هم مقصر، هم قربانی
معرفی و نقد رمان گناهکار نوشته هی-یونگ پیون
علی مرشدیزاد
عضو هیأت علمی دانشگاه شاهد
رمان «گناهکار» یا به نام اصلیاش، «قانون خطوط» نوشته هی-یونگ پیون، و با ترجمه خانم شیوا مقانلو، که نشر نیماژ آن را منتشر کرده، سه خط روایی اصلی را با هم ترکیب میکند که هر سه نفر در شبکهای از بدهی، فقر، سوگ و خشونت ساختاری گرفتار شدهاند و نشان میدهد چگونه یک تصمیم، یک بدهی، یک دروغ یا یک اتفاق کوچک میتواند زنجیرهای از فاجعهها بسازد.
خط اول، مربوط به سه- اوه یون است، زنی ۲۷ ساله که با پدرش سو-چانگ یون در خانهای فرسوده زندگی میکند. مادرش فوت کرده و پدرش مغازهاش را در جریان بازتوسعه شهری از دست داده و بهشدت بدهکار است. سه-اوه پس از عضویت در یک طرح هرمی، چند سال خانهنشین شده و از بیرون رفتن، میترسد. پدرش او را برای گرفتن کادوی تولد به فروشگاه میفرستد. در غیاب او، انفجار گاز خانه را نابود میکند. پدر با سوختگی شدید به بیمارستان میرود و میمیرد. پلیس احتمال خودکشی میدهد و کارآگاهی به نام میونگ-گوک کیم نام سو-هو لی، شرخر، را مطرح میکند.
کی-جئونگ شین (خط دوم) معلم مدرسه است. شاگردی به نام دو-جون وون همراه چند نفر از بقالی دزدی میکند و برخی اقلام دزدی را به کی-جئونگ هدیه میدهد. کی-جئونگ که از دست او و والدین پولدارش کلافه شده، با دمپایی به او حمله میکند.
دو-جون حسابشده کاری میکند که کی-جئونگ تنبیه شود و به مرخصی اجباری میرود. پلیس خبر میدهد که جسد خواهر ناتنیاش ها-جئونگ شین در رودخانه پیدا شده است. مرگ او غرقشدگی است، اما مشخص نیست خودکشی بوده یا تصادف.
سو-هو لی (خط سوم) کارمند شرکت وصول مطالبات است. در فقر بزرگ شده، پدرش کارگر بوده و مرده، و مادر پیرش در واحد ۱۰۱ زندگی میکند. سو-هو بدهکاران را تحت فشار میگذارد. خودش هم از بدهی و اقساط خانه در رنج است. مسئول پرونده سو-چانگ یون بوده و او را بهشدت تحت فشار گذاشته است. یکی از بدهکارانش به نام کی-این کو، که دخترش را از دست داده، او را با چاقو زخمی میکند و سو-هو در حالی که خون از بدنش میرود، روی زمین میافتد.
«گناهکار» رمانی اجتماعی است که مسائل اقتصادی، طبقاتی، خانوادگی و نهادی جامعه کره جنوبی را به تصویر میکشد. عنوان رمان استعاری است: خطوطی که آدمها را به هم وصل میکنند: خط بدهی، خانواده، دوستی، انتقام و علیت.
1. ساختارها: بدهی در اینجا فقط مشکلی فردی نیست؛ ساختار اجتماعی است که زندگیها را شکل میدهد. پدر سه-اوه بهخاطر تعطیلی مغازه در بازتوسعه شهری بدهکار میشود. کی-این کو خانهاش را گرو میگذارد و بدهیاش به شرکت وصول مطالبات فروخته میشود. ها-جئونگ و سه-اوه بهخاطر طرح هرمی بدهکار میشوند. خود سو-هو هم برای اجاره خانه وام گرفته و در چرخه بدهی گرفتار است. رمان نشان میدهد بدهی چگونه به یک سرنوشت اجتماعی بدل میشود: آدمها را به هم زنجیر میکند، خانوادهها را میشکند، عزت نفس را نابود میکند و در نهایت به خودکشی، قتل یا انفجار میرسد.
۲. سرمایهداری مالی، بانکها و شرکتهای شرخری: رمان بهطور مشخص به شرکت وصول مطالبات میپردازد. شرکت
بدهیهای سوخته را از بانکهای درجهچندم میخرد و با فشار، آنها را وصول میکند. رئیس تیم سو-هو توضیح میدهد که بانکها هرگز بدهی مشتری را تا زمانی که سودآور باشد، نمیفروشند. رمان در اینجا، اقتصاد سیاسی بدهی را افشا میکند؛ نظام مالی به آدمها وام میدهد، سپس آنها را در چرخه بدهی میاندازد و بدهیشان را به شرکتهایی میفروشد که به خشونت متوسل میشوند. سو-هو خودش قربانی همین نظام است، اما در نقش عامل آن نیز عمل میکند.
