مهدی گلشنی در همایش «رسالت دانشگاه مطلوب در قرن ۲۱» مطرح کرد
تربیت انسان توانمند
دانشگاه در ایران باید از آموزش تکبعدی عبور کند و علومانسانی را جدیتر بگیرد
دکتر مهدی گلشنی، استاد فلسفه علم دانشگاه صنعتی شریف، در همایش «دانشگاه مطلوب در قرن بیستویکم؛ علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی» که در دانشگاه علامهطباطبایی برگزار شد، دانشگاه مطلوب را نهادی معرفی کرد که معیار سنجش آن، محصولی است که تربیت میکند. او گفت: «دانشگاه مطلوب، دانشگاهی است که محصولش مطلوب باشد؛ یعنی بتواند انسان کارآمد و توانمند برای جامعه تربیت کند.» او تأکید کرد که دانشگاه را نباید مجموعهای از کلاسها، آزمایشگاهها و رشتههای تخصصی دانست، بلکه این نهاد باید در شکلگیری شیوه اندیشیدن دانشجویان نیز نقش داشته باشد.
حمیدرضا حبیبی
گروه اندیشه
تربیت دانشجوی پرسشگر
مهدی گلشنی معتقد است یکی از مسائل اساسی دانشگاه در ایران این است که تحولات عمیقتر نهادهای علمی غرب در حوزههایی مانند فلسفه علم، اخلاق پژوهش و ارتباطات میانرشتهای، آنگونه که باید وارد فضای دانشگاهی کشور نشده است اما در عوض برخی نمودهای سطحی فرهنگ غرب به دانشگاههای ما بیضابطه راه یافتهاند. او ورود «رویکرد پوزیتیویستی به علم» را یکی از آسیبهای امروز دانشگاههای ایران برشمرد که مانع میشود ما به سنت علمی خودمان در دوران تمدن اسلامی اتکا کنیم.
این استاد فلسفهعلم دانشگاه صنعتی شریف، در این رابطه به تجربه تاریخی تمدن اسلامی اشاره کرد و گفت:«جورج سارتون، تاریخنگار علم، دوره شکوفایی تمدن اسلامی را از نیمه دوم قرن دوم هجری و پس از آن، در یک دوره زمانی 350 ساله میداند.» او نقش الهامبخش قرآن را در شکلگیری فرهنگ علمی مسلمانان غیرقابل انکار توصیف کرد و گفت:«دانشمندان آن دوره با مجموعهای از اصول فکری و پژوهشی به فعالیت علمی میپرداختند.» به زعم گلشنی، مهمترین ویژگی این دانشمندان، پرهیز از تقلید و نپذیرفتن ادعاها بدون دلیل بود. او ابوریحان بیرونی و ابنهیثم را نمونههایی از این رویکرد معرفی کرد و گفت:« آنان به جای تکرار دیدگاههای پیشینیان، به فهم مسائل، آزمودن فرضیهها و یافتن پاسخهای تازه میپرداختند.»
گلشنی تصریح کرد: «دانشگاهی که دانشجویانش تنها نظریههای موجود را حفظ میکنند و جرأت پرسیدن از مبانی آنها را ندارند، نمیتواند انتظار نوآوری پایدار داشته باشد. در مقابل، دانشگاه مطلوب باید دانشجو را به جستوجوی دلیل، آزمودن فرضیهها و مواجهه انتقادی با نظریههای پذیرفتهشده تشویق کند.»
علم از فلسفه و دین جدا نیست
این استاد فلسفه علم در بخش دیگری از سخنانش به نسبت علم و دین پرداخت و گفت:« در تاریخ علم، رابطه علم و دین بر پایه تقابل و جدایی تعریف نشده است.» از نظر گلشنی، مطالعه طبیعت میتواند در کنار ارزش علمی و تجربی، برای پژوهشگر معنای فلسفی یا دینی نیز داشته باشد.
