گفت‌و‌گوی «ایران» با هوشنگ جاوید و بابک رضایی درباره ضرورت موسیقی نواحی

نغمه‌هایی که در سکوت گم می‌شوند

درگذشت هنرمندانی چون شیرمحمد اسپندار بار دیگر ضرورت توجه جدی به موسیقی نواحی و ثبت آثار و تجربه‌های آنان را یادآوری می‌کند

موسیقی اقوام ایران ریشه‌ای دیرینه در فرهنگ و تاریخ این سرزمین دارد؛ هنری که در گوشه‌گوشه ایران جریان دارد و آواها و نغمه‌های اصیل آن از خراسان شمالی و زاگرس تا بوشهر، بندرعباس و سیستان و بلوچستان طنین‌انداز است. با این حال، این میراث موسیقایی طی سال‌های گذشته آن‌گونه که باید مورد توجه، ثبت و صیانت قرار نگرفته و آثار بسیاری از هنرمندان این عرصه یا به‌درستی ثبت و ضبط نشده یا فرصت شنیده‌شدن و معرفی شایسته را پیدا نکرده است. درگذشت استاد شیرمحمد اسپندار، نوازنده نامدار دونلی، بار دیگر ضرورت توجه به موسیقی نواحی و هنرمندان آن را یادآوری کرد؛ هنرمندی که با وجود جایگاهش، ساز و هنر او در بسیاری از رویدادهای مهم موسیقی آن‌گونه که شایسته بود دیده و شنیده نشد. هوشنگ جاوید، پژوهشگر موسیقی اقوام ایران، در گفت‌وگو با «ایران» از وضعیت موسیقی نواحی، ضرورت ثبت و حفظ این میراث و جایگاه هنرمندانی چون شیرمحمد اسپندار سخن گفته است که در ادامه می‌خوانید.

ندا سیجانی
گروه فرهنگی

چرا با وجود فعالیت نوازندگان موسیقی نواحی مانند شیرمحمد، در جشنواره‌های موسیقی کمتر شاهد حضور دونلی‌نوازان هستیم؟
 به این دلیل که برخی از افرادی که تحت عنوان پژوهشگر، جشنواره برگزار می‌کنند، حتی پایشان به روستاها نرسیده است و شاید بر اساس آشنایی‌ها و شماره تلفن‌هایی که در اختیار دارند، هنرمندان را دعوت می‌کنند. من ۱۲ جشنواره برگزار کرده‌ام و سوابق همه آنها را دارم. هنرمندانی را هم که دعوت کرده‌ام، قدم به قدم دنبالشان کرده‌ام. اردشیر صالح‌پور نیز شاهد پژوهش‌های من در بخش موسیقی بختیاری بوده است. امروز در بلوچستان جوانانی هستند که ساز می‌نوازند و حتی هنرمندانی قدرتمندتر از برخی چهره‌های شناخته‌شده حضور دارند، اما نامی از آنها در جشنواره‌های موسیقی نیست.
برگزارکنندگان جشنواره‌هایی مانند جشنواره موسیقی نواحی باید این هنرمندان را پیدا و معرفی کنند. اینکه شما یک هنرمند را در جشنواره نمی‌بینید، به این معنا نیست که فعالیت نمی‌کند. اتفاقاً فعالیت می‌کند، اما نه ارتباط درستی با ادارات فرهنگ و ارشاد دارد و نه شناخت دقیقی از مسیر و سازوکار حضور در جشنواره‌ها. باید کسی به سراغ آنها برود، احترام بگذارد و دعوتشان کند؛ اما این اتفاق نمی‌افتد. فقط یک فراخوان منتشر می‌کنند و هرکس آمد که آمد و هرکس نیامد هم نیامد، در نتیجه، جشنواره به یک آمار تبدیل می‌شود.

