نتایج یک نظرسنجی نشان میدهد که اکثریت نظامیان شاغل ارتش آمریکا با جنگ علیه ایران مخالف هستند
زنـگ خطر در پنتاگون
اکثریتی از نظامیان شاغل در ارتش آمریکا با استفاده از نیروهای نظامی این کشور در جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران مخالفند. این موضوع بر اساس نظرسنجیای مطرح شده که مؤسسه «چنج ریسرچ» (Change Research) به سفارش گروه مدافع حقوق نظامیان و کهنهسربازان «کامِن دیفنس» (Common Defense)انجام داده است.
در این نظرسنجی که از ۱۵ تا ۲۸ سپتامبر انجام شد، نظر ۱۵۶ نفر از نظامیان شاغل، ۴۳۱ کهنهسرباز و ۱۴۴ نفر از اعضای خانواده درجهیک نظامیان شاغل در ارتش آمریکا بررسی شد. گروه «کامِن دیفنس» سازمانی تحت رهبری کهنهسربازان است که از سیاستهای ترقی خواهان حمایت میکند و نامزدهای حزب دموکرات را مورد تأیید قرار میدهد. با این حال، ۴۷ درصد از شرکتکنندگان در نظرسنجی ماه سپتامبر این گروه، خود را جمهوریخواه معرفی کردهاند. نزدیک به ۲۰ درصد گفتهاند که کاملاً مستقل هستند و ۳۵ درصد نیز خود را دموکرات دانستهاند.
اگرچه جمهوریخواهان شرکتکننده در نظرسنجی از عملیات «خشم حماسی» (حمله به ایران) حمایت کردهاند اما مخالفت گسترده دموکراتها و مستقلها باعث شده است که شرکتکنندگان در مجموع با جنگ مخالف باشند؛ بهطوری که 49 درصد مخالف و ۴۴ درصد موافق آن و بقیه بینظر بودهاند. در جریان یک نشست پرسشوپاسخ عمومی که شبکه خبری سیبیاس نیوز در آخر هفته گذشته پخش کرد، جیدی ونس، معاون رئیسجمهوری آمریکا، با پرسشهای همسر نیکول آمور روبهرو شد. نیکول آمور یکی از شش نظامی آمریکایی بود که در روزهای آغازین جنگ، در پی حمله ایران به یک پایگاه نظامی آمریکا در کویت کشته شدند. در این نشست، همسر او، جویی آمور، درباره «قصورهای اساسی» که به مرگ همسرش منجر شده بود، از ونس توضیح خواست.
آمور به ونس گفت: «در رهبری شکست و قصور وجود دارد. میخواهم بدانم این دولت چگونه میخواهد آن سیاستمدارانی را پاسخگو کند که مسئول اقدامات و مرگ سربازانی هستند که به آنان احترام میگذاریم و دوستشان داریم.» معاون رئیسجمهوری در پاسخ گفت که این واقعاً اولین بار است که درباره چنین قصورهایی میشنود. او همچنین قول داد که «دقیقاً بررسی کند چه اتفاقی افتاده و برای عملکرد بهتر چه اقداماتی میتوان انجام داد.»
در نظرسنجی گروه «کامِن دیفنس»، ۵۵ درصد از شرکتکنندگان، مدت مأموریتهای نظامی و سلامت، امنیت و رفاه نیروها در طول جنگ با ایران را بهعنوان یکی از مهمترین موضوعاتی نام بردند که کنگره باید درباره آن تحقیق کند. این موضوع پس از دسترسی چین به زنجیره تأمین آمریکا، دومین پاسخ پرتکرار در این نظرسنجی بود.
جدا از جنگ با ایران، بیشترین تعداد شرکتکنندگان با استفاده از ارتش برای اجرای وظایف پلیسی در داخل کشور و همچنین کمک به ارتش اسرائیل در جنگهای منطقهای مخالف بودند. در مجموع، شرکتکنندگان با نسبت ۵۳درصد با اعزام نیروهای نظامی آمریکا برای کمک به تحقق اهداف نظامی اسرائیل در غزه و لبنان مخالفت کردند.
پاسخها به برخی پرسشهای سیاسی صریحتر، از جمله میزان رضایت از عملکرد دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا و پیت هگست، وزیر دفاع، تقریباً دو دسته بود. با این حال، نکته قابلتوجه این بود که در میان نظامیان شاغل، اکثریتی قاطع از عملکرد هر دوی آنها ناراضی بودند. نزدیک به ۸۰ درصد از شرکتکنندگان با این گزاره موافق بودند که سیاستمداران و جامعه، کهنهسربازان و خانوادههای نظامیان را به حال خود رها کردهاند. تنها ۱۵ درصد با این دیدگاه مخالف بودند. اکثریت شرکتکنندگان همچنین معتقد بودند که دولت ترامپ بهجای بهبود، در حال تضعیف نگاه عمومی جامعه به ارتش است. اکثریت نظامیان شاغل نیز با این ادعا مخالف بودند که روحیه نیروهای نظامی در مقایسه با سالهای گذشته بهتر شده است.
