خطابه مارکو روبیو در آکروپلیس علیه تمدن ایرانی چه فرامتنی دارد؟

نبـــرد افســـانه علیـــه واقعیت

علیرضا حجتی
دبیر گروه بین‌الملل


مواضع وزیر خارجه آمریکا در آتن را باید در چه بستری فهم کرد؟ طراحان و نویسندگان سخنرانی مارکو روبیو در یونان چه طرحواره‌ای در سر داشتند که از یونان باستان با دولت-شهرهای آتن و اسپارت به «اول آمریکا»ی ترامپ خط مستقیم کشیدند و ایران را در کانون یک منازعه تمدنی با غرب قرار دادند؟
مواضع وزیر خارجه ترامپ چه یک کاریکاتور یا بازیافت از ایده «برخورد تمدن‌ها»ی ساموئل هانتینگتون در انتهای قرن بیستم باشد یا تلاشی برای تحول الگوی برخورد تمدن‌ها و پارادایم شیفت آن از اسلام (در پسایازده سپتامبر که در راهبرد «جنگ علیه ترور» جرج بوش پسر نمود پیدا کرد) به ایران، اتفاقی به وزارت خارجه آمریکا و کاخ سفید ترامپ راه پیدا نکرده و چه بسا فرامتنی مهم‌تر از گفته‌های روبیو دارد. در این چارچوب اظهارات او در آتن فراتر از یک ستایش تاریخی از یونان باستان یا دفاعی تازه از سیاست «اول آمریکا»ست. اهمیت این سخنرانی در پیوندی است که روبیو میان میراث تمدنی و ارزشی غرب و تقابل امروز با ایران برقرار می‌کند.
ساموئل هانتینگتون در مقاله مشهور «برخورد تمدن‌ها» که تابستان ۱۹۹۳ در فارن افرز منتشر شد، استدلال کرد که پس از پایان جنگ سرد، سرچشمه اصلی منازعات جهانی بیش از گذشته از رقابت ایدئولوژیک و اقتصادی به تفاوت‌های فرهنگی و تمدنی منتقل خواهد شد. او تمدن را گسترده‌ترین سطح هویت فرهنگی انسان‌ها می‌دانست و پیش‌بینی می‌کرد که خطوط گسل میان تمدن‌ها می‌توانند به کانون‌های اصلی منازعه در نظم پساجنگ سرد تبدیل شوند. این مقاله بعدها با بسط نظریه در کتابی به همین نام، به یکی از مناقشه‌برانگیزترین چارچوب‌های تحلیل سیاست بین‌الملل بدل شد.
جنگ با ایران چه بلایی بر سر ایالات متحده آورده که اعضای یاغی دولت ترامپ را در حالی که طی دو سال گذشته مشغول تحقیر غرب در آن سوی آتلانتیک بودند وادار کرده از ضرورت تلاش جمعی برای حفظ ارزش‌های غربی سخن بگویند؟ درک این تغییرات حتی شاید ورای «امنیتی سازی» از تاریخ برای توجیه ادامه جنگ علیه ایران است.
نتیجه واضح است: شکست آمریکا در جنگ علیه ایران تا اینجای کار به قدری سنگین بوده که در تاریخ نظامی-سیاسی ایالات متحده نظیری برای آن یافت نمی‌شود. در نگاه طراحان خطابه مارکو روبیو در «بک‌گراند» آکروپلیس نتیجه این جنگ هم احتمالاً یک پیروزی بزرگ تمدنی برای ایران است و نظم جهانی پساجنگ سرد را به کلی دگرگون خواهد کرد.
نباید فراموش کرد در روز چهلم جنگی که ترامپ در ابتدایش، آن را یک گشت‌و‌گذار کوتاه توصیف کرده بود در میانه استیصال و شکست، ایران را به «نابودی یک تمدن» تهدید کرد. همان‌طور که وزیر جنگش پیت هگست بن‌بست در جنگ ایران را به عنوان یک حکم الهی جلوه داد و با تفسیری صلیبی از این نبرد که خدا طرف ارتش آمریکاست تلاش کرد توصیفی مبتنی بر «استثناگرایی» آمریکایی برای سرپوش این شکست دست و پا کند.
تکرار این مواضع البته اتفاقی نیست. دونالد ترامپ همان کسی است که در دوره اول ریاست‌جمهوری‌اش در بحبوحه تنش‌های ایران-آمریکا در زمستان سال 98 هم تهدید کرده بود 52 نقطه فرهنگی ایران را هدف قرار خواهد داد.
حاکم جنگ‌طلب کاخ سفید و حواریون صلیبی‌اش، هفته‌ای نیست که از شکست ایران در جنگ صحبت نکنند یا اینکه از ایران در آستانه فروپاشی سخن نگویند، اما خطابه روبیو در آکروپولیس اعترافی بزرگ به برآمدن یک ایران قوی است که ایالات متحده حالا به تنهایی نمی‌تواند با آن مقابله کند و این «غرب جمعی» است که باید جلوی ایران را بگیرند.