به عنوان پژوهشگر پیشکسوت این حوزه، مهم‌ترین خلأ در سیاست‌های حمایتی از موسیقی اقوام را چه می‌دانید؟ حمایت از هنرمندان مهم‌تر است یا حفظ و ثبت آثار؟
فقط نباید هنرمند را حفظ کرد؛ بلکه هنر را هم باید حفظ کرد. متولیان فرهنگی و هنری باید برای آینده هنر کشور، به‌ویژه هنرهای ملی و آیینی و هنر ایرانی، فکر جدی داشته باشند. دانشگاه‌های ما امروز عمدتاً بر اساس متد فرنگی کار می‌کنند و حتی هنر را از نگاه غرب آموزش می‌دهند. در حالی که طی این سال‌ها برنامه‌ریزی مدون و مستمری برای تدریس هنرهای ایرانی صورت نگرفته است. این همه هنرمند درجه‌یک در کشور داشته‌ایم که می‌توانستند زمینه ایجاد رشته‌های تخصصی را فراهم کنند. هیچ ایرادی ندارد که مثلاً رشته موسیقی بلوچ در دانشگاه راه‌اندازی شود. در دانشگاه‌ها تنها دو ترم درس آشنایی با موسیقی نواحی وجود دارد. در حالی که رشته اتنوموزیکولوژی (موسیقی قوم‌شناسی) تعریف شده است، سؤال اینجاست که این اتنوموزیکولوژیست‌ها قرار است چه چیزی را مطالعه کنند وقتی جریان هنر نواحی در حال از بین رفتن است؟
هنر هنرمند مهم است، اما برای نگهداری خود این هنر کار چندانی انجام نشده است. امروز موسیقی نواحی ما به سمت افول می‌رود. در ملودی‌هایی که نوازندگان با سازهای محلی خود اجرا می‌کنند، گاهی نغمه‌های موسیقی شهری یا موسیقی ردیف و دستگاهی شنیده می‌شود و این یک آسیب جدی است. نغمه اصلی موسیقی نواحی در حال فاصله گرفتن از اصالت خود است. من و محمدرضا درویشی سال‌ها اعلام کردیم که باید «مکتب موسیقی نواحی» ایجاد شود و حتی طرح هم ارائه کردیم، اما اتفاق خاصی نیفتاد.
مرگ هنرمندان بزرگی چون شیرمحمد اسپندار یک مرگ ساده نبود. در منطقه بلوچستان، او آن‌قدر در کارش توانا بود که به او لقب «پهلوان» داده بودند؛ یعنی هنرمند چیره‌دستی بود و می‌توان این جایگاه را نوعی دکترای مردمی، بدون مدرک، دانست. اما چه فایده؟ از من بپرسید غیر از اثری که درویشی از شیرمحمد منتشر کرد، چند نفر دیگر از آثار او استفاده کردند؟ صداوسیمای مرکز سیستان و بلوچستان چقدر از آثار شیرمحمد ضبط کرد و چقدر تلاش کرد از هنر او در برنامه‌هایش استفاده کند؟ این تأسف خوردن‌ها بعد از مرگ شیرمحمد فایده‌ای ندارد و نمی‌تواند اهمال‌هایی را که درباره این هنرمندان صورت گرفته، پنهان کند.
شما تجربه برگزاری جشنواره‌های تخصصی موسیقی نواحی و آیینی را هم داشته‌اید. این جشنواره‌ها چه دستاوردی داشتند؟
من یک بار در زندگی این کار را انجام دادم. جشنواره «خنیاگران انقلاب اسلامی» را در لرستان سه دوره برگزار کردیم، اما مسئولان گفتند چون همزمان با جشنواره موسیقی فجر است، نباید برگزار شود. وقتی جشنواره موسیقی آیینی را برگزار کردم، می‌خواستم به مردم و مسئولان ثابت کنم که موسیقی ایران فقط موسیقی غرب نیست.
موسیقی ایران با لحظه‌لحظه زندگی ایرانی‌ها عجین و آمیخته است. ترانه‌هایش با باورها و نغمه‌هایش با حس مردم از طبیعت پیوند دارد. بارها این سؤال را مطرح کرده‌ام که چرا یک عاشیق وقتی به عروسی می‌رود، حتی اگر دوهزار نفر در مراسم حضور داشته باشند، ابتدا نام خدا را می‌آورد و حمد خدا را می‌خواند؟ چون یک باور در ایران وجود داشته که از گذشته سینه‌به‌سینه منتقل شده است؛ اینکه در بهترین لحظات و غمگین‌ترین لحظات به یاد خدا باشید. این فرهنگ است که موسیقی ما را ساخته و در حقیقت، موسیقی می‌تواند سجایای یک نسل را به نسل بعد منتقل کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • بین الملل
  • اقتصادی
  • گزارش
  • ایران زمین
  • حوادث
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • زیست بوم
  • ورزشی
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و نه
 - شماره نه هزار و صد و سی و نه - ۱۲ مهر ۱۴۰۵