جهان بعد از هوش مصنوعی چگونه ساخته میشود؟
رئیس انجمن فناوری اطلاعات
و ارتباطات استان تهران
در سالهای اخیر هوش مصنوعی از یک فناوری تخصصی به یکی از مهمترین زیرساختهای تحول اقتصادی و صنعتی تبدیل شده است. اما پرسش اساسی این نیست که فناوری بعدی چیست، بلکه باید پرسید هوش مصنوعی با چه فناوریهایی همگرا خواهد شد و این همگرایی چه تغییری در ساختار صنعت و اقتصاد ایجاد خواهد کرد؟
مرحله بعدی تحول فناوری نه ظهور یک فناوری واحد، بلکه شکلگیری منظومهای از فناوریهای به هم پیوسته است؛ منظومهای که در آن هوش مصنوعی با روباتیک، حسگرهای هوشمند، ارتباطات پیشرفته، رایانش کوانتومی، زیست فناوری، مواد پیشرفته و فناوریهای نوین انرژی ترکیب میشود. یکی از مهمترین تحولات پیش رو گذار از هوش مصنوعی مولد به هوش مصنوعی عامل محور است. در این مرحله، سامانه هوشمند صرفاً پاسخ تولید نمیکند، بلکه میتواند هدف دریافت کند، مسأله را به مجموعهای از اقدامات تقسیم کند، داده جمعآوری کند، تصمیم بگیرد، از ابزارهای مختلف استفاده کند و نتیجه اقدامات خود را ارزیابی و اصلاح کند. اما برای آن که چنین هوشی بتواند در جهان واقعی اثرگذار باشد، به حواس و بدن نیاز دارد. اینجاست که مفهوم هوش مصنوعی فیزیکی یعنی ترکیب هوش مصنوعی با حسگرها، روباتها، تجهیزات خودکار و سامانههای کنترل اهمیت پیدا میکند.
در کارخانه آینده، این فناوریها میتوانند یک چرخه بسته ایجاد کنند: «اندازه گیری، انتقال داده، تحلیل، تصمیمگیری، اقدام و دریافت بازخورد». چنین چرخهای، صنعت را از اتوماسیون سنتی به سمت خودمختاری هدایت میکند. ماشینها نه تنها دستورات از پیش تعیین شده را اجرا میکنند، بلکه با تحلیل شرایط، عملکرد خود را تا حدی تطبیق میدهند.
این تحول برای صنعت ایران اهمیت ویژهای دارد. در حوزه تولید، ترکیب هوش مصنوعی، روباتیک و دوقلوی دیجیتال میتواند امکان شبیهسازی خطوط تولید، پیشبینی خرابی تجهیزات، کاهش مصرف انرژی و بهینهسازی فرآیندها را فراهم کند. در کشاورزی نیز ترکیب حسگرها، تصاویر ماهوارهای و پهپادی، سامانههای تصمیم یار و تجهیزات خودکار، میتواند کشاورزی دقیق را به سمت کشاورزی خودمختار سوق دهد؛ کشاورزیای که در آن تصمیمگیری بر مبنای دادههای واقعی و لحظهای انجام میشود.
در افق بلندمدت، رایانش کوانتومی نیز میتواند معماری محاسبات را در برخی مسائل متحول کند؛ هرچند هنوز فاصله قابل توجهی میان ظرفیتهای آزمایشگاهی و کاربرد گسترده صنعتی وجود دارد. همزمان، زیست فناوری و زیست شناسی مصنوعی در حال نزدیکتر شدن به علوم محاسباتی هستند. تحلیل دادههای زیستی با کمک هوش مصنوعی میتواند مسیر کشف دارو، طراحی مواد زیستی و فرآیندهای تولید را تغییر دهد. در نتیجه، مرزهای میان علوم کامپیوتر، مهندسی، زیست شناسی و شیمی نیز بیش از گذشته در حال کمرنگ شدن است. در کنار همه این تحولات، انرژی به یک زیرساخت تعیین کننده تبدیل خواهد شد. توسعه مراکز داده، سامانههای محاسباتی و روباتیک بدون انرژی پایدار و زیرساخت مناسب مدیریت مصرف، امکانپذیر نیست.
برای ایران، مسأله اصلی صرفاً شناخت فناوریهای آینده نیست بلکه ساختن ظرفیت برای توسعه و به کارگیری آنهاست تا سرمایه انسانی، داده، زیرساخت محاسباتی، سرمایهگذاری، بازار، دانشگاه و صنعت در یک زنجیره ارزش به یکدیگر متصل شوند. از این منظر، آینده فناوری اطلاعات دیگر در مرزهای سنتی این حوزه تعریف نمیشود. فناوری اطلاعات در حال تبدیل شدن به لایهای هوشمند در قلب صنعت، کشاورزی، انرژی، سلامت و حملونقل است.
بنابراین، پس از هوش مصنوعی، وارد دورهای میشویم که همگرایی فناوریها مرز میان جهان دیجیتال و جهان فیزیکی را دگرگون خواهد کرد. برای ایران نیز فرصت اصلی، نه صرفاً مصرف این فناوریها، بلکه تبدیل مسائل واقعی کشور به میدان توسعه فناوری است. آینده در محل اتصال فناوریها ساخته میشود، نه با تکیه بر یک فناوری منفرد.

