در حافظه موقت ذخیره شد...
پنجرهای برای ارتباط
احمد اکبرپور و رضا دالوند چگونه میتوانند نماینده ظرفیتهای ادبیات کودک ایران در عرصه جهانی باشند؟
روزنامهنگار
معرفی احمد اکبرپور در بخش نویسندگی و رضا دالوند در بخش تصویرگری بهعنوان نامزدهای ایرانی جایزه هانس کریستین اندرسن ۲۰۲۸، فرصتی است برای بازاندیشی در جایگاه ادبیات کودک ایران در جهان؛ جایگاهی که ارزیابی آن تنها با شمار جوایز و افتخارات به دست نمیآید و به میزان حضور آثار ایرانی در گفتوگوی ادبی و هنری بینالمللی نیز وابسته است. جایزه هانس کریستین اندرسن که از سوی دفتر بینالمللی کتاب برای نسل جوان (IBBY) اعطا میشود، از معتبرترین جوایز جهانی ادبیات کودک است. این جایزه هر دو سال یکبار به یک نویسنده و یک تصویرگر اهدا میشود و برخلاف جوایزی که بر یک کتاب مشخص تمرکز دارند، مجموعه آثار و سهم ماندگار پدیدآورنده در ادبیات کودک را ارزیابی میکند. از این منظر، نامزدی در این رقابت به معنای قرار گرفتن یک کارنامه ادبی یا هنری در معرض بررسی و مقایسه جهانی است.
تجربهای که تکرار میشود
احمد اکبرپور برای دومینبار بهعنوان نامزد ایرانی بخش نویسندگی معرفی شده است. او در دوره ۲۰۲۶ هم نماینده ایران بود و توانست از میان ۷۸ نامزد از ۴۴ کشور، به فهرست نهایی
6 نویسنده راه پیدا کند؛ دستاوردی که اهمیت آن فراتر از حضور اولیه در رقابت است. هرچند او در آن دوره برنده جایزه نشد، اما رسیدن به مرحله نهایی نشان داد که آثارش توانستهاند توجه هیأت داوران بینالمللی را جلب کنند.
اکبرپور بیش از 50 کتاب برای کودکان و نوجوانان نوشته و در آثارش از شیوههای روایی متنوعی، از طنز و خیالپردازی تا روایتهای واقعگرا و اسطورهای، بهره گرفته است. پرداختن به موضوعاتی چون دوستی، صلح، خانواده و پذیرش تفاوتها هم از ویژگیهای آثار اوست. این تنوع، در ارزیابی کارنامه یک نویسنده کودک اهمیت دارد؛ چرا که ادبیات کودک فقط انتقال پیامهای اخلاقی نیست، بلکه باید بتواند جهان پیچیده انسان را از منظر کودکان بازآفرینی کند و تخیل و پرسشگری آنان را گسترش دهد.
زبان جهانی تصویر
در بخش تصویرگری، معرفی رضا دالوند توجهها را به ظرفیت تصویرگران ایرانی جلب میکند. دالوند در بیش از ۳۰ کتاب کودک و نوجوان بهعنوان تصویرگر یا نویسنده ـ تصویرگر مشارکت داشته و آثارش به بیش از ۱۵ زبان منتشر شده است. انتخاب آثار او برای نمایشگاه تصویرگران نمایشگاه بینالمللی کتاب کودک بولونیا و دریافت جایزه بزرگ موزه کتاب تصویری اوشیما در ژاپن، بخشی از سابقه بینالمللی اوست.
تصویرگری کتاب کودک، برخلاف تصور رایج، صرفاً همراهی تزئینی با متن نیست. تصویر میتواند بخشی از روایت را برعهده بگیرد، اطلاعاتی را آشکار کند که در کلمات وجود ندارند و حتی معنای متن را به چالش بکشد. از این رو، ارزیابی یک تصویرگر در جایزهای مانند اندرسن به بررسی زبان بصری شخصی، نوآوری هنری، رابطه تصویر و روایت و توانایی برقراری ارتباط با کودکان در فرهنگهای گوناگون نیاز دارد.
آیا نامزدی به معنای برنده شدن است؟
طبیعی است که پس از معرفی نامزدهای ایرانی، پرسش درباره شانس برنده شدن آنها مطرح شود. با این حال، در مرحله کنونی نمیتوان پیشبینی قابل اتکایی درباره نتیجه نهایی ارائه کرد. سابقه حضور اکبرپور در فهرست نهایی دوره گذشته و تجربه بینالمللی دالوند، نقاط قوت قابل توجهیاند، اما نتیجه رقابت به ارزیابی مجموعه آثار همه نامزدها و تصمیم هیأت داوران بستگی دارد. از سوی دیگر، نباید اهمیت این حضور را تنها با احتمال دریافت مدال سنجید. نامزدی در چنین جایزهای میتواند فرصتی برای معرفی گستردهتر آثار، افزایش توجه ناشران و مترجمان خارجی و شکلگیری ارتباطهای تازه میان پدیدآورندگان ایرانی و جامعه جهانی کتاب کودک باشد. البته تحقق این فرصتها به فعالیت مستمر ناشران، مترجمان، منتقدان و نهادهای فرهنگی هم نیاز دارد؛ معرفی یک نامزد بهتنهایی تضمینکننده ترجمه و انتشار گسترده آثار او نیست. تجربه اکبرپور در دوره گذشته نشان داده که ادبیات کودک ایران میتواند به مراحل پایانی یک رقابت معتبر جهانی راه پیدا کند. اکنون معرفی دوباره او در کنار رضا دالوند، امکان توجه همزمان به دو عرصه مهم این ادبیات، یعنی نویسندگی و تصویرگری را فراهم کرده است. در نهایت، شاید پرسش مهمتر از اینکه کدامیک از این 2 هنرمند برنده خواهند شد، این باشد که چگونه میتوان از چنین فرصتهایی برای شناساندن پیوسته ادبیات کودک ایران بهره گرفت. جایزهها میآیند و میروند، اما آنچه میتواند ماندگار شود، حضور آثار خلاقانه در دسترس کودکان جهان و شکلگیری ارتباطی پایدار میان فرهنگها از مسیر ادبیات است.

