین مرقع شاه طهماسب است و البته مرقع گلشن که بهزودی از سوی فرهنگستان هنر منتشر میشود. به گمان من انتشار این مرقعات، برای پژوهشگران تاریخ هنر اهمیت بسیاری دارد. دوستان گفتند که یکی از معانی لغوی مرقع، پارهپوره یا بهتر است بگوییم، کاغذهای پارهپوره است. من اجازه میخواهم آن را با واژگانی امروزیتر شرح بدهم. امروز در عرصه هنر، اصطلاحی وجود دارد که به عقیده اغلب هنرمندان پدیدهای وارداتی است؛ کیوریتوری، کیوریتور یا کیوریت کردن. هرچند که به گمان من از جمله مصادیق بارز کیوریت کردن، مرقع است! در قرنهای گذشته افرادی در دربارها برای این کار مأمور میشدند، از آنجایی که آمادهسازی مرقعات کار بسیار سخت و هزینهبری بوده است، این افراد از سراسر کشور مأمور پیدا کردن این قطعات میشدند و در نهایت آنها را با یکدیگر تنظیم میکردند تا در نهایت یک مرقع تولید شود. به همین دلیل نیز در این مرقع شاهد آثاری هستیم که به لحاظ تاریخی حداقل دو قرن را شامل میشوند. با توجه به فضای بحرانی حاکم بر آن دو قرن، جمعآوری اوراق مرقعات، نیازمند صرف هزینههایی بوده که فقط یک شاه از پس آن برمیآمده است. به عقیده من تلاش برای پیدا کردن و گردآوری آنها در یک مجموعه و نهایتاً عرضهشان را میتوان نوعی کیوریت کردن و آن را حاصل کار یک کیوریت دانست. کیوریتوری که امروز، آثار هنرمندان مختلف را به نحوی انتخاب کرده و کنار هم عرضه میکند نیز چنین کار میکند، تلاشی برای نمایش آثار هنرمندان مختلف، کاری که مصداقی از آن در این مرقع نیز دیده میشود.»
این پژوهشگر فرهنگ و هنر با تأکید برآنکه آثار هنری در واقع ابزار کار کیوریتورها هستند افزود: «آنچه در نمایشگاهها عرضه میشود حاصل کار کیوریتور است اما نوع ایرانی این کار، در گذشته کمی متفاوت بوده است. ایرانیان تنها در مرقعات کیوریتوری نمیکردند! به عنوان نمونه میدانیم که مسجد شاه اصفهان را استاد علیاکبر اصفهانی ساخته است. اما آیا همه جزئیاتش کار ایشان بوده؟ مثلاً طراحی کاشی گنبد یا قاببندیهای نما، اینها نتیجه هنر وکار هنرمندان مختلفی است. استاد اصفهانی، در ساخت مسجد مورد بحث، نوعی کیوریت کرده و به اعتبار نقش کیوریتوری اوست که در یک مجموعه واحد به نام مسجدشاه اصفهان با حاصل کار هنرمندانی روبهرو هستیم که حد اعلای هنر خود را به نمایش گذاشتهاند. کیوریتوری ایرانی در گذشته تفاوتی با شکل امروزیاش داشته؛ در نوع ایرانیاش، کیوریتور آن کسیست که در سرانجام کار حضور مشهودی نداشته و دیده نمیشده است. در ادبیات قرنهای گذشتهمان نیز کیوریتوری یکی از کارهای مهم بوده و همین است که چندین نسخه تصحیح شده از دیوان هر شاعر در دست داریم و نهایتاً نیز نفهمیدیم که بالاخره فلان رباعی به خیام تعلق دارد یا فلان غزل واقعاً از آن حافظ است یا نه! چرا؟ به این خاطر که جامعه فرهنگی و ادبی ما نیز دائماً در حال کیوریت کردن بودهاند. اینها را گفتم که بدانید ما خیلی قبلتر از آنکه با اصطلاح امروزی کیوریت کردن آشنا شویم به آن مشغول بودهایم؛ هرچند که ممکن است انجام آن به وضوح امروز نباشد. برای خلق شاهنامه شاهطهماسبی، مکتبی در قزوین ایجاد میکنند و در آن مکتب به سرپرستی یک هنرمند شاخص، از هنرمندان بزرگ سراسر ایران دعوت میشود که در نتیجهاش اثری همچون شاهنامه طهماسبی، شاهنامه بایسنقری و شاهنامه داوری خلق میشود، خلق همه این آثار شاخص ادبی، در نتیجه فعالیت پس پرده یک کیوریتور بوده است. البته این اقدام با توجه به ویژگیهای ماهوی بین کیوریتوری ایرانی و خارجی در اجزا تفاوتهایی دارند. به همین دلیل نیز مدتهاست تأکید دارم درباره هر چیزی و هر اتفاقی باید از منظر ایران و ایرانیان پرسش کنیم. بگوییم که فلان مسأله یا هنر از منظر ایران و فرهنگ ایرانی چیست؟ باید بکوشیم تا منظر فرهنگ خودمان با موضوعات بنگریم، نه صرفاً از دیدگاه و نگاه دیگران. از این جهت انتشار مرقعها کار فرصت بسیار مغتنمی است، تا به امروز نهایتاً چند مرقع بیشتر منتشر نشده، امیدوارم برای انتشار مابقی مرقعات نیز تلاش شود تا از این طریق، برای نگریستن به موضوعات مختلف از منظر ایرانی تمرین کنیم.»
