سفر لاوروف، فرصت دیپلماسی در بحبوحه جنگ و رقابت
اکبر ولیزاده
دانشیار گروه مطالعات منطقهای دانشگاه تهران
سفر امروز (دوشنبه) سرگئی لاوروف، وزیر خارجه روسیه به تهران در شرایطی انجام میشود که پیامدهای جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران از سطح روابط دوجانبه فراتر رفته و به مسألهای مهم در امنیت منطقهای و معادلات بینالمللی تبدیل شده است. در چنین شرایطی، اهمیت این سفر صرفاً به رایزنیهای معمول دیپلماتیک یا بررسی روابط تهران و مسکو محدود نمیشود، مسأله اصلی آن است که آیا این دیدار میتواند به تقویت موقعیت دیپلماتیک ایران، انتقال مؤثر دیدگاههای تهران به بازیگران تأثیرگذار و کاهش مخاطرات ناشی از تداوم بحران کمک کند یا در سطح اعلام مواضع مشترک باقی خواهد ماند.
روابط ایران و روسیه طی سالهای گذشته گسترش یافته و توافقنامه مشارکت جامع راهبردی دو کشور که در ژانویه ۲۰۲۵ امضا شد، چارچوبی برای توسعه همکاریهای سیاسی، اقتصادی و امنیتی فراهم کرده است. بااینحال، این چارچوب به معنای همسانی کامل منافع دو کشور یا تعهد مسکو به همراهی با تهران در همه شرایط نیست. روسیه نیز مانند سایر قدرتها، سیاست خارجی خود را بر اساس ملاحظات ملی، امنیتی و اقتصادی تنظیم
میکند.
بنابراین، ارزیابی واقعبینانه سفر لاوروف مستلزم توجه همزمان به ظرفیتهای همکاری و محدودیتهای آن و سنجش نتایج احتمالی بر اساس منافع ملی ایران است.
جایگاه مسکو در معادلات بینالمللی
روسیه بهعنوان عضو دائم شورای امنیت سازمان ملل متحد و یکی از بازیگران تأثیرگذار بینالمللی از ظرفیتهایی برخوردار است که میتواند برای دیپلماسی ایران اهمیت داشته باشد. جایگاه مسکو در نهادهای بینالمللی، ارتباطات آن با قدرتهای جهانی و کشورهای منطقه و امکان انتقال پیام میان طرفهای درگیر، ابزارهایی برای کمک به مدیریت بحران هستند.
بااینحال، این ظرفیتها را نباید معادل توانایی تضمین رفتار آمریکا و اسرائیل یا وادار کردن آنها به تغییر سیاستهایشان دانست. حمایت سیاسی روسیه زمانی ارزش عملی بیشتری پیدا میکند که به اقداماتی مشخص از جمله دفاع از اصول حقوق بینالملل، مخالفت با تشدید تنش و ایجاد مسیرهای ارتباطی برای جلوگیری از گسترش درگیری منجر شود. در نتیجه، معیار ارزیابی روابط تهران و مسکو نه صرفاً نزدیکی مواضع رسمی، بلکه میزان تأثیر آن بر کاهش هزینههای بحران و افزایش قدرت چانهزنی ایران است.
از این منظر، سفر لاوروف فرصتی برای روشن شدن انتظارات متقابل و بررسی راههای عملی همکاری به شمار میرود. تهران میتواند در این دیدار مواضع خود را درباره پایان جنگ، ضرورت جلوگیری از تکرار حملات و ایجاد ترتیباتی پایدار برای امنیت منطقه تشریح کند. در مقابل، لازم است ظرفیتها و محدودیتهای روسیه در این زمینه نیز روشن شود. چنین رویکردی از شکلگیری انتظارات غیرواقعبینانه جلوگیری میکند و امکان ارزیابی دقیقتر دستاوردهای همکاری را فراهم میسازد.
