ویژگی های دیپلماسی شمالی ایران در میانه بحران در خلیج فارس
مدیریت تنش تا بازتعریف مسیرهای ارتباطی
آرمینا آرم
پژوهشگر ارشد «ایراس»
سفر مسعود پزشکیان به ترکمنستان برای شرکت در نشست سران کشورهای مستقل مشترکالمنافع و اجلاس محیطزیستی دریای خزر را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک سفر دیپلماتیک متعارف ارزیابی کرد. این سفر در شرایطی انجام شد که ایران با یکی از پیچیدهترین مقاطع امنیتی و اقتصادی خود مواجه است و تحولات ناشی از جنگ، فشار بر مسیرهای تجارت خارجی و تداوم تنش با آمریکا، اهمیت روابط با همسایگان و قدرتهای منطقهای را افزایش داده است. در چنین فضایی، حضور رئیسجمهوری ایران در ترکمنستان و دیدارهای او با مقامات روسیه و ارمنستان، بازتابی از اهمیت فزاینده جغرافیای شمالی کشور در محاسبات راهبردی تهران است. اهمیت این سفر را میتوان در سه سطح به هم پیوسته بررسی کرد: نقش روسیه در مدیریت بحران جاری، ضرورت تقویت پیوندهای اقتصادی و ارتباطی با اوراسیا و تلاش ایران برای حفظ جایگاه خود در ترتیبات در حال تغییر قفقاز جنوبی و آسیای مرکزی.
روسیه؛ ظرفیتهای همکاری
و محدودیتهای همراهی
یکی از مهمترین بخشهای سفر پزشکیان به ترکمنستان، دیدار او با ولادیمیر پوتین بود؛ دیداری که علاوه بر همکاریهای اقتصادی و راهبردی دو کشور، تحولات مربوط به جنگ و مذاکرات ایران و آمریکا را نیز دربرگرفت. اعلام تبادل پیشنهادهای جدید میان تهران و واشنگتن و تأکید روسیه بر آمادگی برای کمک به حل و فصل دیپلماتیک بحران، نشان میدهد روابط ایران و روسیه در شرایط کنونی، بیش از گذشته با تحولات امنیتی خاورمیانه پیوند خورده است.
برای تهران، مسکو یکی از بازیگرانی است که میتواند در سطوح دیپلماتیک و بینالمللی به مدیریت فشارهای خارجی کمک کند. با این حال، نباید میان حمایت سیاسی روسیه و آمادگی این کشور برای پذیرش هزینههای مستقیم امنیتی به سود ایران، رابطهای خودکار برقرار کرد. روسیه نیز با محدودیتهای ناشی از جنگ اوکراین، تحریمهای غرب و ضرورت مدیریت مناسبات خود با آمریکا مواجه است و سیاست آن در قبال ایران در چارچوب مجموعهای از ملاحظات مستقل شکل میگیرد.
از این منظر، اهمیت دیدار پزشکیان و پوتین بیش از آنکه در احتمال شکلگیری تعهدات امنیتی جدید باشد، در تداوم هماهنگی سیاسی و تلاش برای تبدیل مشارکت راهبردی دو کشور به همکاریهای عملی نهفته است. پیمان مشارکت جامع راهبردی ایران و روسیه در سال ۲۰۲۵ چارچوبی برای گسترش این همکاریها فراهم کرده، اما میزان تأثیرگذاری آن به اجرای توافقات اقتصادی، انرژی و حملونقلی وابسته است.
از دیپلماسی همسایگی
تا تابآوری اقتصادی
دومین بعد مهم سفر، جایگاه آسیای مرکزی و دریای خزر در راهبرد اقتصادی و امنیتی ایران است. محدودیتهای ایجاد شده در مسیرهای دریایی و افزایش آسیبپذیری تجارت خارجی، بار دیگر اهمیت مرزهای زمینی و مسیرهای ارتباطی شمالی را برجسته کرده است. در چنین شرایطی، روابط با ترکمنستان، روسیه و دیگر کشورهای آسیای مرکزی صرفاً موضوعی تجاری نیست، بلکه با توانایی ایران برای حفظ ارتباط با بازارهای خارجی و کاهش آثار فشارهای اقتصادی ارتباط مستقیم پیدا میکند.
این تحول را میتوان نشانه تقویت پیوند میان ژئواکونومی و امنیت ملی در سیاست خارجی ایران دانست. اگر در گذشته توسعه کریدورهای ارتباطی عمدتاً با هدف افزایش درآمدهای ترانزیتی و بهرهگیری از موقعیت جغرافیایی کشور دنبال میشد، اکنون تنوعبخشی به مسیرهای تجاری میتواند به یکی از مؤلفههای تابآوری اقتصادی تبدیل شود.
در این میان، کریدور بینالمللی شمال-جنوب، مسیرهای ریلی و جادهای ایران و ترکمنستان و ظرفیت بنادر دریای خزر اهمیت ویژهای دارند. با این حال، بهرهگیری مؤثر از این ظرفیتها مستلزم رفع موانع زیرساختی، مالی و گمرکی است.
صرف برخورداری از موقعیت جغرافیایی مناسب، بدون تکمیل شبکههای حملونقل و ایجاد سازوکارهای پایدار تجاری، نمیتواند جایگزینی مؤثر برای مسیرهای آسیبدیده تجارت خارجی ایجاد کند.