با نگاه خودمان سراغ تاریخ برویم
کفایت کوشا، پژوهشگر نقاشی عهد صفوی و همچنین مکتب ایران و هند با تأکید برآنکه در انتشار این مرقع کار پژوهشی بسیار ارزشمندی انجام شده گفت: «همانگونه که آقای بهشتی گفتند ما ایرانیان باید خودمان به فکر فرهنگ ایرانی و شناخت تاریخمان باشیم. با آنکه نمیتوان منکر زحمات شرقشناسان شد اما آنان از منظر خودشان درباره ما نوشتهاند؛ منکر اهمیت آثار شرقشناسان غربی نیستم، اما ما به آثاری با نگاه ایرانی نیز نیاز داریم و کتابهای در دسترس دانشجویانمان نباید محدود به ترجمههایی از متون انگلیسی، فرانسه، روسی و آلمانی باشد؛ آن هم در شرایطی چنین گنجینههایی در کتابخانههای ما در دسترس است.
روی سخن من با جوانان است، از دانشجویان میخواهم که متون کهن و آثار گرانبهایی را که در کتابخانهها هستند جدی بگیرند، در دوران جوانی من و همنسلانم شرایط به راحتی امروز نبود، اغلب متون کهن در دسترسمان، نسخ خطی تصحیح نشده بودند.
نسخی که بخش مهمی از آنها تصحیح شدهاند و بسیاری از آنها حتی در سایتها در دسترس قرار دارند و به راحتی قابل مطالعهاند. ما نیازمند کشف خودمان هستیم، توصیهای که امیدوارم جوانانمان آن را جدی بگیرند، بروند و بخوانند. باید از منظر یک ایرانی به تاریخ سرزمینمان نگاه کنند و فرهنگ و هنر آن را تجزیه و تحلیل کنند و از اشتباه نیز
نهراسند.»
کوشا در بخش دیگری از سخنانش گفت: «هنر زاده زمانه خویش است و ما اگر خواهان درک اهمیت و ماهیت مرقع شاهطهماسب باشیم ناگزیر به مطالعات تاریخی آن دوران هستیم چراکه هر مکتب و سبک هنری، در بستر خاص اجتماعی و اقتصادی، سیاسی، فرهنگی خودش تعریف میشود و رشد میکند. سالهای حکمرانی شاهطهماست، دورانی بسیارخطیری است. طی پنجاهوچهار سالی که شاهطهماسب پادشاهی کرد، اتفاقات بسیار عجیبی رخ داده است که همه اینها تأثیر مستقیمی روی بخشهای مختلف فرهنگ و هنرمان نیز داشتهاند.
بنابر منابع تاریخی، شاه طهماسب از همان سنین بسیار کم که در دارالسلطنه تبریز به تخت مینشیند، شیفته هنر و هنرمندان بوده و این مسألهای که به نقل از افراد مختلفی دربارهاش میخوانیم؛ از بوداق قزوینی در جواهرالاخبار گرفته تا تقیالدین محمد اوحدی در عرفات العاشقین و عرصات العارفین، همگی مطالبی دراین خصوص نوشتهاند. شاهطهماسب خودش نیز اهل نقاشی و خطاطی بوده و اثری نیز از او به یادگار مانده که در کتابخانه سنپترزبورگ نگهداری
میشود.
در نتیجه این علاقهمندی نیز با دو اثر شاخص روبهرو هستیم، یکی شاهنامه شاهطهماسب و دیگری مرقع شاهطهماسب که هر دو در ۱۵ سال اول پادشاهیاش خلق شدهاند. او آنقدر به ادبیات و هنر علاقهمند بوده که در ابتدای جوانی آن را در بین درباریان نیز گسترش میدهد. هرچند که در نهایت او را به جایی میرسانند که دستور به اخراج همه هنرمندان از دربار میدهد و دست از حمایت هنرمندان و تأمین هزینههای آنان نیز میکشد و از آنجا که فعالیتهای هنری و ادبی نیازمند حمایت مالی پادشاهی بوده، بسیاری از آنان به هند و همچنین دربار بهراممیرزا (برادر شاه طهماسب در مشهد) میروند، عدهای نیز به عثمانی فرار میکنند. با وجود این نمیتوان منکر نقش مستقیم و غیرمستقیم شاهطهماسب در رشد نقاشی ایرانی شد.»
