عرصه عمومی عصر صفوی

کتاب قهوه‌خانه‌های اصفهان برهم‌کنش فضای معماری، محیط شهری و زندگی جاری دوران صفوی را بازنمایی می‌کند

سمیرا دردشتی
روزنامه‌نگار

 
 پیش از قرن شانزدهم میلادی به‌جز ساکنین سواحل جنوبی دریای سرخ، یعنی یمن و حبشه (اتیوپی) کمتر کسی در جهان طعم قهوه را چشیده بود. نخستین‌بار در یمن در قرن پانزدهم میلادی بود که دانه‌های قهوه را که از درختچه‌هایی در کوهستان‌های جنوب حبشه می‌چیدند، بریان کردند و با آب جوش آمیختند. حاصل کار نوشیدنی جدیدی بود که در سال‌های بعد فراتر از شبه‌جزیره عربستان گسترش یافت. در ابتدا قهوه در حلقه‌های صوفیان اهل یمن که تأثیر آن در بیدار نگه داشتن آدمی را برای آیین ذکر شبانه‌شان سودمند یافته بودند، رواج پیدا کرد و سپس به دست بازرگانان گسترش یافت و آن را به کالایی سودآور بدل کردند. با رواج قهوه، نهاد اجتماعی جدیدی به نام قهوه‌خانه سر برآورد؛ پدیده‌ای نو در سرزمین‌های عثمانی در کرانه شرقی دریای مدیترانه و بعدها در قلمرو صفویان در ایران در سده شانزدهم میلادی. در حالی‌ که طبیبان درباره خواص دارویی قهوه و فقیهان بر سر جایگاه شرعی‌اش بحث می‌کردند، قهوه و قهوه‌خانه رفته‌رفته رونق و محبوبیت فزاینده‌ای پیدا کرد. ممنوعیت‌هایی که گاه‌گاه حاکمان، نگران از محیط اجتماعی-سیاسی برآمده از این نهاد جدید اعمال می‌کردند، تأثیری بر گسترش اشتیاق عمومی به قهوه و رونق روزافزون قهوه‌خانه‌ها نداشت. در سال‌های پایانی سده شانزدهم میلادی در شهرهای عثمانی از قاهره تا استانبول، بی‌شمار قهوه‌خانه برپا شده بود. در دهه نخست قرن هفدهم میلادی قهوه به سوی شرق در عراق و ایران گسترش یافت و به این ترتیب قهوه‌خانه‌ها سال‌ها پیش از رسیدن به اروپا نقشی پررنگ در حیات شهری و اجتماعی در منطقه غرب آسیا ایفا کردند.
بیهوده نبود زمانی‌ که در غروب یکی از روزهای تابستان سال ۱۰۲۸ق/۱۶۱۹م سفرای خارجی مقیم اصفهان در شمال میدان جدید شهر (میدان نقش جهان) گرد آمدند تا به حضور فرمانروای صفوی، شاه عباس اول شرفیاب شوند، قهوه پذیرایی ناآشنایی بود. وقتی پس از صرف طعام، در حضور شاه مایع سیاه تلخی که «کهوه» می‌خواندند در فنجان‌های چینی پیش روی میهمانان گذاشته شد، بیشتر آنها از نوشیدن آن خودداری کردند. بیشتر مسافران اروپایی آن روزگار قهوه را ماده‌ای غریب و نامأنوس می‌دانستند که حس بیزاری بر‌می‌انگیخت. توماس هربرت، مسافر انگلیسی که در واپسین سال‌های سلطنت شاه عباس به ایران سفر کرد، شاید به گویاترین وجه بیزاری اروپاییان از قهوه را بیان کرده باشد. او قهوه را مایع «سیاهی به رنگ دوده، با بویی تند و شدید» توصیف کرد که نه به دیده خوشایند است و نه به مذاق.»
