چالش‌های نظام اعتبارسنجی آموزش عالی در ایران

۵ سوءبرداشت درباره ارزیابی دانشگاه‌ها

اعتبارسنجی یکسان، تفاوت مأموریت دانشگاه‌ها را نادیده می‌گیرد

تحولات چند دهه اخیر در آموزش عالی نشان می‌دهد که «کیفیت دانشگاه» صرفاً با امکانات، منابع و فرآیندهای آموزشی تعریف نمی‌شود. امروزه در ادبیات جهانی آموزش عالی، آنچه محور سیاست‌گذاری و ارزیابی قرار گرفته، «بهبود مستمر کیفیت» است؛ رویکردی که اعتبارسنجی را از یک سازوکار اداری فراتر می‌برد و آن را به ابزاری برای ارتقای مستمر نظام آموزش عالی تبدیل می‌کند. در این نگاه، معیار اصلی ارزیابی، نه صرفاً آنچه دانشگاه در اختیار دارد، بلکه آن چیزی است که دانشگاه پدید می‌آورد؛ از کیفیت یادگیری دانشجویان و میزان رضایت آنان گرفته تا رضایت کارفرمایان، اعتبار اجتماعی دانشگاه و آثار اجتماعی و اقتصادی آن. از این منظر، نسبت میان اعتبارسنجی و اعتباربخشی نیز معنای روشن‌تری پیدا می‌کند. اگرچه درباره نسبت این دو مفهوم دیدگاه‌های متفاوتی وجود دارد، اما تلقی رایج در ادبیات تخصصی آن است که «اعتبارسنجی» بخشی از فرآیندی است که در نهایت به «اعتباربخشی» می‌انجامد. با وجود این، یکی از برداشت‌های رایج در ایران، فروکاستن اعتبارسنجی به ابزاری برای کنترل و نظارت دولت است؛ برداشتی که بیش از آنکه با فلسفه اعتبارسنجی سازگار باشد، آن را به یک فرآیند اداری تقلیل می‌دهد، حال آنکه فلسفه اعتبارسنجی در تجربه‌های موفق جهانی، تضمین و بهبود مستمر کیفیت است، نه صرفاً اعمال نظارت.

علی خورسندی
رئیس مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی

اعتبارسنجی؛ از نظارت اداری
تا تضمین کیفیت
همین تفاوت نگرش، در جایگاه نهادهای اعتباربخشی نیز خود را نشان می‌دهد. در ایران معمولاً این تصور وجود دارد که معتبرترین مرجع اعتباربخشی، نهادهای دولتی هستند، در حالی که در بسیاری از نظام‌های آموزش عالی جهان، معتبرترین نهادهای اعتباربخشی، نهادهای غیردولتی و مستقل‌اند؛ نهادهایی که اعتبار حرفه‌ای خود را از استقلال و تخصص کسب می‌کنند. از همین رو، در بسیاری از کشورها، اعتبارسنجی بر پایه الگوهای ترکیبی یا هیبریدی انجام می‌شود و دولت، اگرچه یکی از بازیگران این عرصه است، اما نقش انحصاری یا تعیین‌کننده ندارد. در چنین ساختاری، ارزیابی همتا
(Peer Review) و ارزیابی دانشگاه‌ها و مؤسسات هم‌تراز، متعارف‌ترین و پذیرفته‌شده‌ترین شیوه اعتبارسنجی محسوب می‌شود.

خروجی‌های دانشگاه
معیار اصلی سنجش کیفیت است
چالش دیگر، نوع نگاه به معیارهای ارزیابی است. در ایران، اعتبارسنجی عمدتاً بر ورودی‌ها متمرکز است؛ بر شمار اعضای هیأت علمی، تجهیزات، امکانات، منابع و تا اندازه‌ای فرآیندها. اما در نظام‌های پیشرو، معیار اصلی، خروجی‌ها و پیامدهاست. پرسش اساسی این نیست که دانشگاه چه امکاناتی در اختیار دارد، بلکه این است که چه تغییری در دانشجو ایجاد کرده و چه اثری بر جامعه گذاشته است. از همین منظر، اشتغال‌پذیری دانش‌آموختگان نیز به یکی از مهم‌ترین شاخص‌های سنجش کیفیت تبدیل شده است، زیرا کیفیت آموزش عالی، در نهایت باید در توانایی دانشگاه برای پاسخگویی به نیازهای جامعه و تربیت نیروی انسانی کارآمد بازتاب یابد.
در چنین چارچوبی، مسئولیت کیفیت نیز نمی‌تواند صرفاً بر عهده نهادهای ناظر باشد. کیفیت، محصول عملکرد مجموعه‌ای از بازیگران است که هر یک در شکل‌گیری آن سهم دارند. استادان، کارکنان دانشگاه، کارفرمایان، سفارش‌دهندگان و دیگر ذی‌نفعان، همگی بخشی از اکوسیستم آموزش عالی‌اند و بهبود مستمر کیفیت، بدون مشارکت و مسئولیت‌پذیری آنان تحقق نخواهد یافت. اعتبارسنجی نیز زمانی می‌تواند نقش واقعی خود را ایفا کند که این مسئولیت مشترک را بازتاب دهد.

اعتبارسنجی باید متناسب
با مأموریت دانشگاه‌ها طراحی شود
یکسان‌انگاری دانشگاه‌ها در فرآیند اعتبارسنجی از چالش‌های مهم نظام آموزش عالی به شمار می‌رود. به‌کارگیری مجموعه‌ای واحد از ابزارها و استانداردها برای ارزیابی همه دانشگاه‌ها، تفاوت مأموریت‌ها و هویت‌های آکادمیک را نادیده می‌گیرد. حال آنکه دانشگاه‌های فنی، دانشگاه‌های علوم‌ پزشکی، دانشگاه‌های آموزش‌محور و دانشگاه‌های پژوهش‌محور، هر یک با اهداف، کارکردها و انتظارات متفاوتی شکل گرفته‌اند و طبیعی است که معیارهای اعتبارسنجی آنها نیز باید متناسب با همین تفاوت‌ها تدوین شود. ارزیابی همه این نهادها با یک الگوی واحد، نه تصویری دقیق از عملکرد آنها ارائه می‌کند و نه می‌تواند به ارتقای کیفیت  بینجامد.

 

مؤلفه‌هایی برای ارتقای واقعی دانشگاه‌ها

اعتبارسنجی، زمانی می‌تواند نقش مؤثر خود را در نظام آموزش عالی ایفا کند که از چارچوب صرفاً اداری و نظارتی خارج شود و در خدمت شکل‌گیری «فرهنگ کیفیت» قرار گیرد؛ فرهنگی که در آن، پیامدهای یادگیری مبنای ارزیابی باشد، استقلال حرفه‌ای نهادهای اعتباربخشی به رسمیت شناخته شود، ارزیابی همتا، جایگاه شایسته خود را پیدا کند، مسئولیت کیفیت میان همه ذی‌نفعان توزیع شود و معیارهای ارزیابی نیز با مأموریت و هویت هر دانشگاه تناسب داشته باشد. تنها در چنین چارچوبی است که اعتبارسنجی از یک الزام اداری به ابزاری برای توسعه و ارتقای واقعی آموزش عالی تبدیل خواهد شد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • کتاب
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • حوادث
  • خودرو
  • ایران زمین
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و شصت
 - شماره نه هزار و صد و شصت - ۰۶ آبان ۱۴۰۵