اثری مهم در تاریخ خوشنویسی
امیر احمد فلسفی، استاد خوشنویسی نیز از گردآورنده این مرقع و ناشر اثر قدردانی کرده و گفت: «این مرقع از منظر خوشنویسی اثری بسیار گرانبهاست. در این بین نباید فراموش کرد بسیاری از آثار تاریخی- هنری ما به اشکال مختلف، از جمله هدایا یا غنیمت جنگی از کشورمان خارج شده و در مجموعههای فرهنگی، خصوصی و موزهها نگهداری میشوند. از همین بابت نیز در بهترین موزههای جهان، بخش مهمی به خوشنویسی ایرانی اختصاص پیدا کرده است، آثاری که اغلب از دسترس خودمان دور است و حالا به لطف انتشار این مرقع، قادر به مشاهده و بررسی بخشی از آنها هستیم. برای اطلاع از سیر تکاملی خوشنویسی و همچنین شناخت سبکشناسی این هنر، دورههای تاریخی مختلفی را باید مطالعه و بررسی کرد که دوره شاهطهماسب یکی از آنهاست. انتشار این اثر گرانبها، بیشک همچون چراغی پیشروی هنرمندانی خواهد بود که خواهان ارتقای کار خود هستند. دسترسی به خوشنویسیهای این مرقع که تا به امروز ممکن نبوده، امکان بسیار خوب و بیسابقهای به شمار میآید و فرصت بسیار مغتنمی است؛ به خصوص که در مرقع شاهطهماسب ما با مجموعی از آثار خوشنویسی هنرمندان بزرگ قرنهای هشتم و نهم و حتی بخشهایی از قرن دهم روبهرو هستیم که بازه زمانی قابل توجهی، یعنی حدود ۲۲۰ سال را شامل میشود. تا جایی که میدانم این مرقع دربردارنده قطعات قابل توجهی خوشنویسی از استادان طراز اولی چون یحیی جمالی صوفی، عبدالله هروی و عبدالله صیرفی است که امکان خوبی را برای مطالعه در اختیار پژوهشگران و اساتید میگذارد. تمامی عزیزانی که در به سرانجام رساندن این کار نقش داشتهاند، از خانم ضرغامی تا آقای علینقی و دیگر دستاندرکاران انتشار آن، سهم مهمی در دسترسی علاقهمندان به گنجینهای بسیار عظیم و متنوع
داشتهاند.»
اهمیت مطالعه مرقعها
نفیسه ضرغامی، پژوهشگر و نویسندهای که «مرقع شاهطهماسب» به همت او در اختیار علاقهمندان قرار گرفته است از علاقهمندان برای مطالعه مقدمه این اثر دعوت کرد و گفت: «از آنجایی که توضیحات لازم در مقدمه آمده، به ذکر چند توضیح مختصر اکتفا میکنم، اول آنکه مقدمه این مرقع در واقع شبیه یک پیشینه تحقیق است که شامل نقلقولها و نظرات متفاوتی میشود که درباره تاریخ شروع گردآوری این مرقع و زمان اتمامش و همچنین دیگر مسائل مرتبط با آن وجود دارد.» این محقق و نویسنده در بخش دیگر سخنرانیاش به بیان جزئیاتی از این مرقع پرداخت و ادامه داد: «مرقع شاهطهماسب ویژگیهای خاصی دارد که در کتاب تازهام به آن پرداختم. نکته مهم دیگر این است که هرگز هیچ دو مرقعی را نمیتوان شبیه هم یافت، هر مرقع ویژگیهای خاص خودش را دارد. مطالعه مرقعها برای ما امکان بررسی و حتی استخراج رویکردها و حتی نظریههای تاریخی- هنری را فراهم میکند. وقتی من اوراق این مرقع را از نزدیک میدیدم، با قطعاتی مواجه میشدم که نمیدانستم مرتبط با کدام دوره است. اما در نهایت بررسی تصاویر اینچنینی حتی به استخراج تاریخ نیز کمک میکند و ما در اینجا با یک وارونگی، از تصویر به متن روبهرو هستیم. اگر اوراق این مرقع و روندی را که برای مرمت آنها طی شده ببینید، بیشک به این هنر عجیب و به این نوع مجموعهسازی افتخار خواهید کرد. مرقع شاهطهماسب حاصل تلاش شانزده سالهای است که برای بهسرانجام رساندن آن انجام دادهام؛ هرچند اگر همراهی آقایان بهشتی، علینقی و رضازاده، خانم فاطمه خسروجردی و وسواس ایشان در گرافیک و نظارت با چاپ نبود، شاهد انتشار این مرقع با چنین کیفیتی نبودیم. از دوستی شنیدم که رنگ تصاویر این مرقع با اوراق واقعی متفاوت است، اما همینجا اعلام میکنم که رنگ نسخه چاپی شباهت زیادی به اصل اوراق دارد.» در پایان این مراسم از دستاندرکاران انتشار «مرقع شاه طهماسب» و افرادی که در به سرانجام رساندن این پروژه همراهی کرده بودند، از جمله گردآورنده، ناشر، مدیریت چاپخانه نیز قدردانی به عمل آمد.