این مایه سیاه بعدها محبوب‌ترین نوشیدنی جهان شد و سرنوشت نخستین قهوه‌خانه‌هایی که برای توزیع آن در ایران بخصوص در اصفهان آن روزگار افتتاح شده بود، دستمایه نگارش کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان: زندگی شهری، معماری و عرصه عمومی در ایران صفوی» نوشته فرشید امامی است که نیلوفر لاری، کار ترجمه آن را انجام داده و نشر نی در قالب مجموعه «در اقلیم هنر» آن را منتشر کرده است. این مجموعه با رویکردی نو به تاریخ هنر، منتشر شده است و ناشر در این قالب تلاش کرده به تاریخ هنر ایران و فرهنگ‌های همبسته با فرهنگ ایرانی بپردازد و  گزیده‌ای از پژوهش‌های تازه در این حوزه را منتشر کند. کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان» در هدف کلی خود می‌کوشد فرهنگ نوظهور قهوه در دوره صفوی را در پیوند با ویژگی‌های کالبدی قهوه‌خانه‌ها و با توجه به نقش آنها در شکل‌گیری عرصه عمومی اصفهان بررسی کند. کتاب با تکیه بر منابع کلیدی، فضاها و حس‌های این شهر پویا را در آن روزگار بازسازی می‌کند.
 
 اصفهان صفوی
درباره اصفهان قرن هفدهم چیزهای زیادی می‌دانیم. شاعران و وقایع‌نگاران دربار، زیبایی آن را ستوده و گسترشش را در دوران شاه عباس ثبت کرده‌اند. جهانگردان اروپایی مانند جان شاردن و پیترو دلاواله توصیف‌های رنگین و دل‌انگیزی از بناها و مردم آن برای ما به‌جا گذاشته‌اند. هنرمندان با دقت و وسواس، چشم‌انداز شهر را ثبت کرده‌اند. پژوهشگران نیز دیرزمانی است که معماری و شهرسازی آن را مطالعه می‌کنند. اصفهان صفوی شهری پرشور و پرجنب‌وجوش مقارن با دوران قرون وسطی در اروپا است که در قرن هفدهم به کلان‌شهری بزرگ با آوازه‌ای جهانی بدل شد.
 این اصفهان جدید از گفت‌وگویی میان شاه و نخبگان تجاری و دینی پدید آمد. پادشاه می‌خواست کلان‌شهری سیاسی و تجاری بسازد تا تجارت بین‌المللی رو به رشد قرن هفدهم با هند و اروپا را جذب کند و پایگاهی تولیدی برای کالاهای لوکس و ارزشمند ایرانی مانند ابریشم بنا کند. برای این کار ناچار بود بازرگانان بزرگ، صنعتگران و رهبران اجتماعی را از سراسر ایران درگیر کند و در چیدمان بازارها و محل‌های سکونت جدیدشان با آنان همکاری کند. او ارمنی‌ها، گرجی‌ها و تبریزی‌ها را به‌ زور در محله‌های مربوط به خودشان اسکان داد. با این همه هر قدر هم که اجبار در پر کردن شهر نقش داشت، پایتخت جدید شاه عباس نه‌تنها از نظر بزرگی و شکوه باعظمت بود، بلکه برای ساکنان تازه‌اش نیز جذابیت داشت.
شاه بناهای بزرگ خود مانند مسجد جامع جدید، مسجد شیخ لطف‌الله و سردر عالی‌قاپو را ساخت تا همچون لنگرگاهی برای جزر و مد رفت‌وآمد پیادگان عمل کنند، به‌گونه‌ای که چشم‌انداز آدمی را از یک بنای یادبود به بنای دیگر رهنمون شود و با حس کشفی بی‌پایان او را در فضا بچرخاند. این بناها جواهرات معماری ایرانی‌اند و همچون مرواریدی بر رشته‌ای در سراسر شهر به هم پیوند می‌خورند و اثری از شگفتی و لذت زیبایی‌شناختی پدید می‌آورند. در سال‌های بعد، شهروندان ثروتمند برای خود در تپه‌های شمال شهر بناهایی با چشم‌انداز وسیع ساختند تا از دوردست بتوانند کاشی‌های لاجوردی و خیابان‌های درخت‌پوش را تحسین کنند. آنچه در اصفهان عصر صفوی ساخته شد، خاصه در زمینه معماری و شهرسازی، برآیند نهایی اصول و سنت‌های پایداری بود که در روندی بومی تکامل یافت، به اوج شکوفایی رسید و بعد از این دوران رفته‌رفته رو به زوال نهاد و عاقبت در دو سده اخیر دیگر نمی‌توان از آن سراغ گرفت. این سنت معماری و شهرسازی بر بستر یک تطور تاریخی شکل گرفت که پایان دوران کهن را خبر می‌داد و قرار بود آغازی بر دوران مدرن ایران باشد اما شکوفایی آن دولت مستعجل شد.

