اکبر زنجانپور و دغدغه های فرهنگی اش

رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی

اکبر زنجانپور در نشست تخصصی «عصر کارگردان» با موضوع «بررسی دلایل کم‌کاری و کناره‌گیری کارگردانان حرفه‌ای تئاتر در دهه اخیر» که به همت کانون کارگردانان خانه تئاتر برگزار شد، از وضعیتی سخن گفت که نمی‌توان آن را صرفاً به کم‌کاری هنرمندان یا تغییر ذائقه مخاطبان نسبت داد. حرف‌های این کارگردان و بازیگر پیشکسوت، فراتر از بیان مشکلات صنفی، تلاشی برای بازخوانی نسبت تئاتر با جامعه و ساختارهایی است که امکان حیات حرفه‌ای این هنر را فراهم می‌کنند یا از آن می‌گیرند. زنجانپور با تأکید بر اینکه تئاتر باید به بخشی از زیست فرهنگی مردم تبدیل شود، به مسأله‌ای بنیادین اشاره می‌کند: «تئاتر زمانی زنده است که مخاطب آن را نه یک تفریح مناسبتی، بلکه ضرورتی در زندگی خود بداند.» این نگاه، تئاتر را از محدوده فروش بلیت، شهرت و مناسبات تجاری فراتر می‌برد و به کارکرد انسانی و اجتماعی آن بازمی‌گرداند، هنری که امکان مواجهه انسان با خود، دیگری و جهان پیرامون را فراهم می‌کند.  اما چگونه می‌توان از تئاتر انتظار داشت به ضرورتی فرهنگی تبدیل شود، وقتی ارتباط با آن از سال‌های اول زندگی شکل نمی‌گیرد؟ تأکید زنجانپور بر آشنایی کودکان و نوجوانان با تئاتر از دوران دبستان، از همین منظر اهمیت دارد. مخاطب تئاتر را نمی‌توان صرفاً با تبلیغات ساخت؛ او باید فرصت تجربه، شناخت و ارتباط مستمر با این هنر را داشته باشد. آموزش تئاتر در این معنا، سرمایه‌گذاری برای آینده فرهنگی جامعه است.
 بااین‌حال، مسأله تنها مخاطب نیست، تولید نیز با موانع ساختاری روبه‌روست. زنجانپور از محدودیت سالن‌ها، دشواری برنامه‌ریزی و ناتوانی بسیاری از هنرمندان در گردهم‌آوردن گروه و اجرای اثر سخن می‌گوید. این وضعیت نشان می‌دهد که چالش های مرتبط با هنر نمایش را نمی‌توان صرفاً به ضرورت به‌روزشدن هنرمندان تقلیل داد. چه‌بسا هنرمندی از دانش و تجربه کافی برخوردار باشد، اما امکان تبدیل توانایی‌هایش به یک اجرای واقعی را پیدا نکند. در چنین شرایطی، مسأله فقط فقدان خلاقیت نیست؛ فقدان امکان تولید است.  پیشنهاد او برای شکل‌گیری گروه‌های مستقل و پایدار نمایشی نیز پاسخی به همین معضل است.
نکته مهم این است که بحران تولید و فاصله تئاتر از مخاطب، دو مسأله جداگانه نیستند. وقتی امکان اجرای مستمر وجود ندارد، رابطه هنرمند و تماشاگر نیز ناپایدار می‌شود. نمی‌توان از مردم خواست تئاتر را بخشی از زندگی خود بدانند، اما شرایط حضور پیوسته آن را در زندگی فرهنگی جامعه فراهم نکرد.  سخنان زنجانپور ما را به پرسشی اساسی می‌رساند: آیا توسعه تئاتر را باید با تعداد اجراها و سالن‌ها سنجید یا با میزان حضور آن در زندگی مردم؟ تئاتر برای زنده‌ماندن به صحنه نیاز دارد، اما صحنه به‌تنهایی ضامن حیات آن نیست. این هنر زمانی می‌تواند جایگاه اجتماعی خود را بازیابد که هنرمندان امکان کار مستمر داشته باشند، گروه‌ها از ثبات حرفه‌ای برخوردار شوند و مخاطب نیز دلیلی برای بازگشت دوباره به سالن پیدا کند.
 از این منظر، حمایت از تئاتر نباید صرفاً به تأمین بودجه چند اجرای محدود یا برگزاری جشنواره‌ها تقلیل پیدا کند. 
آنچه اهمیت دارد، ایجاد چرخه‌ای پایدار از آموزش، تولید، اجرا و تماشاست، چرخه‌ای که در آن هنرمند امکان خلق داشته باشد و مخاطب نیز تئاتر را بخشی جدایی‌ناپذیر از تجربه فرهنگی و اجتماعی خود بداند. بازگشت تئاتر به زندگی مردم، پیش از هر چیز، مستلزم بازسازی همین پیوند است؛ پیوندی میان تولید، آموزش، مخاطب و ساختاری که هنر را از یک امکان بالقوه به تجربه‌ای زنده در جامعه تبدیل کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • اطلاع رسانی
  • انرژی
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • همچنین در نسخه برخط می خوانید:
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و پنجاه و هشت
 - شماره نه هزار و صد و پنجاه و هشت - ۰۴ آبان ۱۴۰۵