یکی از موضوعات مهم، امکان نقشآفرینی روسیه در روندهای دیپلماتیک مرتبط با جنگ و روابط ایران و آمریکاست. ارتباطات مسکو با واشنگتن، جایگاه آن در شورای امنیت و مناسباتش با بازیگران منطقهای میتواند در انتقال پیامها، کاهش سوءبرداشتها و فراهم کردن زمینه گفتوگو مؤثر باشد. بااینحال، میانجیگری رسمی، تسهیل مذاکرات و انتقال پیام سه نقش متفاوتند و تحقق هر یک به میزان پذیرش طرفهای درگیر و ظرفیت اجرایی روسیه بستگی دارد. افزون بر این، مسکو تنها مسیر ارتباطی موجود نیست و پاکستان و قطر نیز در انتقال پیامها و پیگیری ارتباطات دیپلماتیک نقش دارند. ازاینرو، ظرفیت روسیه باید بخشی از مجموعه مسیرهای دیپلماتیک ایران و نه جایگزین همه آنها تلقی شود.
حفظ استقلال
در تصمیمگیریهای راهبردی
هدف اصلی دیپلماسی ایران باید تأمین امنیت کشور، حفظ منافع ملی و صیانت از استقلال تصمیمگیری باشد. روسیه میتواند در این مسیر نقش مکمل ایفا کند، اما تصمیمگیری درباره مذاکرات، شروط پایان جنگ و ترتیبات امنیتی آینده باید بر اساس ارزیابی مستقل تهران صورت گیرد. استفاده مؤثر از ظرفیت مسکو زمانی امکانپذیر است که همکاری با آن بخشی از سیاست خارجی فعال و چندمسیره ایران باشد و در کنار سایر ابزارهای دیپلماتیک دنبال شود.
پیامدهای جنگ و اختلال در تردد از تنگه هرمز نیز از مرزهای ایران فراتر میرود. این آبراه یکی از مسیرهای مهم انتقال انرژی در جهان است و ناامنی پایدار در آن میتواند بازارهای جهانی انرژی، هزینه حملونقل دریایی و محاسبات امنیتی کشورهای منطقه را تحت تأثیر قرار دهد. ازاینرو، تنگه هرمز صرفاً موضوعی مرتبط با امنیت ملی ایران نیست، بلکه بخشی از معادله گستردهتر امنیت منطقهای و اقتصاد بینالمللی است.
تداوم بحران، کشورهای حاشیه خلیج فارس را نیز با دشواریهای بیشتری مواجه میکند. این کشورها از یک سو به ثبات مسیرهای تجاری و صادرات انرژی نیاز دارند و از سوی دیگر، مناسبات امنیتی خود با قدرتهای فرامنطقهای و نگرانیهای ناشی از تحولات ایران را در نظر میگیرند. گسترش جنگ میتواند هزینههای امنیتی را افزایش دهد، همکاریهای اقتصادی را مختل کند و رقابتهای منطقهای را تشدید سازد. در مقابل، کاهش تنش و شکلگیری سازوکارهای قابل اتکا برای مدیریت بحران میتواند زمینه بازنگری در ترتیبات امنیتی غرب آسیا را فراهم کند.
ملاحظات مسکو
در تعامل با کشورهای عربی
روسیه نیز در این معادله ناگزیر است میان روابط خود با ایران و مناسباتش با کشورهای عربی خلیج فارس ملاحظات مختلفی را در نظر بگیرد. مسکو در سالهای اخیر کوشیده است روابط خود را با طیف متنوعی از بازیگران منطقه حفظ کند، بنابراین، نزدیکی به تهران لزوماً به معنای همراهی بیقیدوشرط با تمام مواضع ایران یا تقابل با دیگر کشورهای منطقه نیست. این واقعیت نشان میدهد که نقشآفرینی روسیه تابع محاسبات گستردهتر سیاست خارجی آن خواهد بود. برای ایران، گفتوگو با مسکو میتواند به بررسی ابتکارهای مشخص برای جلوگیری از گسترش جنگ، کاهش تنش و تقویت ارتباطات منطقهای کمک کند، اما نباید انتظار داشت که روسیه بهتنهایی قادر به حل اختلافات امنیتی منطقه یا تغییر رفتار همه بازیگران باشد.
