فارن افرز تحلیل کرد؛ چرا ایران با بازطراحی سیاست منطقهای و دفاعی خود تهاجمیتر رفتار میکند؟
راهبرد جدید تهران برای تسلیم آمریکا در منطقه
آمریکا از ۲۸ فوریه، با ادعای نابودی برنامه هستهای، برنامه موشکی و حتی حکومت ایران، بمباران این کشور را آغاز کرد، اما در هر یک از این اهداف با شکست چشمگیری مواجه شد. در واقع، ممکن است تهران اکنون از زمان آغاز جنگ قدرتمندتر شده باشد. ایران با موفقیت تنگه هرمز را تحت کنترل گرفت و آن را مسدود کرد که موجب جهش قیمت انرژی شد. نیروهای مسلح ایران نیز نشان دادند که حتی زیر بمباران شدید میتوانند به وارد کردن خسارت به پایگاههای نظامی آمریکا ادامه دهند.
نخبگان و مقامات ایرانی در اثر جنگ که شماری از دوستان و اعضای خانواده آنها را کشته است، مواضع سختتری پیدا کردهاند. آنها ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ را دلیلی برای ضرورت شکست دائمی دشمن میدانند. آنها پیش از این نیز اعتماد چندانی به مذاکرهکنندگان آمریکایی نداشتند؛ اما اکنون تقریباً هیچ اعتمادی به آنها ندارند.
بنابراین، ایران در قبال آمریکا راهبردی مبتنی بر تشدید تنش و تداوم اقدامات تهاجمی در پیش گرفته است. این بدان معناست که تهران نه صرفاً به ادامه مسیر کنونی بسنده خواهد کرد و نه با واشنگتن مصالحه خواهد کرد. در عوض، اقدامات بیشتری برای ضربه زدن به اقتصاد شرکای منطقهای آمریکا و مختل کردن بازارهای جهانی انرژی انجام و حملات خود علیه زیرساختهای نظامی آمریکا را نیز گسترش خواهد داد. حتی این احتمال وجود دارد که علیه کشورهای همسایه خود عملیات زمینی انجام دهد، از جمله با تلاش برای تصرف پایگاههای آمریکا در کشورهای عربی حوزه خلیج فارس.
تهران بر این باور است که واشنگتن بار دیگر خود را بازسازی و تقویت خواهد کرد و در نهایت جنگ را از سر خواهد گرفت. جمهوری اسلامی ایران مصمم است به هرگونه اقدام تحریکآمیز آمریکا با قدرت پاسخ دهد و حتی ممکن است بدون وجود چنین اقدامی نیز دست به حمله بزند.
تهران معتقد است نمیتواند حضور آمریکا در خاورمیانه را بپذیرد؛ از این رو، حاضر است برای خارج کردن آمریکا از منطقه، با تمام توان اقدام کند. به بیان دیگر، هدف بلندمدت ایران این خواهد بود که ادامه حضور آمریکا در منطقه را آنقدر پرهزینه و دشوار کند که واشنگتن چارهای جز خارج کردن بخش عمده نیروهای خود، پذیرفتن کنترل تهران بر تنگه هرمز و به رسمیت شناختن جمهوری اسلامی ایران بهعنوان یک قدرت پایدار در منطقه نداشته باشد.
انزجار و تهاجم
حملات آمریکا به زیرساختهای غیرنظامی ایران، از جمله نیروگاههای انرژی و شبکههای حملونقل، خشم نخبگان ایرانی را بیش از پیش برانگیخته است. آنان به این نتیجه رسیدهاند که اسرائیل و ایالات متحده درگیر جنگی هستند که هدف آن نابودی خود کشور است. از این رو، ایران موضعی تازه و تهاجمیتر اتخاذ کرده است.
ایران به حملات پیشدستانه نیز روی آورده است. برای مثال، در ماه ژوئیه، به پایگاههایی در اردن که نیروهای ارتش آمریکا از آنها استفاده میکردند حمله کرد که این پایگاهها محل آمادهسازی حملات علیه ایران بودهاند. در جریان این حمله، سه سرباز آمریکایی کشته شدند.