او یکی از نقاط عطف تاریخ علم را گسترش پوزیتیویسم دانست و توضیح داد که در این رویکرد، تجربه حسی به معیار اصلی اعتبار معرفت تبدیل شد و در نتیجه بسیاری از پرسشهای فلسفی و دینی به حاشیه رفتند. با این حال تأکید کرد که نقد پوزیتیویسم به معنای کنار گذاشتن تجربه و آزمایش نیست. گلشنی گفت: «مسأله اصلی، تبدیل یک روش ضروری در پژوهش علمی به معیاری انحصاری برای داوری درباره همه انواع شناخت است.»
او سه دسته پرسش را برشمرد که علم تجربی بهتنهایی برای پاسخگویی به آنها کفایت نمیکند: پرسشهای اخلاقی، پرسشهای بنیادین انسان و پرسشهایی درباره مبانی خود علم. گلشنی معتقد است علم تجربی بهتنهایی نمیتواند توضیح دهد که چرا عدالت ارزشمند یا ظلم ناپسند است و پاسخ به این پرسشها نیازمند بهرهگیری از فلسفه و دیگر دانش های معرفتی است. او همچنین «فلسفه علم» را ابزاری برای شناخت مبدا پیشفرضهای پژوهشگر، درک حدود نظریهها و تمایز میان یافته های مبتنی بر رویکرد تجربی و تفسیر یافتههای آن دانست.
علومانسانی باید در کنار علوم فنی آموزش داده شود
گلشنی در ادامه سخنانش به جایگاه علومانسانی در دانشگاه پرداخت و گفت:« این حوزه در نظام آموزشی ایران آنگونه که باید مورد توجه قرار نگرفته است.» او به گرایش بسیاری از دانشآموزان ممتاز به تحصیل در رشتههای پزشکی و مهندسی اشاره کرد و گفت:«جایگاه علومانسانی در جامعه ما به اندازه کافی شناخته نشده است.»
او در این زمینه «مؤسسه فناوری ماساچوست» (MIT) را مثال زد که با وجود شهرت این دانشگاه در رشتههای فنی و مهندسی، آموزش علومانسانی و اجتماعی نیز در آن مورد توجه قرار گرفته و دانشجویان مهندسی در کنار دروس تخصصی، تعدادی از دروس علومانسانی را میگذرانند . گلشنی گفت: «حتی دانشگاههای تخصصی فناوری نیز نمیتوانند تربیت دانشجو را به مهارتهای فنی محدود کنند. در چنین نگاهی، دانشآموخته دانشگاه باید علاوه بر تسلط بر دانش تخصصی، توانایی فهم مسائل انسانی و اجتماعی و ارزیابی پیامدهای فعالیت حرفهای خود را داشته باشد تا بتواند انسانی کارآمد و توانمند برای جامعه شود.»
خروجی دانشگاه باید متخصصان مستقل و مسئول باشند
این استاد فلسفه علم، در بخش پایانی سخنان خود تأکید کرد که دانشگاه مطلوب باید تولید دانش تخصصی را با پرورش «استقلال فکری» و «مسئولیت اخلاقی» همراه کند، بطوری که دانشجو صرفاً دریافتکننده نظریههای موجود نباشد و بتواند درباره مبانی آنها سؤال کند، شواهد را بسنجد و میان نتیجه علمی و تفسیر فلسفی تمایز بگذارد.
او همچنین نقش استاد را فراتر از انتقال دانش دانست و گفت: «استاد باید زمینه گفتوگو، نقد و اندیشیدن مستقل را برای دانشجویان فراهم کند.» گلشنی در پایان تأکید کرد که معیار دانشگاه مطلوب فقط میزان تولید مقاله، پیشرفت فناوری یا شمار دانشآموختگان نیست بلکه به باور او «مسأله اساسی، کیفیت تربیت علمی و انسانی کسانی است که قرار است دانش خود را در جامعه به کار گیرند.»
او در جمعبندی سخنانش بر این نکته مهم تأکید کرد: «دانشگاه مطلوب دانشگاهی است که از آموزش تکبعدی عبور کند و علومانسانی را در کنار علوم فنی و مهندسی ضروری بداند. بنابراین دانشگاه مطلوب، دانشگاهی است که محصولش مطلوب باشد.»

