پاسداری از «متافیزیک یاد»
انشاالله رحمتی
استاد فلسفه و رئیس بنیاد علمی و فرهنگی بوعلی سینا
انسان، چنانکه حکما گفتهاند، با فراموشی عجین است. ابنسینا در «رسالةالطیر» تصویری تمثیلی از این حقیقت به دست میدهد: مرغان اسیر که پس از دیر زیستن در دام، وطن مألوف و آشیان ازلی خویش را از یاد میبرند و اسارت را قاعده زندگی میپندارند. این روایت، سرگذشت ازلی انسان است؛ هبوطی که با غفلت پیوند خورده است.
اما آنچه امروز با آن روبهرو هستیم، از جنس غفلت فردی نیست؛ یک فراموشی جمعی و ساختاری است. گویی بشر معاصر بر اثر ضربهای سخت، حافظه متافیزیکی خود را از دست داده و دیگر زیرساختی برای بازیابی خاطره ازلی در اختیار ندارد. سوژه دکارتی که جهان را به ابژه شناخت فرومیکاهد و انسانِ پرتابشده هایدگر که همه همت خود را صرف سازگاری با همین جهان میکند، دریچهای به سوی ملکوت نمیگشایند. از این رو، پیش از هر دعوت اخلاقی، نیازمند یک «یادآوری متافیزیکی» هستیم.
این ایده، ریشهای کهن دارد. در نگاه افلاطون و سقراط، شناخت به معنای آموختن از صفر نیست، بلکه «بهخاطر آوردن» (Anamnesis) است. چنانکه در رساله «منون» افلاطون میبینیم، «جان» پیشاپیش به حقایق آگاه بوده و آموزش تنها حکم قابلگی را دارد؛ تحریک ذهن برای تولد دوباره معرفت. حکمت اسلامی نیز همین حقیقت را با زبان «تاریخ قدسی» بیان میکند: در واقعه میثاق
- «ألست بربکم» ــ عهدی در ساحت ملکوتی عالم بسته شد که از نظر حکما امری حقیقی است؛ نه استعارهای اخلاقی. این عهد دو وظیفه اگزیستانسیال بر دوش ما مینهد: نخست «بازیابی ازلیت» و دوم «پیشدستی بر ابدیت»؛ یعنی ساختن سرنوشت جاودانه از دل همین لحظههای محدود دنیوی.
کسی که با این یاد پیوند بخورد، در «اکنون همیشگی» زندگی میکند. انسان روزمره، بنده وقتهای پراکنده و متفرق است، اما آنکه به ذکر ازلی رسیده، وسعت وقتش از ازل تا ابد امتداد مییابد. از همینجاست که «دوستیهای اصیل» و «عشق عفیف» معنا مییابد؛ پیوندی که ریشه در آشنایی ارواح در عالم ذر دارد. موسیقی نیز در حکمت ایرانی ـ اسلامی، هنری قدسی است، چراکه نغمهها و نواهای ازلی را در جان ما تداعی میکند.
پاسداری از «متافیزیک یاد» پاسداری از تمام میراث فرهنگی ماست. اگر این پیوند معنوی در جامعه و در میان نسل جوان زنده بماند، دیگر دستاوردهای ما نیز حفظ خواهد شد؛ وگرنه آنچه میماند، اشیایی موزهای و باستانشناختی خواهد بود، تهی از روح. به این اعتبار، میتوان مدعی شد «یادآوری» نخستین گام نجات است.