نوید شاه (Naveed Shah) کهنهسرباز ارتش آمریکا و مدیر سیاسی گروه کامِن دیفنس، در بیانیهای گفت: «سیاستمداران مدتهاست که از کهنهسربازان بهعنوان پسزمینهای برای سخنرانیهای خود استفاده کردهاند، بهجای آنکه به حرفهای واقعی ما گوش دهند. حتی در نمونهای از نظرسنجی که نسبت به جمعیت کشور، مسنتر، سفیدپوستتر و محافظهکارتر است، دو سوم رأیدهندگان نظامی میگویند تصمیمهایی که بر نیروهای ما تأثیر میگذارند، بیشتر سیاسی هستند تا مرتبط با آمادگی نظامی.» نظرسنجیهای اخیر نیز نشان دادهاند که در میان عموم مردم آمریکا، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای کنگره، جنگ با ایران به یکی از مهمترین دغدغههای رأیدهندگان تبدیل شده است.
منبع: Responsible Statecraft
برش
فارن پالیسی تحلیل کرد؛ «افسانه پیروزی» چگونه ارتش آمریکا را
نابود کرده است؟
مجله تخصصی سیاست خارجی آمریکا در مقالهای تحلیل کرد سیاستهای نظامی اشتباه ایالات متحده جایگاه این کشور را در جهان تضعیف کرده است. فارن پالیسی نوشت: یکی از مشکلات اساسی سیاست نظامی آمریکا این است که رهبران این کشور همچنان تصور میکنند با افزایش خشونت و تشدید عملیات نظامی میتوانند به پیروزی دست یابند. تجربه جنگهای گذشته، از ویتنام تا افغانستان، نشان داده است که برتری نظامی و استفاده گسترده از قدرت آتش لزوماً به تحقق اهداف سیاسی و نظامی منجر نمیشود. با این حال، به نظر میرسد دولت آمریکا بار دیگر همان مسیر را در جنگ با ایران دنبال میکند؛ مسیری که میتواند به گسترش درگیری و تضعیف جایگاه آمریکا در منطقه و جهان منجر شود. این رسانه آمریکایی اضافه کرد: در این میان، رویکرد پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، که بر کنار گذاشتن محدودیتها و تشدید حملات نظامی تأکید دارد، نگرانیهایی را درباره نحوه مدیریت جنگ ایجاد کرده است. این رویکرد بر این فرض استوار است که اعمال قدرت بیشتر میتواند دشمن را وادار به عقبنشینی کند؛ اما چنین تصوری ممکن است پیامدهای معکوس داشته باشد. حملات نظامی گسترده نهتنها لزوماً اراده طرف مقابل را تضعیف نمیکنند، بلکه میتوانند احساسات ملیگرایانه را تقویت کرده و حمایت عمومی از مقاومت در برابر آمریکا را افزایش دهند. مشکل دیگر این است که هنگامی که رهبران سیاسی جنگ را به ابزاری برای نمایش قدرت تبدیل میکنند، ممکن است اهداف سیاسی بر ملاحظات مربوط به آمادگی نظامی و امنیت نیروها غلبه کند. در این وضعیت، ادامه جنگ لزوماً به معنای نزدیک شدن به پیروزی نیست؛ بلکه ممکن است نشاندهنده ناتوانی در بازنگری در راهبردهای شکستخورده باشد. به نوشته فارن پالیسی، تجربه جنگهای پیشین آمریکا نشان میدهد که قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند جایگزین یک راهبرد سیاسی روشن و واقعبینانه شود. تشدید حملات، بدون تعریف راه خروج از درگیری، خطر طولانی شدن جنگ را افزایش میدهد. همچنین، حملات خارجی میتوانند به تقویت انسجام داخلی کشور هدف کمک کنند و دستیابی به اهداف موردنظر مهاجم را دشوارتر سازند. در نهایت، جنگ ایران بار دیگر این پرسش را مطرح میکند که آیا رهبران آمریکا از تجربههای گذشته درس گرفتهاند یا همچنان بر این باورند که خشونت بیشتر، راهحل مشکلات نظامی و سیاسی است. نادیده گرفتن محدودیتهای قدرت نظامی و بیتوجهی به پیامدهای انسانی جنگ، میتواند هزینههای سنگینی برای نیروهای آمریکایی و امنیت منطقه به همراه داشته باشد.

