سارقانی که سالی یک بار سرقت می‌کردند

براساس خاطره‌ای از سرهنگ اسماعیل محرابی، رئیس اداره یازدهم پلیس آگاهی پایتخت

گروه حوادث/ مرضیه همایونی: آخرین روزهای اسفند بود و خیابان‌ها شلوغ از رفت و آمد مردمی که در تدارک سور و سات شب عید بودند. رهگذران در پیاده‌روها سرگرم تماشای ویترین مغازه‌ها و خرید و چانه زدن با فروشندگان بودند که ناگهان صدای شلیک گلوله در گوش‌شان پیچید. برای چند لحظه سکوت همه جا را فرا گرفت اما وقتی شلیک‌ها پی در پی شد رهگذران و کسبه خیابان وحشت‌زده به دنبال پناهگاهی می‌گشتند که مبادا یکی از گلوله‌ها آنها را هدف قرار دهد. محله مرتضی گرد در آن ساعت از شب شاهد صحنه‌های عجیبی بود که بی‌شباهت به فیلم‌های اکشن هالیودی نبود. 3 مرد نقاب‌دار، مقابل طلافروشی ایستاده بودند، یکی از آنها با پتکی بزرگ به شیشه طلافروشی می‌کوبید. نفر دوم با اسلحه فروشنده را تهدید می‌کرد و سومین نفر طلاهای داخل ویترین را داخل کیسه‌ای که به همراه داشت، می‌ریخت.
مرد مسلح برای اینکه مردم را فراری دهد بی‌محابا تیراندازی می‌کرد. در این شلیک‌های پی در پی صاحب مغازه، خریداری که آنجا بود و یک رهگذر زخمی شدند. صاحب مغازه در راه بیمارستان جانش را از دست داد و دو مصدوم به بیمارستان منتقل شدند. مردان نقاب‌دار پس از سرقت طلاها که بیش از 2 کیلوگرم بود سوار بر موتورسیکلت‌هایشان شدند و آنجا را ترک کردند. چند صد متر آن طرف‌تر، در منطقه‌ای بیابانی موتورسیکلت‌ها در مقابل تپه‌ای متوقف شدند، مردان مسلح به آن طرف تپه رفته و سوار بر یک خودروی پژو شدند که از ساعت‌ها قبل در آنجا پارک شده و قرار بود که بعد از سرقت، با آن خودرو، محل را ترک کنند. با این برنامه‌ریزی، پلیس در جست و جوی سارقان موتورسیکلت سوار بود در حالی که آنها سوار بر خودروی پژو به فرارشان ادامه می‌دادند. خودرویی که چند روز قبل با تهدید اسلحه ربوده شده بود.
جا ماندن پتک سارقان
وقتی مأموران پلیس به محل سرقت رسیدند با پتک سارقان که در محل جا مانده بود، روبه‌رو شدند و همین سرنخی شد برای شروع ردیابی سارقان. کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی پایتخت پتک را که کاملاً نو بود، مورد بررسی قرار دادند و این احتمال مطرح شد که به تازگی خریداری شده است. 
بنابراین کارآگاهان بلافاصله به سراغ ابزار فروشی‌هایی رفتند که پتک می‌فروختند. مدل و مشخصات پتک را به ابزار فروشی‌ها ارائه کردند تا شاید ردی از سارقان به‌دست آورند. 
درنهایت یک ابزار فروشی از میان ده‌ها مغازه شناسایی شد، اما فروشنده گفت که سارقان خرید را با پول نقدی انجام داده‌اند. با اینکه در این شاخه از تحقیقات کارآگاهان با بن‌بست مواجه شدند اما به بررسی‌های خود ادامه دادند.
 بازبینی دوربین‌های مداربسته ابزار فروشی تصویر سه مرد را نشان می‌داد که وارد مغازه شده و پتک را خریداری کرده‌اند. کارآگاهان شک داشتند که این افراد همان سارقان طلافروشی باشند اما زمانی که تصاویر دوربین‌ها را بازبینی کرده و به سه مرد جوان رسیدند، موضوعی را متوجه شدند که مشخص کرد آنها همان سارقان طلافروشی هستند. چرا که یکی از خریداران شلوار پلنگی و پیراهن تیره رنگ آستین بلندی به تن داشت که در صحنه سرقت از طلافروشی مرتضی گرد نیز همان لباس‌ها را پوشیده بود. بدین ترتیب تصویر سه متهم به‌دست آمد گرچه که تصاویر به‌دست آمده خیلی واضح نبود.
در حالی‌که تحقیقات در این پرونده ادامه داشت با گذشت یک سال از این ماجرا درست ساعت 7 بعدازظهر 27 آذر سال 1402، خبر سرقت از طلافروشی دیگری در منطقه شادآباد به پلیس اعلام شد. در این سرقت نیز مردان مسلح سوار بر موتورسیکلت با پتک و اسلحه مقابل طلافروشی توقف کردند آنها تصمیم داشتند همان سناریوی سرقت مرتضی گرد را رقم بزنند، اما سیستم مه‌پاش طلافروشی نقشه آنها را نقش بر آب کرد و سارقان بدون سرقت فرار کردند ولی دو نفر در جریان این سرقت ناموفق مجروح شدند.