 قهوه‌خانه‌ها؛ معرف فرهنگ شهری
فرشید امامی با گذر از جذابیت‌های ملموس به جذابیت‌های ناملموس شهر، قهوه‌خانه‌های اصفهان را نماد فرهنگ لذت این دوران پر رونق می‌یابد. اصفهانی‌های آن روزگار در عادت‌های تازه‌پذیرفته قهوه و توتون غرق شده بودند. این قهوه‌خانه‌ها را هنرمندان نامدار با تصاویر فریبنده از دلبران و زیبارویان تزئین می‌کردند. امامی به‌طور گسترده فعالیت‌های اجتماعی‌ای را فرا می‌خواند که اصفهان را زنده می‌کرد. کتاب با بهره‌گیری وسیع از منابع ادبی و بصری فارسی، از جمله «راهنمای گردش در اصفهان»، نور تازه‌ای بر تاریخ یکی از شهرهای مهم اوراسیا می‌افکند و امکان‌های تازه‌ای برای مطالعات بین‌فرهنگی تجربه شهری در دورانی که آن را مدرن متقدم می‌نامد، می‌گشاید.
امامی که کارهای پیشینش بر فرهنگ قهوه‌خانه‌های آن دوران متمرکز بوده، این اثر را از دیدگاه شاه عباس و پروژه‌های ساختمانی عظیمش که شهر را از شهری دیواری و خفته به کلانشهری باغ‌گونه و سرسبز بدل کرد، آغاز نمی‌کند، بلکه از دیدگاه یک پرسه‌زن بودلری به شهر نظر می‌افکند. هنگامی که کسی در اصفهان قدم می‌زد، می‌توانست تمام روز را در سایه بازارهای بزرگ و خنکای کانال‌ها و جوی‌هایی که در مرکز شهر می‌پیچیدند، به خوشی بگذراند. خیابانی به طول چهار کیلومتر، عابر پیاده را دعوت می‌کرد تا از شهر بیرون برود و زیر سایه چنارها در کنار زنجیره‌ای از باغ‌های تفریحی با نام‌های فریبنده، مانند بلبل، گل، عطر، انگور و بادام، زمان سپری کند. جریان دائمی رودخانه زاینده‌رود، همچون مسیرهای پیاده‌روی، استعاره‌ای از شهری در حرکت دائمی بود. شهر میزبان سخاوتمند و تمام عیاری بود برای خریداران، برای گردش‌های دوستانه، برای حیرت هیأت‌های خارجی و حتی زنان نیز یک روز در هفته را برای خود داشتند تا به طور انحصاری از خیابان‌های گسترده و پیاده‌روهای شهر استفاده کنند. نویسنده از پدیدارشناسی به‌عنوان یک راهبرد اکتشافی بهره می‌گیرد تا تجربه‌های روزمره چشم‌انداز حسی شهر را در کانون توجه قرار دهد. در این اثر قهوه‌خانه به مثابه فضای شهری و عرصه عمومی به بازنمایی فرهنگ مصرفی جدید در ایران می‌پردازد. یک قهوه‌خانه تنها یک فضای نوظهور شهری یا مکانی برای مصرف نوشیدنی در میانه یا پایان یک روز نبود بلکه فراتر از این، جایی برای گفت‌وگو و تماشای عرصه عمومی به شمار می‌رفت.
فرشید امامی که خود مورخ معماری و هنر سرزمین‌های اسلامی در دوران مدرن متقدم است، در این کتاب با تمرکز بر ظرافت‌های تجربه شهری، درک ما از اصفهان را در بستری جهانی گسترش می‌دهد. او خواننده را به سفری گیرا و خاطره‌انگیز از میان بازارها، خیابان‌ها و قهوه‌خانه‌های شهر می‌برد و مناظر اجتماعی‌ای را زنده می‌کند که به زندگی شهرنشینان جان می‌بخشید و درک آنها از خویش و از جهان را شکل می‌داد. امامی در این مسیر نشان می‌دهد اصفهان قرن هفدهم چیزی بیش از مجموعه‌ای از بناها و باغ‌های زیبا بود. این شهر، شهری جهان‌وطنی بود که در آن حواس و مواد، طبیعت و صناعت و آیین و معاشرت هماهنگ با هم عمل می‌کردند و تجربه‌های شهری‌ای می‌آفریدند که در دوره اوایل مدرن در سراسر جهان اهمیت محوری یافت. او فرهنگ نوظهور ملازم با قهوه را در پیوند با ویژگی‌های کالبدی قهوه‌خانه‌ها و نقش آنها در شکل‌گیری عرصه عمومی بازخوانی می‌کند و با ترسیم جزئیات تاریخی عالمانه و معمارانه، تجربه تازه‌ای از اصفهان عصر صفوی از دریچه قهوه‌خانه‌های شهر به خوانندگان عرضه می‌کند.

