نقش کمرنگ افزایش ۶۷ تا ۷۲ درصدی نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای در افزایش درآمد کشاورز
چای ایرانی؛ مسیر باغ تا بازار
شیما جهانبخش
گروه ایران زمین
امسال نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای درجه یک حدود ۷۲ درصد و درجه دو حدود ۶۷ درصد نسبت به سال گذشته افزایش یافته است. هر کیلوگرم برگ سبز درجه یک ۴۲ هزار تومان و درجه دو ۳۰ هزار تومان قیمتگذاری شده است، با این حال، هزینههای نگهداری باغ و برداشت محصول همچنان از درآمد باغدار کم میشود. از طرف دیگر، کارخانهدار هم باید چای خشک تولید شده را بفروشد تا بتواند هزینههایش را جبران کند. به همین دلیل، افزایش قیمت خرید برگ سبز اگرچه خبر خوبی برای چایکاران است اما به تنهایی نشان نمیدهد درآمد آنها چقدر بیشتر شده است. میتوان گفت تا زمانی که چای ایرانی جای خود را در قفسههای فروشگاهها باز نکرده است، درآمد و افزایش قیمت موجود، نه چایکار را راضی میکند و نه کارخانهدار را.
آمارهای سازمان چای کشور نیز در مقاطع مختلف فصل برداشت، از خرید بیش از ۱۰۰ هزار تن برگ سبز حکایت داشتهاند. با این حال، برای فهم وضعیت چایکاران باید دید پس از برداشت محصول و پرداخت هزینهها، چه میزان درآمد برای آنها باقی میماند.
چشمانتظار آخرین چین
«محمد میرفلاحتینژاد»، چایکار لاهیجانی، شرایط آبوهوایی و قیمت برگ سبز امسال را در مقایسه با سالهای گذشته بهتر میداند، اما هنوز درباره درآمد نهاییاش مطمئن نیست. او به «ایران» میگوید:«برداشت چین اول و دوم خوب بوده، اما در چین سوم محصول کمتری داشتیم. حالا هم که روزهای پایانی برداشت پاییزه است، هنوز معلوم نیست چای خشک را با چه قیمتی میتوانیم بفروشیم و در نهایت چقدر برایمان صرفه دارد.»
این چایکار امیدوار است برداشت پاییزه بخشی از کاهش محصول در چین سوم را جبران کند، اما به گفته او، میزان برداشت به تنهایی برای مشخص شدن درآمد کافی نیست. چایکاری که هزینه نگهداری باغ و برداشت محصول را میپردازد، در نهایت باید بتواند چای خشک تولید شده را نیز با قیمت مناسبی بفروشد.
به همین دلیل، افزایش نرخ خرید برگ سبز زمانی بیشتر به چشم میآید که هزینههای باغداری هم در نظر گرفته شود و باغدار بداند از حاصل یک فصل کار، چه میزان درآمد برایش باقی میماند.
کارخانهدار هم نگران فروش است
مشکل فروش چای خشک فقط به درآمد چایکار مربوط نمیشود. کارخانههای چایسازی نیز پس از خرید برگ سبز و پرداخت هزینههای فرآوری، باید محصولشان را بفروشند تا بتوانند سرمایه لازم برای ادامه کار را تأمین کنند.
کیانوش سروستانی، یکی از کارخانهداران چای، به «ایران» میگوید:«فروش چای تولید شده از چین اول با شرایط مناسبتری همراه است، اما فروش محصول چینهای دوم، سوم و چهارم دشوارتر انجام میشود.»
به گفته او، کارخانهدار برای خرید برگ سبز و تبدیل آن به چای خشک هزینه میکند، اما ممکن است مدتی طول بکشد تا محصولش به فروش برسد. در این فاصله، بخشی از سرمایه کارخانه درگیر میماند و تأمین هزینههای جاری دشوارتر میشود.
سروستانی میگوید:«برخی کارخانهها برای جذب برگ سبز باکیفیت، علاوه بر نرخ تضمینی، مبلغی نیز بهعنوان مشوق به چایکاران میپردازند. این مبلغ در مواردی به ۱۰ تا ۱۵ هزار تومان برای هر کیلوگرم میرسد.»