۳. توسعه شهری، آوارگی و نابرابری فضایی: توسعه شهری در رمان نقش کلیدی دارد. خانه شماره ۱۵۷، خانه کی-این کو، واحدهای مسکونی فرسوده و محلهای که در حال تخریب است، همه نشاندهنده آوارگی طبقات فرودستند. مستأجران و مالکان کوچک در برابر سرمایهداری املاک و مستغلات ناتواناند. شبکهای توری که دور محوطه ساختوساز کشیده شده، استعارهای از دیوارکشی طبقاتی و حذف فقرا از شهر است. سه-اوه در گوشیوون زندگی میکند؛ جایی که اتاقهای کوچک «تابوت» نامیده میشوند. کی-جئونگ هم به گوشیوون خواهرش میرود و میبیند فقر در فضاهای تنگ و بیپنجره بازتولید میشود. رمان نشان میدهد فضا خود مقولهای اجتماعی است: فضاها معنای طبقاتی دارند.
۴. طرح هرمی و استثمار شبکههای اجتماعی: طرح هرمی در رمان، استعارهای از سرمایهداری شبکهای و بهرهکشی است. شخصیتها دوستان، همکلاسیها و حتی اعضای خانواده را به یک سلسله مراتب تبدیل میکنند. سه-اوه توسط می-یون چو به طرح کشیده میشود، سپس خودش بو-وی را جذب میکند و بو-وی هم ها-جئونگ را. سرمایه اجتماعی به کالا تبدیل میشود: دوستی، عشق و اعتماد به ابزار فروش بدل میشوند. عبارت «خط بالا» و «خط پایین» در طرح هرمی، دقیقاً همان «خطوط»ی است که عنوان رمان به آن اشاره دارد. آدمها هم قربانیاند و هم عامل؛ هم فریب میخورند و هم فریب میدهند.
۵. کار، فرسودگی و خشونت اداری: رمان سه نوع کار را به تصویر میکشد: معلمی، شرخری و کار در فروشگاه/پیک. هر سه با فرسودگی، بیمعنایی و خشونت همراهاند. کی-جئونگ از تدریس بهعنوان نقشی یاد میکند که باید بازی کند. او به آزمایش میلگرام اشاره میکند؛ آزمایشی که در آن «معلم» تنها به دستور اقتدار به «شاگرد» شوک الکتریکی میدهد. این استعاره نشان میدهد چگونه اقتدار نهادی، آدمهای معمولی را به عامل خشونت تبدیل میکند. سو-هو نیز بخشی از سیستمی است که به او یاد داده بدهکاران را «حیوان» ببیند و با آنها مثل حشره رفتار کند. رئیسش به او میگوید:«برای ما، بدهکارها انسان نیستند. اگر انسان بودند، اینقدر بیمسئولیت و نالایق نبودند.» این جمله نمونهای از شیءوارگی و بیانسانیسازی در نظامهای بوروکراتیک است.
۶. آموزش، قدرت و اطاعت: بخش کی-جئونگ و دو-جون بهشدت جامعهشناسانه است. دو-جون از خانواده پولدار است، پدر و مادرش به مدرسه کمک مالی میکنند و مدیر مدرسه از آنها میترسد. کی-جئونگ با دمپایی به دو-جون میزند و بعد به خاطر «تنبیه بدنی» و «پذیرش اقلام دزدی» تحت فشار قرار میگیرد. این بخش نشان میدهد نهاد آموزش، نه محل عدالت، بلکه محل بازتولید طبقاتی و قدرت است. دانشآموز پولدار میتواند معلم را قربانی کند. معلم هم به جای آموزش، مجبور است نقش «مقام» را بازی کند. کی-جئونگ میفهمد که «شاگرد»ها هم میتوانند بازیگر باشند و او را به دام بیندازند. این بخش، نقدی است به خشونت نمادین در مدرسه و جامعه.
۷. خانواده، جنسیت و اقتصاد مراقبت: خانواده در رمان، هم پناهگاه است و هم میدان خشونت. مادر سه-اوه مرده و پدرش با عشقی ساده اما ناتوان از او مراقبت میکند. مادر کی-جئونگ از خیانت شوهرش رنجیده و خواهر ناتنی را با بیمحبتی بزرگ کرده است. مادر سو-هو پیر و از کارافتاده است و پسرش از او مراقبت میکند، هرچند خودش هم در باتلاق بدهی است. زنان کار مراقبتی انجام میدهند: مادر سو-هو برای پسرش سوپ میپزد، کی-جئونگ از مادرش مراقبت میکند، سه-اوه به پیرزن در بستهبندی کمک میکند. اما این مراقبت اغلب بدون پاداش و در سایه فقر انجام میشود. رمان نشان میدهد خانواده در نظام نئولیبرال به یکی از معدود شبکههای حمایتی تبدیل میشود، اما همین خانواده میتواند به گروگان گرفته شود: شرخرها، خانواده بدهکار را تهدید میکنند.