رویکرد جدید ایران صرفاً با هدف بازدارندگی روانی واشنگتن طراحی نشده است. این رویکرد همچنین با هدف تضعیف نظاممند زیرساختهای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در خاورمیانه دنبال میشود. از این منظر، ایران در حال ایجاد نسخهای از راهبرد «چمنزنی» اسرائیل است؛ راهبردی که در آن، میان دورههای اصلی درگیری، حملات محدود و تکرارشوندهای انجام میشود تا بهتدریج توانمندیهای طرف مقابل تضعیف شود. ایران با این اقدامات امیدوار است توانایی ایالات متحده برای حفاظت از متحدان و نیروهای خود در برابر حملات آینده ایران را کاهش دهد و در نتیجه، واشنگتن تمایل کمتری برای باقی ماندن در منطقه داشته باشد.
بهرهگیری از برتری
در گذشته، برخی از مقامات ایران بر این باور بودند که ممکن است بتوان با آمریکا به همزیستی مسالمتآمیز رسید. اما اکنون تقریباً هیچکس در میان مقامهای حکومت چنین اعتقادی ندارد. در عوض، تهران به این نتیجه رسیده است که آمریکا هرگز شریکی قابل اعتماد و صادق در مذاکرات نخواهد بود. به هر حال، از نگاه تهران، کارنامه واشنگتن با خیانت تعریف میشود. آمریکا تنها سه سال پس از توافق هستهای ۲۰۱۵ از آن خارج شد. همچنین هنگامی که در ژوئن ۲۰۲۵ و فوریه ۲۰۲۶ به ایران حمله کرد، دو طرف در حال مذاکره بودند.
رهبران ایران معتقدند ترامپ در حال حاضر به این دلیل با محدودیتهایی مواجه است که میخواهد جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای پیش رو پیروز شوند و گسترش جنگ با ایران نیز در داخل آمریکا بهشدت نامحبوب بوده است. اما پس از برگزاری این انتخابات، رئیسجمهوری دیگر به اندازه کنونی نگران میزان محبوبیت خود نخواهد بود.
بنابراین، ایران بعید است دست روی دست بگذارد. در عوض، از همین حالا فشار بر واشنگتن را افزایش خواهد داد. تهران میتواند این کار را از مسیرهای مختلفی انجام دهد. برای مثال، ممکن است در گام نخست صادرات گاز و نفت از خلیج فارس را بهطور کامل متوقف کند. تهران با بستن تنگه هرمز بخش عمدهای از این تجارت را متوقف کرده است، اما برخی کشورهای حاشیه خلیج فارس همچنان میتوانند مستقیماً از طریق اقیانوس هند یا با عبور از دریای سرخ به آبهای آزاد دسترسی داشته باشند.
برای قطع دسترسی این کشورها، ایران میتواند مستقیماً تأسیسات تولید نفت و بنادر آنها را هدف قرار دهد. همچنین میتواند با متحدان خود در یمن هماهنگ شود تا با تهدید به بمباران کشتیهایی که از دریای سرخ عبور میکنند، این مسیر دریایی را نیز مسدود کند. یمنی ها با تصرف مناطق بیشتری از نیروهای تحت حمایت عربستان سعودی در یمن، موقعیت مناسبی برای مسدود کردن دوباره این آبراه به دست آوردهاند. ریاض بهطور موقت خط لولهای را که برای انتقال نفت از خلیج فارس به دریای سرخ استفاده میکند، تعطیل کرد.
ایران همچنین میتواند حملات خود را علیه دشمنان مستقیمش تشدید کند. این اقدام ممکن است شامل شلیک پهپادها و موشکهای بیشتر به پایگاههای نظامی آمریکا باشد. همچنین میتواند به معنای انجام عملیات سایبری بیشتر علیه زیرساختها در آمریکا باشد.
