آغاز سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان در اصفهان
جشنواره کودک به ۳۲ استان رفت
سیوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلمهای کودکان و نوجوانان، بدون تشریفات و هیاهوی مرسوم جشنهای افتتاحیه، عصر شنبه 11 مهرماه کار خود را با یک عهد معنوی در اصفهان آغاز کرد؛ آیینی با حضور بر مزار شهدا و ادای احترام به دانشآموزان شهید میناب. جشنواره امسال پیش از هر چیز، جغرافیای توجه خود را از زایندهرود فراتر برده و با گره خوردن به نام کودکان میناب، کاروان «سینماسیار» را راهی جنوب کرده تا پرده جادویی خیال، التیامبخش اندوه این روزهای بازماندگان باشد. همزمان، این ضیافت با همراهی سینماداران، دایره شمول خود را گستردهتر کرده و برای اولینبار با نمایش آثار در ۳۲ استان، رویدادی به گستره سراسر ایران رقم زده است. برگزارکنندگان تا شانزدهم مهرماه، اولویت خود را بر استانداردهای کیفی گذاشتهاند؛ رویکردی گزیدهکارانه که ثمرهاش رقابت تنها ۱۱ اثر در بخش مسابقه بلند داستانی است. ویترینی فشرده که با حضور سینماگرانی صاحبنام و چهرههایی چون الناز شاکردوست، امیرحسین صدیق، نعیمه نظامدوست، یکتا ناصر و علیرضا خمسه، به امید اکرانی پرکشش منتظر میماند.
سینمای کودک در متن فرهنگ
آغاز جشنواره با طنین پیامهایی از جنس مطالبه و بازتعریف منزلت سینمای کودک همراه شد. پس از تأکید وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بر اینکه جشنواره «فرصتی برای شنیدن صدای دلبندان ایران است»، رئیس سازمان سینمایی و دبیر جشنواره در پیامهایی جداگانه، همصدا خواستار خروج این حوزه از حاشیه شدند.
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی، با اشاره به حافظه جمعی نسلها و لزوم آگاهیبخشی در کنار شادیآفرینی برای کودکان، گفت: «فراهم کردن زمینهای برای مواجهه با این موضوع در کنار ایجاد شادی و نشاط، امری فرعی و تزئینی نیست. کودک باید بتواند در کنار آگاهیبخشی درست نسبت به جهان پیرامون خود، همچنان بخندد، قصه بشنود، فیلم ببیند، با قهرمانانش همراه شود و رویا بسازد. سینما یکی از مهمترین امکانهای فرهنگ برای حفظ این امر و احیای آرامش و امید در کنار ایجاد و تقویت روحیه سلحشوری و اقتدار ملی به کودکان است.» او سینمای کودک را نیازمند ساختاری یکپارچه از تولید تا اکران و همراهی با آموزش و پرورش دانست.
در نگاهی همراستا، حامد جعفری، دبیر جشنواره، بر پایان نگاه تقلیلگرایانه انگشت گذاشت و تصریح کرد: «سینمای کودک هنوز در پارهای نگاهها شهروند درجه دو پنداشته میشود؛ پنداری که نشانه نگاه نازل ما به کودکی است. کودک، مخاطبی کوچک برای سینمایی کوتاهقد نیست.» او در ادامه این متن تأکید کرده است: «شهروند درجه یک بودن، عنوانی نیست که اعطا شود، حقی است که باید با اندیشه، خلاقیت، سرمایهگذاری و کیفیت، هر سال و در هر اثر، دوباره به دست آید.»
همنشینی درامهای اجتماعی سایه جنگ و فانتزیهای بومی
تحقق شعار «شهروند درجه یک» در سینما، پیش از هر چیز در میدان عیارسنجی آثار محک میخورد. بخش مسابقه داستانی سیوهشتمین دوره با حضور ۱۵ فیلم بلند، بازتابی رنگارنگ از تمایلات متنوع فیلمسازان است؛ ترکیبی از درامهای اجتماعی، فانتزیهای ماجراجویانه، بازخوانیهای اسطورهای و آثاری که بیواسطه به بازتاب سایه جنگ و ناامنی بر روان کودکان پرداختهاند.
در خط مقدم این مواجهه، ردپای التهاب و دفاع پررنگ است. سیدجواد هاشمی در «یکی میاد دنبالم» روایتگر هشت کودک بیسرپرست در میانه بمبارانهای هوایی است و رهبر قنبری با «پلک پریشان پروانه»، آسیبهای روحی دختری هفتساله پس از یک موج انفجار موشکی را واکاوی میکند. در کنار آنها، علی سراهنگ با فیلم رازآلود «نور» به جشنواره آمده تا تلخیها را در سکوت روایت کند.