سناریوی تکراری
مردان خشن که انگار دست بردار نبوده و حالا که تیرشان به سنگ خورده بود به دنبال نقشه سرقت از طلافروشی دیگری بودند این بار نیز رأس ساعت 7 شب 30 دی با دو موتورسیکلت به مقابل طلافروشی در صالح آباد رفتند. سناریو همان سناریوی قبلی بود، کوبیدن پتک به ویترین مغازه و تیراندازی و فرار با موتورسیکلت و بعد هم فرار با یک خودروی مسروقه.
وقتی مأموران پلیس پوکه‌های به جا مانده از سرقت‌ها را بررسی کردند مشخص شد همه از یک اسلحه شلیک شده و شیوه سرقت‌ها هم که یکسان بود بنابراین فرضیه سریالی بودن سرقت‌ها از سوی یک باند قوت گرفت. 

تصاویر مردان خشن
در ادامه کارآگاهان با شناسایی مالکان خودروهای مسروقه دریافتند سارقان افغانستانی هستند. یکی از مالباخته‌ها گفت: «با خودروام کنار خیابان توقف کرده بودم تا کمی استراحت کنم اما ناگهان دو مرد افغانستانی با تهدید اسلحه خودروام را سرقت کردند.» 
 کارآگاهان در شاخه‌ای دیگر از تحقیقات به جست و جوی خودروهای مسروقه‌ای پرداختند که سارقان با آنها فرار می‌کردند. یکی از فرضیه‌های پلیس این بود که خودروهای سرقتی در پارکینگ‌های عمومی نگهداری شده و در زمانی که سارقان قصد سرقت از طلافروشی‌ها را داشتند به آنجا می‌رفتند و خودروها را با خود می‌بردند. با این فرضیه آنها به جست و جو در پارکینگ‌های عمومی پرداخته و درنهایت موفق شدند یکی از خودروهای مسروقه را پیدا کنند. پس از آن بررسی دوربین‌های پارکینگ عمومی نشان داد 5 مرد برای بردن خودرو وارد پارکینگ شده‌اند. با تطبیق این تصاویر و چهره سه متهمی که از قبل در اختیار پلیس بود، مشخص شد که آنها همان سارقان خشن طلافروشی بوده و درنهایت تصویر هر 5 متهم شناسایی شد.
همچنین این احتمال برای پلیس مطرح شد که سارقان پس از سرقت‌ها به کشور خود برمی گردند و بعد از اتمام پول‌های مسروقه برای سرقت بعدی دوباره به ایران می‌آیند. با این فرضیه تیمی از کارآگاهان اداره یکم، راهی مرزهای شرقی کشور شدند. زمانی پلیس به این مدارک رسید که سارقان چهارمین سرقت خود را در 26 دی 1403 از طلافروشی در یک پاساژ رقم زدند و سه کیلو طلا بردند. کارآگاهان در بازبینی دوربین‌های ایستگاه‌های مرزی موفق شدند تصاویر 5 مردی که سرقت مسلحانه را انجام می‌دادند مشاهده کنند. آنها با همان لباس‌هایی که سرقت چهارم را مرتکب شده بودند، با پاسپورت و قانونی به کشورشان برگشته بودند.
بدین ترتیب هویت 5 مرد تبهکار به‌دست آمد. حالا تیم تحقیق می‌دانست که 5 مرد افغانستانی بلافاصله بعد از سرقت‌هایشان راهی مرز شده و از آنجا به کشورشان می‌روند و منتظر می‌مانند تا با گذشت یک سال دوباره سرقتی دیگر را رقم بزنند. از سویی مکاتبات پلیسی با کشور افغانستان صورت گرفت و بررسی‌ها نشان می‌داد که این افراد به جرم قتل و سرقت‌های خشن زندانی بوده‌اند اما به خاطر تغییر و تحولات سیاسی و اجتماعی کشورشان و باز شدن زندان‌ها، آزاد شده و برای اجرای نقشه‌هایشان راهی ایران شده بودند.

دستگیری در مرز
یک سال از آخرین سرقت این باند می‌گذشت و کارآگاهان اداره یکم گوش به زنگ بودند تا اگر سرقتی رخ داد بلافاصله وارد عمل شوند در همین ایام یعنی 2 بهمن سال 1404 بود که مرکز پیام اعلام کرد یک طلافروشی در حوالی خیابان خلیج فارس مورد سرقت قرار گرفته است. سارقان همان سارقان بودند و شگرد همان شگرد. بنابراین اکپیی از مأموران بلافاصله راهی مرز شدند و سردسته این باند هنگامی که قصد خروج از کشور را داشت توسط کارآگاهان اداره یکم پلیس آگاهی بازداشت شد.
متهم بلافاصله در اختیار مأموران، تحت الحفظ راهی تهران شد. در بازرسی از وسایلش، داخل باند ضبطی که به همراه داشت حدود دو و نیم کیلو طلایی که از طلافروشی خلیج فارس به سرقت رفته بود، کشف شد.
طلاهایی که مهر تأییدی بر تبهکاری مرد افغانستانی بود؛ وی اعتراف کرد که به همراه برادرش و سه عضو دیگر باندش سناریوی سرقت‌های سریالی طلافروشی‌های پایتخت را رقم زده بود، با دستگیری سردسته باند سرقت مسلحانه از طلافروشی‌ها، تلاش برای دستگیری سایر همدستانش ادامه دارد هر چند اعضای این باند با مدارک و به شکل قانونی به کشور تردد داشتند اما برخی از اتباع با هویت‌های جعلی و بدون پاسپورت وارد کشور شده، جرایم خود را مرتکب می‌شوند و از مرزها مخفیانه خارج می‌شوند که شناسایی و دستگیری آنها بعد از ارتکاب جرایم بسیار سخت است و باید در این باره چاره ای اندیشید. 

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • انرژی
  • گزارش
  • زیست بوم
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل و یک
 - شماره نه هزار و صد و چهل و یک - ۱۴ مهر ۱۴۰۵