سید محمد احصایی چگونه قرآن را به خط محقق نوشت؟
روایت یک عمر دلدادگی
گروه فرهنگی
کتابت قرآن کریم به قلم سید محمد احصایی، پس از بیش از یک دهه نگارش، تمرین و بازبینیهای تخصصی، به پایان رسید و نسخه چاپی آن هفته گذشته در موزه هنرهای معاصر رونمایی شد. این اثر که در ۲۶۵۵ صفحه و با خط محقق نگاشته شده، است؛ پروژهای که سرانجام با همکاری گروهی از متخصصان ایرانی و در شمارگان محدود هزار نسخه به چاپ رسید.
دوازده سال مشق
برای رسیدن به یکدستی خط
احصایی نگارش این قرآن را از بهمنماه ۱۳۸۸ آغاز کرد و در سال ۱۴۰۰ به پایان رساند. با این حال، مسیر خلق اثر به نگارش اولیه محدود نبود و تصحیحات دارالقرآن و بازنویسی برخی صفحات نیز زمان قابلتوجهی گرفت. او برای رسیدن به یکدستی در تمام صفحات، اتودهای فراوانی اجرا کرد و حتی از نگارش نستعلیق و شکستهنستعلیق فاصله گرفت تا تمرکز خود را بر خط محقق بگذارد. احصایی معتقد بود مخاطب هنگام ورق زدن صفحات نباید احساس کند اثر طی سالها نوشته شده است، بلکه باید با مجموعهای هماهنگ روبهرو شود که گویی در مدت کوتاهی شکل گرفته است. به همین دلیل، پس از نگارش دو سوره ابتدایی، تفاوت بافت خطی آنها با بخشهای دیگر را تشخیص داد و تصمیم گرفت سورههای بقره و آلعمران را دوباره بنویسد. نسخههای اولیه این سورهها همچنان در آرشیو شخصی او نگهداری میشوند. این هنرمند خط محقق را مناسبترین قالب برای بازنمایی شکوه کلام الهی میدانست. او برای تسلط بر این خط، حدود دو سال به مشق و تمرین پرداخت؛ زیرا محقق برخلاف نستعلیق، از خطوطی نبود که بهطور مستمر با آن کار
کرده باشد. احصایی همچنین از تجربههای آزادانه و لحظات شهودی خود هنگام کتابت سخن گفته و باور داشته است که در جریان نگارش، گاهی اثر چنان پیش میرود که گویی هنرمند تنها واسطه خلق آن است.
از کاغذهای دستساز
تا خاطرات پاریس و ونیز
یکی از ویژگیهای جالب این پروژه، توجه به جزئیات کاغذ و ثبت زمان و مکان نگارش صفحات است. احصایی در سفرهای خود به فروشگاههای لوازم هنری سر میزد و در یکی از این گشتوگذارها کاغذهایی با بافتی شبیه کاغذهای دستساز و لبههای بدون برش پیدا کرد. او ابتدا روی این کاغذها تمرین کرد و سپس نمونههایی با رنگهای گوناگون، از جمله سبز، آبی، قهوهای، نخودی و طوسی، تهیه شد. این کاغذها ساخت آلمان بودند.
امرالله فرهادی، طراح گرافیک و مدیر پروژه چاپ قرآن در مراسم رونمایی قرآن اظهار کرد: «احصایی محل و زمان نگارش هر چهار صفحه را ثبت میکرد. به همین دلیل، اسناد ارزشمندی از روند شکلگیری اثر در دست است که نشان میدهد برخی صفحات در خانه یا دفتر کار هنرمند و برخی دیگر در سفر به پاریس، ونیز یا ونکوور نوشته شدهاند. با تقسیم تعداد صفحات بر سالهای فعالیت، میتوان ابعاد تلاش روزانه او را دریافت.» به گفته فرهادی، احصایی به طور متوسط روزانه چهار صفحه مینوشت و حتی در سفرهای خارجی نیز نگارش را متوقف نمیکرد. یادداشتها و حاشیهنویسیهای مربوط به صفحات از دیماه ۱۳۸۸ آغاز شده بود و اثر در سال ۱۳۹۸ به گروه تذهیب سپرده شد.
چاپ نفیس
با مشارکت متخصصان ایرانی
پس از پایان کتابت، صفحات قرآن طی هشت نوبت تصحیح و برخی از آنها بازنویسی شدند. مراحل تصحیح در سال ۱۴۰۲ به پایان رسید. با وجود درخواستهای متعدد برای انتشار اثر، احصایی در ابتدا تمایلی به چاپ آن نداشت؛ اما در مردادماه ۱۴۰۲ موافقت کرد که قرآن با حمایت یکی از بانک ها و در هزار نسخه منتشر شود. تأکید او بر انجام امور فنی و چاپ در داخل کشور بود.
نسخه اصلی این قرآن با ابعاد ۳۳.۵ در ۴۳.۵ سانتیمتر و در قطع سلطانی نوشته شده است. برای چاپ آن، حدود ۵۵ تن کاغذ و مقوای ویژه «موم بلان» و نزدیک به ۱۰۰ کیلوگرم مرکب طلایی وارد کشور شد. آمادهسازی فایلهای لیتوگرافی و پلیتها پنج تا شش ماه زمان برد و چاپ اثر در بهار ۱۴۰۳، طی ۱۳ شبانهروز انجام شد.
چهار جلد سنگین
میراثی از عشق به کلام الهی
به دلیل تعداد زیاد صفحات و ابعاد اثر، هر دوره قرآن در چهار جلد تنظیم شده است؛ وزن هر جلد حدود ۹ کیلوگرم است و دو جلد در یک چمدان چوبی مخصوص قرار میگیرد. بنابراین، هر مجموعه با دو چمدان ویژه عرضه میشود. آمادهسازی مجموعهها برای رونمایی به دلیل رویدادهای پیشبینینشده، از جمله جنگ ۱۲روزه و تحولات بعدی، با تأخیر همراه شد.
فرهادی درباره انگیزه احصایی از نگارش این قرآن به خاطرهای از مادربزرگ او اشاره میکند که از وی خواسته بود با توجه به خوشخطیاش، قرآنی درشت و خوانا بنویسد تا بتواند آیات آن را راحت تر بخواند. این درخواست در ذهن هنرمند ماند و به یکی از انگیزههای شکلگیری پروژه تبدیل شد.
این کتابت قرآن، افزون بر ارزش خوشنویسانه، حاصل پیوندی از تمرین مستمر، تجربه هنری، دقت فنی و ارادت شخصی به کلام الهی است؛ اثری که مسیر طولانی نگارش آن، از مشق خط محقق تا چاپ نفیس، در هر صفحه ردپایی از سالها کوشش و شیفتگی هنرمند را به نمایش میگذارد.