در سطح بینالمللی نیز بحران در بستر رقابت قدرتهای بزرگ و اختلاف بر سر نظم جهانی جریان دارد. روسیه و چین در برخی موضوعات با سیاستهای آمریکا اختلاف دارند و از گسترش نظم چندقطبی حمایت میکنند، اما این همپوشانی به معنای وحدت کامل منافع آنها با ایران نیست. هر یک از این کشورها اهداف مستقل خود را دنبال میکنند و ملاحظات اقتصادی، امنیتی و روابطشان با سایر قدرتها بر تصمیمگیری آنها اثر میگذارد. برای مسکو، تحولات ایران علاوه بر پیامدهای منطقهای، با جایگاه بینالمللی روسیه و مناسبات آن با واشنگتن و کشورهای خلیج فارس ارتباط دارد. این کشور ممکن است از افزایش نقش دیپلماتیک خود استقبال کند، اما همزمان میکوشد از ورود مستقیم به درگیری و تحمیل هزینههای پیشبینیناپذیر بر منافع خود جلوگیری کند.
تأکید بر همکاری چندجانبه ایران
با روسیه و چین
ازاینرو، ایران باید از ظرفیت رقابتهای بینالمللی برای تقویت موقعیت خود استفاده کند، بیآنکه سیاست خارجیاش به رقابت میان قدرتهای بزرگ محدود شود. همکاری با روسیه و چین و تعامل با دیگر بازیگران باید در چارچوب رویکردی چندمسیره دنبال شود تا تهران با توسعه روابط با شرکای نزدیک، گزینههای دیپلماتیک خود را حفظ کند. سفر لاوروف میتواند فرصتی برای طرح دیدگاههای ایران در نهادهای بینالمللی و بررسی راههای همکاری در زمینه جلوگیری از تشدید تنش و ایجاد زمینههای دیپلماتیک برای پایان جنگ باشد، مشروط بر آنکه رایزنیها به پیگیری مستمر و اقدامات مشخص منجر
شوند.
ظرفیتهای توسعه همکاریهای اقتصادی تهران و مسکو
ابعاد اقتصادی روابط تهران و مسکو نیز اهمیت دارد. تحریمها، محدودیتهای تجاری و ضرورت تنوعبخشی به شرکای اقتصادی، همکاری دو کشور را در حوزههایی مانند کریدور بینالمللی شمال-جنوب، تجارت منطقهای و ارتباط با سازمان همکاری شانگهای و بریکس مهمتر کرده است. توسعه این ظرفیتها میتواند ارتباط ایران با بازارهای اوراسیا را تقویت کند و جایگاه آن را در شبکههای منطقهای حملونقل و تجارت ارتقا دهد.
بااینحال، توافق سیاسی بهتنهایی برای تحقق این اهداف کافی نیست. سرمایهگذاری، زیرساخت مناسب، تسهیل مقررات گمرکی، سازوکارهای مالی کارآمد و هماهنگی اجرایی برای تبدیل اهداف اعلامشده به نتایج ملموس ضروریاند. بنابراین، رایزنیهای دو کشور باید به تعیین اولویتهای مشخص، رفع موانع عملیاتی و پیگیری پروژههای قابل ارزیابی منجر شود.
در مجموع، سفر لاوروف به تهران فرصتی برای سنجش ظرفیت دیپلماسی در شرایطی است که جنگ، امنیت منطقهای و رقابت قدرتهای بزرگ به یکدیگر پیوند خوردهاند. این دیدار میتواند به تقویت هماهنگی سیاسی، توسعه مسیرهای ارتباطی و پیشبرد همکاریهای اقتصادی کمک کند، اما دستاورد آن به میزان تبدیل گفتوگوها به اقدامات عملی وابسته است. رویکرد واقعبینانه آن است که ایران با حفظ استقلال تصمیمگیری، از ظرفیتهای روسیه و سایر بازیگران برای کاهش هزینههای جنگ، جلوگیری از گسترش بحران و تثبیت منافع ملی استفاده کند. دیپلماسی مؤثر نه به معنای تکیه انحصاری بر یک قدرت خارجی است و نه چشمپوشی از فرصتهای همکاری، بلکه بهرهگیری سنجیده از همپوشانی منافع برای دستیابی به نتایج قابل تحقق است. در نهایت، ارزش راهبردی روابط ایران و روسیه زمانی روشنتر میشود که از سطح اعلام همسویی فراتر رود و به تقویت موقعیت منطقهای و بینالمللی ایران و کاهش مخاطرات پیش روی آن کمک کند.

