تلاقی معماری و ادبیات

کتاب کاخ مدحت سرایی و شاه میوه‌های روزگار بررسی می‌کند که ادبیات چگونه بناها را زنده و بازتعریف می‌کند

کار شاعران گاه آن‌چنان درآمیخته با احساس فهم می‌شود و مخاطب را در میانه زیبایی‌شناسی ادبی غرق می‌کند که کمتر به وجوه دیگر این آثار توجه می‌شود. حال آنکه برای زندگی انسان ایرانی در طول تاریخی که همواره آمیخته با شعر بوده است، چنین غفلتی به نوعی غفلت از تاریخ نیز خواهد بود. چرا که در زندگی او شعر تنها زبان بیان احساسات نبوده است و می‌توان سویه‌های مختلفی از حیات او را نیز درون شعر جست‌وجو کرد. مکان‌نگاری یا وصف آثار معماری یکی از موضوعاتی است که در شعر فارسی می‌توان به تکرار سراغ  گرفت. این نوع سرایش بویژه در شعر درباری سابقه‌ای طولانی دارد و ما گاه به واسطه آن با بناهایی آشنا می‌شویم که در طول تاریخ دیگر اثری از آنها باقی نمانده است. این اشعار منبعی غنی و ارزشمند برای تاریخ‌نگاری به شمار می‌رود و در درک ما از گذشته و چگونگی دریافت آن اثر بسیاری دارد.
پال ای. لزنسکی، استاد زبان‌ها و فرهنگ‌های خاورمیانه و متخصص تاریخ ادبیات فارسی یکی از پژوهشگرانی است که به موضوع مکان‌نگاری در آثار ادبی توجه کرده است. لزنسکی در دوران دانشجویی در دانشگاه شیکاگو با شعر فارسی آشنا شد و پس از آن همواره به این علاقه ادامه داد. او آثاری پیرامون غزل صفوی- گورکانی، تذکرةالاولیاء عطار نیشابوری و اشعار امیرخسرو دهلوی به رشته تحریر درآورده است. 
علاقه او به هنرهای تطبیقی سبب شد بورسیه‌های پژوهشی در ایران و قاهره دریافت کند و در همین دوران به توپوگرافی شهری و معماری جهان اسلام نیز علاقه‌مند شد و پژوهش‌های اخیر او بر این موضوع یعنی تلاقی معماری و ادبیات متمرکز شده است. او بویژه در آثارش نشان می‌دهد شعر فارسی اوایل دوران مدرن چگونه ساختمان‌ها، چه واقعی و چه خیالی را تصویر می‌کند و چگونه معماری و استعاره‌های معماری در شعر و داستان برای ساختاربندی روایت و جهان‌های غیرمادی احساس و شناخت به کار می‌روند. لزنسکی بخشی از کار شاعران را کشف، شرح و بازآفرینی معانی ضمنی اعیان موجود در جهان پیرامون‌شان می‌داند. او به این اعتبار به متون ادبی رجوع کرده و کوشیده تا اطلاعاتی را از وضعیت، کارکردها و معانی تجربی بناها در گذشته به دست آورد و تصویری از فضای فرهنگی آن عهد را ترسیم کند.
نشر نی در مجموعه «در اقلیم هنر» دو جستار از آثار او را برای ترجمه انتخاب کرده که کار ترجمه آن را مژده مخلصی انجام داده است. مترجم تلاش کرده از آنجا که مبنای این پژوهش‌ها آثار ادبی فارسی بوده، با پایبندی به متن لزنسکی، ترجمه را به متن مرجع نیز نزدیک نگه دارد.