اما سینمای کودک برای بقا به رویا، ماجراجویی و طراوت امید نیاز دارد. در این میان، چهرههای شناختهشده تلاش کردهاند تا شاید برای نسل نو غافلگیریهایی تدارک ببینند؛ از داریوش فرضیایی (عمو پورنگ) که در «عموی بچهها» (به تهیهکنندگی علی قائممقامی) اولین نقشآفرینی سینماییاش را برای پیوند دادن یک خانواده تجربه میکند، تا بازگشت گروه «فیتیلهها» با هدایت آرش معیریان در فانتزی پرماجرای «شوتینگا». منوچهر هادی نیز با کمدی-درام اجتماعی «من جا سوزنی نیستم» و بازی یکتا ناصر و علیرضا خمسه، پای منازعات اقتصادی و حفظ هویت شغلی خانواده را به جهان نوجوانان کشانده است.
در عرصه اقلیم و کشف جهان، فریدون نجفی در «عروس چشمه» با بازی الناز شاکردوست، افسانههای فولکلور کوهستان را به چالشهای زیستمحیطی گره میزند. مهدی شفیعی در «دو تفنگدار» ماجرای رفاقت نوجوانی کارگر با پسری جنگزده در آبادان را پیش میکشد، امیراطهر سهیلی در «کاکالوتی» نقبی به جهان سوررئال و خیالانگیز میزند و محمد اسفندیاری در «کوچ» بلوغ و مسئولیتپذیری یک نوجوان روستایی را به تصویر میکشد. ساسان قجر نیز در «گرگی خان» سراغ تمثیلهای کلاسیک حیوانی رفته است.
سهم پویانماییهای این دوره نیز با سه اثر شاخص، تلاشی برای تکیه بر فناوری و روایتهای ملی است؛ «بادبادکها» (الهام ابراهیمی) ایستادگی نوجوانان در برابر یورش روباتها را به نمایش میگذارد، «نابغه و دیو سنگی» نبرد کودکان با دیوان را روایت میکند و انیمیشن بحثانگیز «ورکانا» (سیدمیثم سجادی) با بهرهگیری از هوش مصنوعی، پیوندی غریب میان «گیو» شاهنامه با بحرانهای روز ایران و جنگلهای شمال برقرار میسازد.
از کارگاه نسل نو تا نقد خطوط قرمز
در حاشیه اکرانها، نبض جشنواره با رویدادهایی پیوند خورده که آینده و حافظه این سینما را هدف گرفتهاند. اولین نماد این پیوند، انتشار تیزری برآمده از هوش مصنوعی در کانال رسمی رویداد بود؛ تصویری الهامگرفته از انیمیشن «شاهزاده روم» به یاد زهرا محمدی گلپایگانی، شهید ۱۴ ماهه روز اول جنگ.
نگاه به سینمای متعهد به خاک و هویت، بدون آسیبشناسی ناممکن است. تورج نصر، دوبلور پیشکسوت در گفتوگویی با «آنا» با یادآوری اینکه «آموزش عشق به میهن حق طبیعی کودکان است»، انگشت روی آسیبی دیرپا گذاشت و از نگاه دستوری انتقاد کرد: «اصرار برخی مدیران بر پیامرسانی مستقیم و خطوط قرمز سلیقهای، دست فیلمسازان را برای روایت جنگهای اخیر از جمله نبردهای ۱۲ روزه و رمضان بسته است؛ خطوطی که اگر برچیده شوند، سینمای کودک مشتاقانه پای دفاع از وطن خواهد ایستاد.»
اما زندهترین جریان روزهای اخیر در اصفهان، ورود ۳۵ نوجوان منتخب از ۲۰ استان برای آغاز نهمین «المپیاد فیلمسازی نوجوانان» بود؛ رویدادی که پس از وقفه ناشی از شرایط جنگی و جدایی از تقویم جشنواره، بار دیگر به متن جشنواره بازگشته است. با مدیریت سعید نجاتی، این استعدادهای ۱۴ تا ۱۷ ساله در پنج گروه و زیر نظر منتورهای شاخص، در ماراتنی فشرده از ایده تا تدوین، پنج اثر داستانی و پویانمایی خلق میکنند تا پس از رقابت، مستقیم به دفاتر انجمن سینمای جوانان متصل شوند؛ کارخانهای برای پرورش فیلمسازان نسل بعد.