از سوی دیگر، حضور ایران در نشست کشورهای مستقل مشترکالمنافع بهعنوان میهمان ویژه، در کنار عضویت در سازمان همکاری شانگهای و توافق تجارت آزاد با اتحادیه اقتصادی اوراسیا، نشاندهنده گسترش تعاملات نهادی تهران با فضای اوراسیایی است. با این حال، باید میان افزایش حضور دیپلماتیک و ارتقای نفوذ واقعی تفاوت قائل شد. میزان موفقیت این رویکرد در نهایت به توانایی ایران برای تبدیل ظرفیتهای سیاسی و نهادی به منافع اقتصادی و ارتباطی ملموس بستگی دارد.
قفقاز جنوبی و ضرورت
حفظ گزینههای راهبردی ایران
دیدار پزشکیان با نیکول پاشینیان، نخستوزیر ارمنستان، بعد دیگری از اهمیت سفر ترکمنستان را آشکار میکند. قفقاز جنوبی طی سالهای اخیر با دگرگونیهای ساختاری مهمی مواجه شده است؛ از تغییر موازنه قدرت پس از جنگ دوم قرهباغ و کاهش نقش امنیتی روسیه گرفته تا افزایش حضور ترکیه و بازیگران فرامنطقهای و تشدید رقابت بر سر مسیرهای ارتباطی.
این تحولات برای ایران صرفاً به مناسبات با همسایگان شمال غربی محدود نمیشود، بلکه با امنیت مرزها، دسترسی به مسیرهای ترانزیتی و حفظ گزینههای راهبردی کشور ارتباط دارد؛ بویژه تحولات مربوط به مسیر موسوم به TRIPP و آینده ارتباطات میان جمهوری آذربایجان و نخجوان، حساسیت تهران نسبت به ترتیبات جدید منطقهای را افزایش داده است.
در چنین شرایطی، استمرار روابط نزدیک با ارمنستان در کنار حفظ تعامل با جمهوری آذربایجان، بخشی از تلاش ایران برای جلوگیری از محدود شدن موقعیت ژئوپلتیکی خود محسوب میشود. مسأله اصلی برای تهران صرفاً مخالفت یا موافقت با یک مسیر ارتباطی مشخص نیست، بلکه چگونگی اجرای پروژهها، حفظ حاکمیت کشورهای منطقه، جلوگیری از شکلگیری ترتیبات امنیتی تهدیدزا و تضمین استمرار دسترسیهای ارتباطی ایران است.
از این منظر، دیدار پزشکیان و پاشینیان را میتوان در چارچوب تداوم دیپلماسی منطقهای ایران و تلاش برای حفظ موازنه در محیطی ارزیابی کرد که بازیگران مختلف در پی بازتعریف نقش و جایگاه خود هستند. البته این دیدار به تنهایی نشانه توافق جدید درباره ترتیبات ارتباطی قفقاز نیست، بلکه بیشتر بیانگر اهمیت استمرار رایزنیهای سیاسی در شرایط گذار منطقهای است.
دیپلماسی شمالی
و محدودیتهای آن
در سطحی گستردهتر، سفر پزشکیان به ترکمنستان نشان میدهد جغرافیای شمالی ایران در حال برخورداری از کارکردهای متنوعتری در سیاست خارجی کشور است. روسیه بهعنوان شریک راهبردی، آسیای مرکزی بهعنوان فضای گسترش ارتباطات اقتصادی، دریای خزر بهعنوان حوزه همکاری کشورهای ساحلی و قفقاز جنوبی بهعنوان یکی از مناطق حساس امنیتی و ترانزیتی، اجزای به هم پیوسته این جغرافیا هستند.
با این همه، توسعه دیپلماسی شمالی به معنای شکلگیری یک بلوک منسجم منطقهای پیرامون ایران نیست. کشورهای آسیای مرکزی سیاست خارجی چندجانبه و متوازنی را دنبال میکنند؛ روسیه اولویتهای راهبردی مستقل خود را دارد و در قفقاز جنوبی نیز منافع بازیگران منطقهای همواره با یکدیگر همسو نیست.
بنابراین، ایران برای بهرهگیری از ظرفیتهای شمالی خود ناگزیر است علاوه بر گسترش همکاری با روسیه، روابط متوازن و مستقلی با دیگر کشورهای منطقه برقرار کند.
در نهایت، اهمیت سفر پزشکیان به ترکمنستان را باید در پیوند سه ضرورت اساسی جستوجو کرد: مدیریت فشارهای امنیتی از طریق دیپلماسی، کاهش آسیبپذیری اقتصادی با تنوعبخشی به مسیرهای ارتباطی و حفظ موقعیت ژئوپلتیکی ایران در ترتیبات متحول منطقهای.
این سفر به خودی خود به معنای تحقق این اهداف نیست، اما نشان میدهد در شرایط کنونی، سیاست خارجی ایران بیش از گذشته نیازمند تبدیل ظرفیتهای جغرافیایی و روابط سیاسی به ابزارهای عملی تابآوری است. آینده دیپلماسی شمالی ایران نیز نه صرفاً با تعداد نشستها و توافقات، بلکه با میزان توانایی آن در کاهش آسیبپذیری کشور و گسترش گزینههای راهبردی تهران سنجیده خواهد شد.