 جنات عدن در جعفرآباد
جستار نخست «کاخ مدحت سرایی و شاه میوه‌های روزگار: الگوی توصیفی در جنات عدن عبدی بیگ شیرازی» نام دارد که عنوان کتاب نیز از آن گرفته شده است. خواجه زین‌العابدین علی عبدی بیگ شیرازی به عنوان سیاقدار در دفترخانه صفوی خدمت می‌کرده و در شاعری نیز پرکار بوده است. او در خمسه «جنات عدن» که ابیات آغازین آن چنین است: «بگشاده زبان سحرپرداز/ سحری کش نیست فرق اعجاز/ امر شه ملک و دین رسیده/ وان امر به گوش جان شنیده/ در وصف دیار جعفرآباد/ بنهاده چنین رفیع بنیاد» به اختصار اشاره می‌کند که چگونه از سوی شاه تهماسب مأموریت داشت که این خمسه را در بزرگداشت مجموعه کاخی جدید او به نام سعادت‌آباد که در شرق قزوین در دیار جعفرآباد بنا شده بود، بسراید. او در حدود دو سال و نیم از حیات خود را وقف سرودن ۴۱۰۰ بیت در این رابطه کرد. «جنات عدن» آنگونه که لزنسکی به عنوان استاد ادبیات تطبیقی معتقد است «یکی از مطول‌ترین و غنی‌ترین آثار توصیفی مدحی منظور در سنت ادبی خاورنزدیک سده‌های میانه» است. این اثر ارزش استنادی زیادی برای مطالعه تاریخ فرهنگی و سیاسی صفوی دارد و از جمله احسان اشراقی اثر عبدی بیگ را برای فهرست کردن نقاشی‌هایی که دیوارهای کاخ را زینت می‌بخشیدند به کار برده و ماریا سزوپه پروژه بزرگ‌تر بازسازی طرح‌بندی و تاریخ سعادت‌آباد را با تلفیق اطلاعات گردآوری شده از «جنات عدن» با سایر منابع تاریخ انجام داده است. گزارش عبدی از این کاخ ما را با شخصیت مبتکر شاه تهماسب در زمینه معماری و حمایت او از خلق شاهکارهای شهری آشنا می‌کند. این روحیه او را در بقایای کاخ نائین یا تلاشی که برای طراحی شهری بهتر محافظت‌شده آغاز کرد تا در اصفهان شاه عباس به ثمر نشست به خوبی می‌توان دید.
به باور نویسنده این اشعار علاوه بر ارزش استنادی که دارند، به لحاظ محتوای ادبی نیز ارزشمند هستند. هدف اصلی خمسه «وصف دیار جعفرآباد» بود که به نوعی ذیل مقوله مکان‌نگاری است و در سنت شاعری فارسی سابقه‌ای دیرینه دارد. چرا که بنا نهادن شهری جدید خصلت معرف شاه در خاور نزدیک بود و به منزله سامان‌بخشی، رفاه و تمدن به شمار می‌رفت. در آثار دیگری مانند شاهنامه، زمانی‌که ماجرای بنا کردن سیاوشگرد وصف می‌شود، سراینده در حقیقت پروژه‌ای آبادگرانه در خدمت نمایش چیرگی فرمانروا را توصیف می‌کند. در این اثر نیز به کمک آرایه‌های ادبی تلاش می‌شود اقتدار کیهانی و سیاسی شاه صفوی بازنمایی شود و در جای جای این اثر در توصیف جزئیات باغ‌ها و بناها می‌توان ردپای شاعری توانمند را در خدمت توصیف بناها و اقتدار شاه جست‌وجو کرد. در شعر عظمت معماری عموماً به عنوان نمادی از قدرت ماندگار هنر عمل می‌کند. در قزوین امروز رد اندکی از شکوه اصیل سعادت‌آباد برجای مانده و ما به کمک ساختار ادبی که عبدی بیگ خلق کرده، به عنوان میانجی قادریم تا کاخ را در ذهن خود بازآفرینی کنیم.

 شعر پل
جستار دوم کتاب «برابر طاق آسمان: طراحی، مراسم و شعر پل حسن‌آباد» نام دارد. پل حسن‌آباد در حقیقت نام قدیمی‌تر پل خواجو اصفهان است که در ابتدای تأسیس به نام «پل شاهی» خوانده می‌شد. این پل در معماری ایرانی چنان اهمیتی دارد که هر گردشگر خارجی احتمالاً با تصویری از آن به خانه بازخواهد گشت اما این پل در آثار شاعران ایرانی چگونه وصف شده است؟ پل حسن‌آباد در حیات شهری اصفهان اهمیتی اساسی داشت و از یک‌سو نوسانات فصلی جریان رود را مهار می‌کرد و از طرف دیگر نقطه‌ای حیاتی در مسیر شاهراه عمده بازرگانی بود و در مرز شرقی باغ‌های سلطنتی واقع بود.
از آنجا که شاعران باید به کار کشف، شرح و بازآفرینی معانی ضمنی موجود در جهان پیرامونشان بپردازند، پل حسن‌آباد (خواجو) یکی از نمادین‌ترین آثار معماری به منظور این کار است و در مکان‌نگاری اصفهان صفوی موقعیتی واسطه در مرز قلمرو عمومی و شاهانه دارد و دارای کثرت معناهای معمارانه، آیینی و فرهنگی است. به جز قالب رباعی از سایر قالب‌های شعری در میان شاعران استفاده شده و سرایندگان از حیث جایگاه‌شان در دربار و جایگاه اجتماعی متفاوت هستند به همین سبب علاوه بر تنوع کارکردی خود پل، تنوع سرایندگان نیز باعث ایجاد انواع مضامین شعری شده که در طول جستار نویسنده به طور مفصل به مثال‌های آن پرداخته است. به قول لزنسکی «آکندگی نشانه‌شناختی پل و معانی سرشار آن یقین می‌دهد که هر خوانشی از این سازه موقتی است.» پلی که قرار بود نمایش اقتدار سیاسی شاه عباس دوم باشد، به‌زودی وارد زندگی اجتماعی شد و کارکرد آن از نیات اولیه‌اش بسی فراتر رفت و به بخشی از حیات شهری مبدل شد. به قول صائب: «چشم بیدار و دل زنده است صائب گوهرش/ هر رگ ابری که برخیزد ز آب زنده‌رود/ شد دو بالا زین پل نوآب و تاب زنده‌رود/ طاق ابرویی چنین می‌خواست آب زنده‌رود»

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل
 - شماره نه هزار و صد و چهل - ۱۳ مهر ۱۴۰۵