ساده‌انگاری است پیروزی ایران در نبرد میهنی علیه آمریکا به پیروزی نظامی یا انسداد و اعمال حاکمیت در تنگه هرمز فروکاست داده شود. هم جنگ تحمیلی 12 روزه و هم جنگ تحمیلی 40 روزه با پیوست «فروپاشی اجتماعی-سرزمینی» ایران آغاز شد. دو جنگ اخیر صرفاً لحظه آغاز روندی بودند که از دو دهه قبل آغاز شده بودند. ایالات متحده تمامی تاکتیک‌های موفقش را درمنطقه بالکان پس از جنگ سرد و عراق پس از جنگ اول خلیج‌فارس علیه ایران آزمایش کرد. در اروپای شرقی، سیاست آمریکا موفق شد نقشه اروپا را تغییر داده و یوگسلاوی تجزیه شود. تحریم‌های مرگبار آمریکا علیه عراق در دهه 90 که به «نفت در برابر غذا» رسید هم حکومت وقت و جامعه عراق را چنان پوسیده کرد که با اولین ضربه در سال 2003، این کشور از هم پاشید.
جالب است که این دو راهبرد ویران‌کننده روی ایران تست شده و دو جنگ تحمیلی- که مدرن‌ترین جنگ‌های قرن بیست‌ویکم محسوب می‌شود- ضمیمه آن شده یعنی هم تحریم‌های فلج‌کننده و هم «بالکانیزه کردن ایران» که هر دو نه تنها شکست خورده که به اعتراف صریح مراکز فکری در غرب دولت-ملت ایرانی را بیشتر حول پرچم گرد آورده و کار را به جایی رسانده که اندیشمندان و آکادمیسین‌های غربی اذعان کرده‌اند یک تاب‌آوری چندماهه دیگر از سوی ایران کافی است تا جهان به تولد یک قطب جدید در سیاست بین‌الملل سلام کند. این یک پیروزی تمدنی برای ایران نیست؟
نگاه نبرد تمدنی البته فقط اختصاص به ترامپ و روبیو ندارد. این یک نگاه بلندمدت بوده که در دولت‌های مختلف آمریکا امتداد داشته و به نوعی یک سیاست دوحزبی به شمار می‌رود. به همین خاطر است که واشنگتن هربار فرصت تعامل با ایران را به خاطر حاکم بودن همین نگاه از دست داده و حسن‌نیت ایرانیان را در دستگاه فاهمه خود به ضعف برداشت کرده است.
پس از جنگ سرد و در فضای ادراکی «پایان تاریخ» فوکویاما بیل کلینتون راهبرد «مهار دوگانه» را در قبال ایران اتخاذ کرد که از تحریم‌های اقتصادی و تهدیدهای نظامی برای جلوگیری از پیشرفت ایران استفاده می‌کرد. این رویکرد البته به خوبی با این چارچوب مفهومی جنگ تمدن‌های هانتینگتون همخوانی داشت.
در مقطع بعدی، پس از سرنگونی صدام‌حسین در سال ۲۰۰۳، دولت جرج دبلیو بوش پیشنهاد ایران برای مذاکره را رد کرد؛ نومحافظه‌کاران با غرور ناشی از اشغال عراق می‌گفتند که «مردان واقعی» تهران را نیز فتح خواهند کرد. حال آنکه حتی دولت بوش هم پیشروی سیاست «جنگ علیه ترور» خود را هم مدیون کمک‌های ایران یا دقیق‌تر تمدن ایران در افغانستان بود.
دولت اوباما هم با وجود انتخاب دیپلماسی این نگاه را حذف نکرد و بارها در دوران ریاست جمهوری خود بارها گفت که «همه گزینه‌ها در مورد ایران روی میز است.» و حتی در یکی از فرامین اجرایی مربوط به دکترین هسته‌ای آمریکا، ایران را استثنا کرد.
جیم لیسی استاد مطالعات استراتژیک در کالج جنگ نیروی دریایی و نویسنده کتاب «اولین برخورد» سال 2011 در «نشنال ریویو» نوشت: غرب هرگز ایران را درک نکرده است. در واقع، سابقه ۲۵۰۰ ساله ما از زمان اولین مواجهه تمدن پارسی با غرب، تقریباً پر از درگیری‌های بی‌وقفه است. دوهزاروپانصد سال تاریخ نشان می‌دهد که چشم‌انداز درگیری با ایران ناامیدکننده و با تسلیم غرب همراه بوده است.
برای غربی‌ها و احتمالاً برای روبیو، تاریخ ایران با نبرد ترموپیل آغاز می‌شود که در فیلم ۳۰۰ در سال ۲۰۰۶ به تصویر کشیده شده است که طی آن، لژیونی از اسپارتی‌های شجاع دیده می‌شوند که بر سپاه خشایارشا غلبه می‌کنند. روبیو باید بداند اگرچه این نبرد اتفاق افتاد اما برخلاف سازندگان فیلم 300 در نهایت یونانی‌ها مغلوب شدند و ایرانیان به آتن رسیدند. افسانه با واقعیت فرق دارد و تمدن ایران یک واقعیت است.

صفحات
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و پنج
 - شماره نه هزار و صد و چهل و پنج - ۱۹ مهر ۱۴۰۵