«ایران» ابعاد تصمیم پکن در اعزام فرستاده ویژه به غرب آسیا را بررسی میکند
نظم منطقهای با الگوی چینی
دبیر گروه بین الملل
در بحبوحه شرایط خاص منطقه، چین از اعزام یک فرستاده ویژه به غرب آسیا خبر داد. این موضوع روز گذشته از سوی سخنگوی وزارت امور خارجه چین بیان شد. گوئو جیاکون در نشست خبری خود با اشاره به اینکه پکن بهشدت نگران درگیریها در خاورمیانه و مناطق اطراف آن است، اعلام کرد چین در آینده نزدیک فرستادهای را به کشورهای مرتبط اعزام خواهد کرد.
این دیپلمات چینی از طرفهای درگیر خواست اختلافات خود را از طریق گفتوگو و مذاکره حلوفصل کنند و نسبت به سرایت درگیریهای خاورمیانه به شاخ آفریقا و منطقه دریای سرخ ابراز نگرانی کرد. گوئو اظهار کرد: «چین بهزودی فرستادهای ویژه را برای سفر به کشورهای منطقه اعزام خواهد کرد تا ارتباط با طرفهای مرتبط را تقویت کند، تماسها و گفتوگوها را پیش ببرد، به کاهش تنشها کمک کند و مانع وخامت بیشتر اوضاع شود.»
این تصمیم دولت شی جینپینگ در شرایطی اتخاذ میشود که سیاستهای آشفته و نابخردانه دولت ترامپ، آمریکا را در باتلاق سیاستهای شخصی و ترجیحات نتانیاهو گرفتار کرده و به تبع آن، جهان را در آستانه یک بحران بزرگ قرار داده است.
این هدفگذاری در سیاست خارجی چین البته اتفاق بدیع و نوظهوری نیست. پایهگذاری سمت فرستاده ویژه یا نماینده خاص برای منطقه غرب آسیا به بیش از 2 دهه قبل بازمیگردد. در سال 2002 چین این سمت را با تمرکز اولیه بر بحران ریشهدار منطقه یعنی فلسطین ایجاد کرد. به تدریج در سالهای بعد، حوزه فعالیت این سمت به مسائل گستردهتری مانند بحران سوریه، جنگ یمن و دیگر بحرانهای منطقهای که مورد متأخر آن جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران است گسترش یافت.
پس از جنگ سوریه که سال 2011 بعد از بهار عربی آغاز شد، پکن با انتصاب فرستاده ویژه برای سوریه، دیپلمات چینی، شی شیائویان را بهعنوان فرستاده ویژه منصوب کرد که از سال 2016 در این سمت خدمت کرده است. دولت چین طرح چهار مادهای خود را در سال ۲۰۱۲، طرح «پنج مادهای» را در سال ۲۰۱۴ و طرح چهار مادهای دیگر را در سال ۲۰۲۱ ارائه داد. هر سند خواستار احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی سوریه، تسریع بازسازی، مبارزه با تروریسم و حمایت از یک گذار سیاسی فراگیر یا راهحلی برای این درگیری بود.
در سال 2017 وقتی تنشها بین قطر، امارات متحده عربی و عربستان سعودی تشدید شد و به محاصره قطر انجامید، چین یک دیپلمات را برای سفری سه روزه به خلیج فارس اعزام کرد.
سال 2023 و آغاز جنگ غزه، ژایجون، فرستاده ویژه چین در امور خاورمیانه برای رایزنی با طرفهای منطقهای وارد عمل شد. چین در آن مقطع همچنین برنامهای درباره آتش بس و حل مناقشه فلسطین و اسرائیل ارائه داد.
جنگ 40 روزه، اتفاق دیگری بود که سیاست خاورمیانهای چین را دوباره به جریان انداخت. یک هفته بعد از تحمیل جنگ علیه ایران توسط محور آمریکایی-اسرائیلی، وزارت خارجه چین روز ۵ مارس (اواسط اسفند 1404) اعلام کرد ژای جون را برای کمک به کاهش تنشهای ناشی از حملات نظامی آمریکا و اسرائیل به ایران به منطقه اعزام خواهد کرد. اندکی بعد «شی جین پینگ» رئیس جمهوری چین یک ابتکار چهار مادهای را برای صلح و ثبات در منطقه مطرح کرد.
اعلام جدید پکن برای تعیین فرستاده ویژه، با توجه به نگرانی از گسترش بحران به دریای سرخ و شاخ آفریقا، نشان میدهد که دامنه توجه چین امنیت مسیرهای دریایی و پیامدهای فرامنطقهای آنها را هم در کانون توجه قرار میدهد.
با این حال، دولت شی جینپینگ مشخص نکرده آیا مأموریت جدید صرفاً ادامه فعالیت ژای جون است یا مأموریتی تازه با دستور کار متفاوت خواهد بود.
به نظر میرسد پکن تلاش میکند از کاهش قدرت واشنگتن در منطقه در پساجنگ هرمز استفاده کرده و خود را به عنوان یک قدرت ثباتساز و ایفای نقش بازیگر مسئول به نمایش بگذارد.
برای فهم انگیزه پکن از این تصمیم باید در نظر گرفت که منطقه خاورمیانه از طریق تأمین انرژی، سرمایهگذاریها، ابتکار کمربند- راه و مسیرهای دریایی به منافع راهبردی این کشور متصل است. منطقه غرب آسیا به عنوان یک نقطه کلیدی برای واشنگتن در سیاست مهار چین و در جهت خفگی ژئوپلتیک رقبا اهمیت داشته است. باوجود این، کشورهای عربی و غربی، همیشه و به ویژه پس از تحولات جنگ اخیر علیه ایران از چین انتقاد کردهاند که باید نقش مسئولانهای در خاورمیانه ایفا کند، اما پکن روش متفاوتی برای مسئولیتهای خود تعریف کرده است.
