شمس از خوی دوباره طلوع میکند
مشاور فرهنگی سازمان برنامه
و بودجه کشور
امروز ، بارگاه شمس تبریزی در خوی پس از سالها انتظار و اجرای مراحل مختلف بازسازی و تکمیل، گشایش مییابد؛ رویدادی که میتواند فراتر از یک اتفاق عمرانی و شهری، نقطه عطفی در معرفی جایگاه خوی در فرهنگ شمس و مولانا باشد.
شمس تبریزی از چهرههای استثنایی تاریخ اندیشه و عرفان ایرانی است؛ مردی که دیدار او با مولانا یکی از مهمترین رخدادهای تاریخ عرفان و ادبیات فارسی را رقم زد. بدون شمس، شناخت جهان فکری مولانا دشوار و حتی ناقص است. با این حال، در روایت عمومی از مولانا، شمس اغلب در حاشیه قرار گرفته و آنگونه که شایسته جایگاه تاریخی و فکری اوست، شناخته نشده است.
خوی از این منظر اهمیت ویژهای دارد. این شهر تنها میزبان یک بنای تاریخی نیست؛ نام آن با یکی از مهمترین نقاط مرتبط با زندگی و مرگ شمس پیوند خورده است. سالها تلاش برای سامان دادن به آرامگاه و ایجاد مجموعهای درخور نام شمس، اکنون به نقطهای رسیده که میتواند این ظرفیت تاریخی را به یک فرصت فرهنگی پایدار تبدیل کند.
اتفاق مهم دیگر، پیوند این رویداد با روزهای هفتم و هشتم مهرماه است؛ روزهایی که در خوی به بزرگداشت شمس تبریزی و مولانا اختصاص یافتهاند. این دو روز، طی سالهای گذشته به فرصتی برای برگزاری نشستها و برنامههای فرهنگی و علمی درباره این دو چهره بزرگ تبدیل شدهاند و نشان دادهاند که خوی میتواند فراتر از یک موقعیت جغرافیایی، به یکی از کانونهای مطالعات شمس و مولانا تبدیل شود.
اما اکنون یک پرسش جدیتر پیش روی خوی قرار دارد: پس از آنکه بارگاه شمس سامان یافت، چه باید کرد؟
به نظر میرسد برای پاسخ به این پرسش، باید از برگزاری برنامههای پراکنده عبور کرد و یک نقشه راه مشخص برای «خوی، شهر شمس» طراحی کرد. بر این اساس چند اولویت پیشنهاد می شود:
اولین اولویت، ایجاد مرکز مطالعات شمس و مولانا در خوی است. این مرکز میتواند با مشارکت دانشگاهها، پژوهشگران و شمسپژوهان ایرانی و خارجی، مسئولیت گردآوری اسناد، کتابها و پژوهشهای مرتبط، حمایت از تحقیقات جدید و برگزاری نشستهای تخصصی را برعهده بگیرد. بدون یک پشتوانه علمی، آرامگاه در نهایت به یک مقصد گردشگری محدود خواهد شد.
اولویت دوم، تبدیل هفتم و هشتم مهر به یک رویداد علمی و فرهنگی معتبر و سالانه است. این دو روز میتوانند میزبان یک همایش بینالمللی ثابت، جایزه پژوهشی شمس، نشستهای دانشگاهی، نمایشگاه کتاب و برنامههای فرهنگی باشند. استمرار و کیفیت این رویداد، بسیار مهمتر از افزایش تعداد برنامههاست.
سومین اولویت، تولید محتوای معتبر و چندزبانه درباره شمس و خوی است. امروز بخش مهمی از شناخت جهانی از مولانا از طریق ترجمهها و منابع غیرفارسی شکل گرفته است. خوی باید بتواند منابع علمی و محتوای قابل اعتماد درباره شمس را به زبانهای فارسی، انگلیسی، ترکی و زبانهای دیگر منتشر کند. یک پایگاه اینترنتی علمی و چندزبانه درباره شمس میتواند نخستین گام در این مسیر باشد.
اولویت چهارم، طراحی مسیر گردشگری شمس و مولانا در خوی است. آرامگاه نباید نقطه پایان سفر باشد. باید با معرفی آثار تاریخی، فرهنگی و طبیعی خوی و ایجاد یک مسیر مشخص گردشگری، بازدید از بارگاه به تجربهای فرهنگی تبدیل شود. این مسیر میتواند شامل موزه، کتابخانه، فضای نمایشگاهی، فروشگاه تخصصی کتاب و محصولات فرهنگی و فضاهای گفتوگو باشد. همچنین به خواهر خواندگی خوی و قونیه هم باید فکر کرد و در این خصوص مسیر حرکت کاروانهای گردشگری از خوی به قونیه و از قونیه به خوی را طراحی کرد.
و در نهایت، پنجمین اولویت، پیوند دادن شمس با نسل جوان است. اگر شمس تنها در همایشهای دانشگاهی و سخنرانیهای رسمی باقی بماند، بخش مهمی از آینده این میراث از دست خواهد رفت. تولید پادکست، فیلم کوتاه، محتوای دیجیتال، برنامههای دانشآموزی و دانشگاهی و روایتهای جذاب و مستند از زندگی و اندیشه شمس میتواند این میراث را از فضای رسمی به زندگی فرهنگی نسل جدید وارد کند.
شمس، خود، نماد گریز از عادت و تکرار بود. شاید بهترین ادای احترام به او نیز این باشد که نامش را در قالب مراسم تکراری محدود نکنیم و از ظرفیت او برای ساختن یک جریان فکری و فرهنگی تازه استفاده کنیم.
آرامگاه شمس اگر پشتوانه پژوهش، برنامه فرهنگی و ارتباط جهانی پیدا کند، به یک نهاد زنده تبدیل خواهد شد. خوی نباید فقط شهری باشد که شمس در آن آرام گرفته است؛ باید شهری باشد که شمس از آنجا دوباره با جهان سخن میگوید.