با این حال، او معتقد است:«برای تشخیص کیفیت برگ سبز باید معیارهای روشنتری وجود داشته باشد. میزان جوانه و ترکیب برگهای برداشت شده، از جمله ویژگیهایی است که میتوان در ارزیابی کیفیت در نظر گرفت. اگر معیارها دقیقتر باشند، هم تشخیص کیفیت آسانتر میشود و هم پرداخت مبلغ بیشتر به چایکاران با نظم و انصاف بیشتری انجام خواهد شد.»
ماشینآلات قدیمی
هزینههای بیشتر
فروش دشوار چای خشک تنها مشکل کارخانههای چایسازی نیست. فرسودگی ماشینآلات نیز کار را برای برخی از آنها سخت کرده است. نوسازی تجهیزات به سرمایه نیاز دارد؛ سرمایهای که کارخانهدار باید در کنار هزینه خرید برگ سبز و پرداخت مخارج روزانه تأمین کند.
سروستانی میگوید:«برخی کارخانهها برای تأمین نقدینگی ناچار میشوند چای خشک را پایینتر از قیمتی که انتظار دارند بفروشند. چنین فروشی ممکن است به تأمین پول مورد نیاز کارخانه کمک کند، اما درآمد حاصل از محصول را کاهش میدهد و توان کارخانه برای نوسازی تجهیزات را محدود میکند. در این شرایط، کارخانهدار از یک سو باید هزینه خرید برگ سبز را بپردازد و از سوی دیگر، برای فروش چای خشک با دشواری روبهرو است. اگر محصول بهموقع و با قیمت مناسب فروخته نشود، تأمین پول لازم برای خریدهای بعدی نیز میتواند سختتر شود؛ موضوعی که در نهایت بر خرید برگ سبز از باغداران اثر میگذارد.
چای ایرانی؛ از کارخانه تا قفسه فروشگاه
حبیب جهانساز، رئیس سازمان چای کشور، یکی از مشکلات این صنعت را ضعف شبکه توزیع چای ایرانی در مقایسه با چای خارجی میداند و در گفتوگو با «ایران» با اشاره به بهبود وضعیت بستهبندی و برندسازی چای ایرانی میگوید:«تولید و بهبود کیفیت زمانی به درآمد بیشتر منجر میشود که محصول راه مناسبی برای رسیدن به دست مصرفکننده داشته باشد.»
به اعتقاد جهانساز، فعالیت بخش خصوصی نباید به خرید برگ سبز و تولید چای خشک محدود بماند. بستهبندی مناسب، معرفی برندها، تبلیغات و گسترش شبکه فروش نیز میتوانند به شناخته شدن بیشتر چای ایرانی کمک کنند. چای تولید شده در باغ و کارخانه، زمانی درآمد ایجاد میکند که مشتری برای خرید آن وجود داشته باشد و محصول بتواند به بازار برسد. اگر مصرفکننده برندهای داخلی را بهخوبی نشناسد یا شبکه فروش نتواند محصول را به دست او برساند، فروش چای دشوارتر خواهد شد. از همین رو، تقویت بازار چای ایرانی میتواند به فروش بهتر محصول و ادامه فعالیت کارخانهها کمک کند.
واردات چای؛ بازار چقدر
ظرفیت دارد؟
جهانساز با استناد به بررسی آمار5 تا ۱۰ سال گذشته، میزان چای تأمین شده برای بازار داخلی را حدود ۶۷ تا ۶۸ هزار تن و نیاز سالانه بازار را نزدیک به ۷۰ هزار تن اعلام میکند. او بر همین اساس پیشنهاد میدهد میزان واردات چای حداکثر ۵۰ هزار تن باشد. البته برای تعیین میزان مناسب واردات، تنها دانستن نیاز سالانه بازار کافی نیست؛ میزان تولید داخلی، موجودی چای خشک در کارخانهها، حجم واردات و میزان تقاضا نیز باید در کنار یکدیگر بررسی شوند. این اطلاعات کمک میکنند تصمیمگیری درباره واردات با شناخت دقیقتری از وضعیت بازار انجام شود. برای چایکاران و کارخانههای گیلان، مهم این است که چای تولید داخل بتواند مشتری خود را پیدا کند. اگر محصول در بازار بهخوبی فروخته نشود، افزایش تولید نیز لزوماً درآمد بیشتری برای باغدار و کارخانهدار به همراه نخواهد داشت.