رفتارشناسی چین نشان میدهد در مسائل امنیتی منطقهای، چین بر امنیت مشارکتی و پایدار تأکید دارد. شکست مدل آمریکایی برای مداخله مستقیم نظامی-امنیتی در منطقه از طریق صادرات امنیت، بعد از جنگ 40 روزه احتمالاً چینیها را در جهتگیری سیاست همیشگی خودشان مصممتر کرده است.
از دیدگاه چینیها، مسائل امنیتی باید توسط خود کشورهای منطقه حل و فصل شود و قدرتهای فرامنطقهای مثل چین صرفاً میتوانند کشورهای منطقه را با استفاده از اهرم اقتصادی و سیاسی به سمت گفتوگو سوق دهند.
این درحالی است که ژئوپلتیک منطقه خاورمیانه برای چین فقط یک میدان دیپلماتیک نیست؛ این منطقه به تأمین انرژی، سرمایهگذاریها، ابتکار کمربند- راه و مسیرهای دریایی متصل است که برای کشتیرانی، تجارت بینالمللی و اتصال آسیا به اروپا اهمیت دارند.
یکی از مزیتهای دیپلماتیک چین در خاورمیانه، حفظ روابط همزمان با بازیگران رقیب است. به عنوان نمونه، پکن هم با ایران روابط دارد و هم با عربستان سعودی، امارات و دیگر کشورهای عربی همکاری میکند.
اندیشکده آمریکایی کارنگی 2 سال قبل در تحلیلی تأکید کرد که پکن امنیت منطقه را مسألهای مشترک میبیند و بر گفتوگو میان کشورهای منطقه تأکید دارد؛ بر خلاف راهبرد آمریکایی که بر ایجاد یک ائتلاف امنیتی پافشاری میکند که یک بازیگر منطقهای را در برابر دیگری قرار دهد.
از این منظر، اعزام فرستاده ویژه، به چین امکان میدهد با هزینهای بسیار کمتر از مداخله نظامی، کانالهای ارتباطی خود را با طرفهای مختلف باز نگه دارد.
از نگاه کارشناسان، توافق احیای روابط دیپلماتیک ایران و عربستان که با میانجیگری چین در پکن اعلام شد، نقطه عطفی در تصویر بینالمللی پکن بود. این تجربه نشان داد چین میتواند در شرایط مناسب، از روابط خود با رقبای منطقهای برای تسهیل توافق سیاسی استفاده کند.
گزارش سال ۲۰۲۵ مؤسسه بینالمللی مطالعات راهبردی (IISS) استدلال میکند که تعامل چین با خاورمیانه و شمال آفریقا علاوه بر منافع اقتصادی و امنیتی، با هدف افزایش نقش این کشور در شکلدهی به نظم بینالمللی نیز پیوند دارد. در نتیجه، چین میکوشد نشان دهد که مدیریت بحرانهای منطقهای نباید صرفاً به قدرت نظامی آمریکا یا ائتلافهای تحت رهبری واشنگتن وابسته باشد و دیپلماسی چندجانبه و میانجیگری نیز باید جایگاهی محوری داشته باشند.
جهتگیری چین در چندماه گذشته و بعد از تحولات مرتبط با تنگه هرمز نشان دهنده این است که پکن میخواهد نفوذ خود بر شکلگیری نظم امنیتی خاورمیانه را افزایش دهد، اما این هدف با پذیرش مسئولیت کامل تأمین امنیت منطقه تفاوت دارد.
گزارش انستیتوخاورمیانه (MEI) که اواخر سپتامبر منتشر شده اشاره میکند که پکن همچنان به عدم مداخله، پرهیز از اتحادهای نظامی رسمی و محدود نگه داشتن تعهدات امنیتی بلندمدت در خارج از مرزهای خود پایبند است. توانایی نظامی چین برای عملیات دوربرد در حال افزایش است، اما این کشور هنوز با محدودیتهایی در تأمین امنیت پایدار در محیط پرتنش خلیج فارس روبهروست.
اندیشکده چتمهاوس نیز چند ماه قبل در مه ۲۰۲۶ درباره پیامدهای جنگ علیه ایران تحلیل کرد که چین میتواند در ایجاد چارچوب امنیتی جدید و تسهیل گفتوگو میان ایران و کشورهای خلیج فارس نقش ایفا کند.
در نهایت، اعزام فرستاده ویژه چین به خاورمیانه در بستر بحران کنونی را میتوان در چارچوب تداوم راهبرد خاورمیانهای چین و به روزرسانی آن با تحولات جدید ارزیابی کرد.
از نظر راهبردی، بحران کنونی در منطقه منافع مستقیم چین را تهدید میکند. گسترش درگیری میتواند پیامدهایی برای تجارت، انرژی و امنیت اقتصادی چین داشته باشد. با وجود این پکن مایل نیست آمریکا در این مناقشه دست برتر را داشته باشد و در عین حال میخواهد جایگاه خود را بهعنوان قدرتی مؤثر در مدیریت بحرانهای بینالمللی تثبیت کند.
از نظر ترتیبات امنیتی، از نگاه ناظران، راهبرد چین بیشتر میتواند تمرکز روی افزایش نقش دیپلماسی و سازوکارهای منطقهای باشد تا پذیرش فوری مسئولیت امنیتی مشابه سیاست آمریکا.
اینکه چین میتواند منطقه غرب آسیا را از دیپلماسی بحرانمحور به مشارکت مستمر در ایجاد یک سازوکار امنیتی منطقهای عبور دهد، پرسشی است که به زودی نتایج آن و میزان موفقیت آن در سطوح سیاسی و امنیتی منطقه نمایان خواهد شد.