 عرصه عمومی در ایران صفوی
کتاب شامل یک مقدمه، شش فصل و یک ضمیمه می‌شود. مقدمه به تبیین مبانی نظری و رویکرد تحلیلی و پژوهشی اختصاص دارد. نویسنده در جریان اثر از طریق بازسازی و تحلیل جانمایی شهری ساختار کالبدی قهوه‌خانه‌های اصفهان، نشان می‌دهد چگونه این فضاها در تکوین و گسترش حیطه عمومی در شهر نقش داشتند و چگونه معنای اجتماعی و درک عمومی از فضاهای شهری را دگرگون کردند. در نخستین فصل نویسنده با استناد به مطالعات پیشین و منابع نوشتاری، تاریخ پیدایش قهوه، افسانه‌های پیرامون آن و ظهور قهوه‌خانه‌ها در ایران عصر صفوی را به صورت اجمالی شرح می‌دهد. در پایان این فصل به محبوبیت قهوه در محیط‌های اجتماعی اعیان و اشراف ایران عصر صفوی پرداخته می‌شود و نویسنده تشریح می‌کند که مصرف قهوه چگونه نوعی اعتبار اجتماعی را برای افراد پدید می‌آورد: «در نتیجه اشاعه قهوه در ایران مصادف بود با دوره‌ای از توسعه قلمرو صفوی و گسترش رفاه مادی که پس از جلوس شاه عباس پدید آمد. با افزایش تعاملات تجاری، حجم کلانی از کالاها و مواد وارد ایران شد که بخصوص در اصفهان تمرکز یافتند.» فصل دوم و سوم کتاب به بازسازی تصویری و تحلیل فضای اجتماعی برجسته‌ترین و پررونق‌ترین قهوه‌خانه‌های اصفهان که در خیابان چهارباغ و میدان نقش جهان برپا شده بودند، اختصاص دارند. این قهوه‌خانه‌ها از نخستین قهوه‌خانه‌های ساخته شده در ایران بودند و نقش مهمی در تحول معنا و کارکرد فضاهای شهری ایفا کردند. اگرچه قهوه‌خانه‌ها دسترسی عمومی داشتند اما بیشتر طبقات اجتماعی بالا از آن استفاده می‌کردند و نوعی عملکرد اجتماعی- نمایشی داشت. تا آنجا که جان فرایر که در دوره صفوی به اصفهان سفر کرده بود، چهارباغ را به هایدپارک لندن تشبیه می‌کند چرا که هردو به نظر او «مکانی برای دیدن و دیده شدن» بودند. عملکرد منحصر به فرد دیگری که خصلت اجتماعی متمایزی به قهوه‌خانه‌های چهارباغ می‌بخشید، استفاده انحصاری زنان از آن یک بار در هفته بود. کتاب از قول منجم یزدی نقل می‌کند: «به خاطر اشرف (شاه عباس) رسید که زنان از صحبت و سیر چهارباغ محرومند» و از این رو فرمان داد که «روز چهارشنبه سیر چهارباغ و پل به زنان تعلق داشته باشد.» در چنین روزهایی مردان از ورود به این مکان‌ها منع می‌شدند و تنها «زنان اهل حرفه» مجاز به حضور بودند. به نظر می‌رسد در دوران پادشاهان متأخر صفوی این تفکیک جنسیتی کمتر شده بود و دبروئین که در قرن هجدهم (دوازده قمری) به ایران سفر می‌کند، اصفهانی‌های بسیاری دید که در «گروه بی‌شماری از زنان و مردان» تنباکو دود می‌کردند و قهوه می‌نوشیدند و دسته دسته به سوی پل قدم می‌زدند. 