۸. قانون، پلیس و بیتفاوتی نهادی: رمان، نقدی جدی به نهادهای قانونی دارد. کارآگاه کیم بهسرعت انفجار گاز را خودکشی مینامد و برای سه-اوه داستانهایی از بدهی، افسردگی و «نرخ بالای خودکشی سالمندان» تعریف میکند. پلیس درباره مرگ ها-جئونگ هم بیتفاوت است و تحقیق جدی نمیکند. کی-جئونگ میفهمد که پلیس فقط جسد را تحویل میدهد و پرونده را میبندد. قانون نمیتواند به خشونت ساختاری رسیدگی کند. سو-هو از نظر قانونی «بیگناه» است، چون فقط «وصول مطالبات» میکند. اما از نظر اخلاقی، او عامل مرگ پدر سه-اوه است. رمان نشان میدهد قانون و عدالت یکی نیستند.
۹. خودکشی، مرگ و انگ اجتماعی: خودکشی در رمان، نه بهعنوان یک اختلال روانی فردی، بلکه بهعنوان پدیدهای اجتماعی تصویر میشود. پدر سه-اوه زیر فشار بدهی و تحقیر خودکشی میکند. ها-جئونگ هم احتمالاً خودکشی نکرده، اما مرگش در رودخانه بهسرعت برچسب خودکشی میخورد. کارآگاه کیم میگوید نرخ خودکشی سالمندان بالاست و «پیرها وقتی تصمیم میگیرند بمیرند، دیگر برنمیگردند.» این کلیشه، مسئولیت اجتماعی را از دوش نظام برمیدارد و به «طبیعت» سالمندان نسبت میدهد. رمان نشان میدهد مرگ در جامعه مدرن همزمان خصوصی و عمومی است: پلیس آن را آمار میکند، خانواده آن را سوگ میکند و جامعه آن را از طریق انگ و سکوت مدیریت میکند. جمله پایانی مادر کی-جئونگ، «حتماً خیلی سردش شده»، اوج سوگ اجتماعی است.
۱۰. اخلاق، شر و مسئولیت در شبکهها: رمان بهشدت بر مرز میان قربانی و عامل متمرکز است. سو-هو، هم قربانی نظام است و هم عامل خشونت. سه-اوه، هم قربانی طرح هرمی و مرگ پدر است و هم در آستانه ارتکاب قتل. کی-این کو، هم قربانی بدهی و مرگ دخترش است و هم قاتل. دو-جون، هم قربانی خشونت معلم است و هم با حیله، معلم را به دام میاندازد. رمان میپرسد: شر از کجا شروع میشود؟ از فکر، از نیت، از عمل، یا از ساختار؟ سه-اوه از خود میپرسد:«کی نیت بد به شر تبدیل میشود؟» و پاسخ میدهد که همه لحظات پراکنده به هم میپیوندند و خطی میسازند که او را احاطه میکند. این همان «قانون خطوط» است: هیچکس کاملاً بیگناه نیست و هیچکس کاملاً گناهکار نیست؛ همه در این شبکه گرفتارند.
۱۱. انزوا، سلامت روان و سالمندی: رمان تصویری تیره از انزوای اجتماعی ارائه میدهد. سه-اوه چند سال خانهنشین است. ها-جئونگ در گوشیوون تنها میمیرد. پیرزن تمام روز تنهاست و با پیک فروشگاه حرف میزند. سو-هو با مادرش زندگی میکند اما در عمل تنهاست. گوشیوونها نماد انزوای شهری هستند: اتاقهای کوچک، دیوارهای نازک، همسایههایی که هم را نمیشناسند. رمان نشان میدهد سالمندی، بیماری، فقر و تنهایی دستبهدست هم میدهند و آدمها را به حاشیه میرانند. فروشگاه کوچک محلی و پارک، تنها فضاهای اجتماعیاند، اما حتی آنها هم در برابر بازتوسعه و تخریب دوام نمیآورند.
۱۲. زبان، سکوت و روایت: رمان پر از سکوت است: سه-اوه کم حرف میزند، پدرش درباره مادر سکوت میکند، کی-جئونگ نقش بازی میکند، سو-هو با جملات کلیشهای بدهکاران را میترساند. سکوت، هم استراتژی بقا است و هم ابزار سرکوب. سه-اوه در گوشیوون با هیچکس حرف نمیزند. کی-جئونگ در مدرسه وانمود میکند که همه چیز عادی است. زبان میتواند هم سلاح باشد (توهینهای شرخر) و هم میتواند درمان باشد (گفتوگوی کی-جئونگ با سه-اوه و مادرش).