بدون ارفاق
ایران ممکن است به این نتیجه برسد که صرفاً با انجام همان اقداماتی علیه اسرائیل و آمریکا که پیشتر علیه ایران انجام دادهاند، میتواند بازدارندگی ایجاد کند. اما اگر چنین رویکردی کافی نباشد، مقامهای ایرانی از بهکارگیری تاکتیکهای جدید نیز ابایی نخواهند داشت. برای مثال، آنها میتوانند ارتباطات جهانی را مختل کنند. تنگه هرمز علاوه بر نفت، میزبان زیرساختهای حیاتی ارتباطی نیز هست؛ از جمله کابلهای اینترنتی زیردریایی که اروپا را به جنوب آسیا متصل میکنند.
ایران ممکن است در اقدامی بسیار گستردهتر، تلاش کند وارد مناطق سرزمینی نزدیک خود شود. تحلیلگران ایرانی اشاره کردهاند که اسرائیل پس از ۷ اکتبر بخشهایی از نوار غزه، لبنان و سوریه را تصرف کرد و استدلال کرد که این اقدام برای امنیتش ضروری بوده است. به گفته آنها، ایران نیز باید تلاش کند مناطق امن ایجاد کند. احتمال اقدام تهران بهویژه در صورتی افزایش مییابد که تصور کند حمله زمینی آمریکا در راه است. پس از آنکه مقامهای آمریکایی احتمال حمله به ایران و اشغال جزیره خارک، پایانه اصلی صادرات نفت ایران، را مطرح کردند، برخی تحلیلگران ایرانی و نمایندگان مجلس پیشنهاد حمله به بحرین و کویت و تصرف پایگاههای آمریکا را مطرح کردند. تهران میتواند چنین اقداماتی را نه توسعهطلبی ارضی، بلکه اقداماتی دفاعی برای جلوگیری از ایجاد مواضع عملیاتی پیشرفته از سوی دشمنانش معرفی کند. تهران ممکن است همین منطق را در شمال نیز به کار گیرد.
به همین ترتیب، ایران میتواند به منطقه کردنشین عراق نیز نفوذ نظامی کند؛ منطقهای که تهران آن را یکی دیگر از محلهای آمادهسازی مخالفان خود میداند. در هفتههای نخست جنگ، مقامهای آمریکایی احتمال تسلیح گروههای کرد و انجام حمله زمینی آنها را مطرح کردند. اگر تهران به این نتیجه برسد که آمریکا قصد دارد یک کریدور زمینی از اسرائیل به سمت ایران ایجاد کند- کریدوری که ناگزیر باید از مناطق کردنشین عراق عبور کند- ممکن است دست به حمله زمینی پیشدستانه بزند.
بدون یک تهاجم زمینی تمامعیار و بسیار پرهزینه، مشخص نیست اسرائیلیها و آمریکاییها تا چه اندازه میتوانند دستاوردهای بیشتری به دست آورند. ایران نشان داده است که توان سازگاری دارد و معتقد است درگیر نبردی برای بقای خود است که باید در آن پیروز شود. اگر اسرائیل و واشنگتن حملات بیشتری برای حذف رهبران، نابودی زیرساختهای حیاتی یا اعزام نیروهای زمینی انجام دهند، احتمالاً عزم جمهوری اسلامی ایران را بیشتر تقویت خواهند کرد و ایران یک گام دیگر در مسیر تشدید تنش برخواهد داشت.
ایران درباره خواسته خود موضع روشنی دارد: خروج تمام نیروهای آمریکایی از منطقه. تهران نیز برای دستیابی به این هدف آماده است برای مدتی نامحدود در وضعیت جنگی باقی بماند.
پیش از ۲۸ فوریه، بسیاری از ایرانیان نسبت به ادعای حکومت ایران مبنی بر اینکه واشنگتن قصد دارد کل کشور را «ببلعد» تردید داشتند. اما پس از آنکه ترامپ بمباران زیرساختهای غیرنظامی را آغاز کرد، مدعی حاکمیت بر تنگه هرمز شد و اعلام کرد اگر ایران از بازگشایی این آبراه خودداری کند، تمام تمدن آن «خواهد مرد»، اظهارات حکومت از نظر ایرانیان مبنای قابلباورتری پیدا کرد.
منبع: Foreign Affairs