در چهارمین فصل کتاب گسترش قهوه‌خانه‌ها در قلمرو صفوی و ویژگی‌های معماری و شهری تشریح می‌شود. باوجود آنکه اطلاعات کمی از طرح معماری قهوه‌خانه‌های شهرهای ولایات وجود دارد اما منابع حاکی از آن است که همچون اصفهان، آنها نیز در جوار فضای مرکزی شهرها برپا شده بودند. به گفته کمپفر، می‌توان «سرتاسر ایران و بازارهایش و در جاده‌ها کارگران روزمزد را دید که مشغول بریان کردن و کوبیدن دانه‌های قهوه‌اند.» براساس گزارش‌ها تا اواسط قرن یازدهم هجری، قهوه‌خانه‌ها به جزء ثابت کاروانسراهای میان‌راهی نیز بدل شدند.
فصل پنجم کتاب فرهنگ اجتماعی قهوه در ایران عصر صفوی را بر مبنای بازنمایی‌های ادبی و تصویری تحلیل و تفسیر می‌کند. در سفرنامه‌های اروپایی بارها و بارها به رواج بحث‌های سیاسی و نقل اخبار روز در قهوه‌خانه‌های اصفهان اشاره شده است. به طور مثال شاردن می‌نویسد: «در قهوه‌خانه‌ها مردم به صحبت می‌پردازند زیرا در این جاهاست که خبرهای تازه مطرح می‌گردد و کسانی که به امور سیاسی علاقه دارند با کمال آزادی و بدون هیچ‌گونه نگرانی از حکومت انتقاد می‌کنند». روایتی مشابه در توصیف فرایر نیز دیده می‌شود: «تمامی آنانی که تشنه خبرند و نیز آنانی که تجارت کالا می‌کنند در اینجا گرد هم می‌آیند. از اینجا نه تنها شایعات رایج و عوامانه درز می‌کند بلکه شعر نیز از همین جا اشاعه می‌یابد؛ چرا که برخی از آن خیل همیشه برای خواندن شعرشان در قهوه‌خانه حاضرند و افسانه‌هایشان را بهر مصاحبت نقل می‌کنند.» در فصل پایانی کتاب، نویسنده با تأکید بر کارکردهای اجتماعی قهوه‌خانه‌ها، تفسیری از ظهور و افول عرصه عمومی در ایران دوران مدرن متقدم ارائه می‌کند و چنین نتیجه می‌گیرد: «قهوه‌خانه نهادی اجتماعی بود که در قلمرو مبادله کالا به شکوفایی رسید و در شکل‌گیری عرصه عمومی نقش اساسی داشت.»
امامی در جریان پژوهش خود به منابع منتشر نشده گوناگونی برخورد کرده است که به‌رغم اهمیت، کمتر در تحقیقات تاریخی مورد استفاده قرار گرفته‌اند. نیمه دوم این کتاب به معرفی و تصحیح یکی از این آثار اختصاص دارد که توسط نیلوفر لاری انجام شده است. رساله ناشناخته «سالک‌الدین محمد حموی یزدی» که طبیب و صوفی بود در این اثر علاوه بر گردآوری برخی از رسائل نوشته شده به عربی و فارسی، نکاتی درباره اوضاع اجتماعی و اخلاق پزشکی روزگار خود ارائه می‌کند. این رساله نخستین واکنش‌ها را به رواج نوشیدنی‌های تازه‌واردی چون چای و قهوه و مواردی مانند پادزهر بررسی می‌کند و در میانه این موضوعات تصویری ارزشمند از شرایط طب در دوران صفویه ارائه می‌دهد.
در مجموع کتاب «قهوه‌خانه‌های اصفهان» با رهیافتی میان رشته‌ای تلاش دارد رویکردهای نظری و شیوه‌های تحلیلی رشته‌های گوناگون را درهم بیامیزد تا تصویری چند وجهی از یک حقیقت تاریخی به دست دهد. از این منظر، نوظهور بودن قهوه‌خانه صفوی را نباید تنها در جنبه‌های کالبدی آن جست‌وجو کرد بلکه باید برهم‌کنش فضای معماری، محیط شهری و زندگی ساری و جاری در آنها مورد ارزیابی قرار داد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • ایران زمین
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و چهل
 - شماره نه هزار و صد و چهل - ۱۳ مهر ۱۴۰۵