احیای باغهای فرسوده
در برنامهای پنج ساله
جهانساز با تأکید بر اینکه در کنار مشکلات فروش، وضعیت باغهای فرسوده و رها شده نیز از مسائل مهم صنعت چای است، میگوید:«در قالب برنامهای پنج ساله، احیا یا اصلاح سالانه حدود ۲۷۰۰ هکتار از باغهای چای کشور هدفگذاری شده است.»
وی گیلان را قطب اصلی تولید چای کشور عنوان میکند و میافزاید:«رسیدگی به باغهای فرسوده این استان میتواند به حفظ توان تولید کمک کند. با این حال، احیای باغ به هزینه و زمان نیاز دارد و پس از بازگشت باغ به چرخه تولید نیز باید امکان برداشت، فرآوری و فروش محصول فراهم باشد. اگر باغدار برای اصلاح باغ هزینه کند، اما درآمدش کفاف نگهداری آن را ندهد، ادامه این کار دشوار خواهد شد. از سوی دیگر، افزایش محصول زمانی به سود باغدار میانجامد که کارخانههای منطقه توان خرید و فرآوری برگ سبز را داشته باشند و چای خشک نیز در بازار فروش برود. بنابراین احیای باغها تنها به انجام عملیات باغداری محدود نمیشود؛ باغدار باید بتواند هزینههای این کار را تأمین کند و برای فروش محصول آینده خود نیز چشمانداز روشنی داشته باشد.
تسهیلات باغداری؛ پولی
که باید بهموقع برسد
رئیس سازمان چای کشور با بیان اینکه برای کمک به احیا و نگهداری باغهای چای، تسهیلاتی در نظر گرفته شده است، میگوید: «بر اساس ارقام اعلام شده، برای احیای هر هکتار باغ ۲۰۰ میلیون تومان، اصلاح و بهزراعی ۱۷۰ میلیون تومان، هرس سبک ۱۰۰ میلیون تومان و هرس کفبر ۱۵۰ میلیون تومان تسهیلات پیشبینی شده است. این ارقام به عملیات مختلف باغداری اختصاص دارند و به معنای پرداخت قطعی تسهیلات به همه متقاضیان نیستند.»
جهانساز با اشاره به اهمیت زمان پرداخت و تناسب مبلغ تسهیلات با هزینه واقعی عملیات، تأمین منابع مالی را برای اصلاح و نگهداری باغ ضروری میداند و میافزاید:«اگر پول دیر به دست باغدار برسد یا برای پرداخت هزینههای مورد نیاز کافی نباشد، اجرای بهموقع برنامههای باغداری دشوار میشود. باغدار علاوه بر هزینه احیا و اصلاح، باید مخارج روزانه باغ را نیز بپردازد. کارخانهدار هم برای خرید برگ سبز و فرآوری آن به سرمایه در گردش نیاز دارد. به همین دلیل، تسهیلات باغداری به تنهایی پاسخگوی همه مشکلات نیست و پرداخت بهموقع مطالبات چایکاران و تأمین منابع مالی کارخانهها نیز اهمیت دارد.
برش
افزایش قیمت، شروع ماجراست
افزایش نرخ خرید تضمینی برگ سبز چای، خبر امیدوارکنندهای برای چایکاران است؛ اما آنچه در پایان فصل اهمیت دارد، پولی است که پس از پرداخت هزینههای برداشت و نگهداری باغ برایشان باقی میماند.
در سوی دیگر، کارخانهدار باید بتواند چای خشک را بفروشد تا پول خرید برگ سبز و هزینههای تولید را تأمین کند. اگر فروش محصول دشوار باشد، نوسازی ماشینآلات و ادامه خرید از باغداران نیز سختتر میشود. احیای باغها و تسهیلات دولتی هم زمانی نتیجه بهتری خواهند داشت که در کنار آنها، امکان تولید و فروش محصول فراهم باشد.
در نهایت، برای چایکاری که تمام فصل چشم به باغ دوخته است، تنها بالا رفتن نرخ خرید برگ سبز اهمیت ندارد؛ مهم این است که حاصل زحمتش درآمدی داشته باشد که هزینههای زندگی و نگهداری باغ را پوشش دهد. کارخانهدار نیز باید بتواند محصولش را بفروشد و هزینههایش را جبران کند. آینده چای گیلان به این بستگی دارد که از باغ تا کارخانه و از کارخانه تا بازار، راه فروش محصول هموارتر شود.

