«ایران» در آستانه برگزاری دوازدهمین کنگره بینالمللی بیماریهای ریه گزارش میدهد
از توسعه درمانهای پیچیده تا ورود هوش مصنوعی به پزشکی تنفسی
سمیه افشین فر
گروه اجتماعی
پیوند ریه یکی از پیچیدهترین حوزههای پزشکی است که موفقیت در آن تنها به توانایی انجام عمل جراحی محدود نمیشود، بلکه به زنجیرهای از اقدامات شامل شناسایی بیمار در زمان مناسب، تأمین عضو، مدیریت اهداکننده، ارزیابی دقیق ریه اهدایی، جراحی، مراقبتهای ویژه و مراقبت طولانیمدت پس از پیوند وابسته است. با وجود رشد چشمگیر بیماران نیازمند پیوند ریه در ایران، متأسفانه تنها 4 درصد از ریههای اهداکنندگان در کشور به دلیل مشکلات مختلف پزشکی و شرایط نگهداری، قابل استفاده هستند. این مسأله باعث شده است که بسیاری از بیماران در لیست انتظار پیوند، جان خود را از دست بدهند و شرایط بحرانی برای بیمارانی که به این عمل نجاتبخش نیاز دارند، ایجاد شود. در سالهای اخیر، ایران در زمینه پیوند ریه و اعمال پیچیدهای همچون پیوند همزمان قلب و ریه، تجربههای ارزشمندی به دست آورده است. همزمان، ورود هوش مصنوعی و پزشکی دقیق به حوزه بیماریهای تنفسی، افقهای جدیدی را برای تشخیص زودهنگام و تصمیمگیری بالینی ایجاد کرده است. عاطفه عابدینی دانشیار فوقتخصص بیماریهای ریه و مراقبتهای ویژه بیمارستان مسیح دانشوری در پاسخ به این سؤال که پیوند ریه امروز در ایران در چه وضعیتی قرار دارد و مهمترین چالش برای افزایش تعداد پیوندها چیست به «ایران» میگوید: «پیوند ریه در ایران طی سالهای گذشته از نظر دانش تخصصی، تجربه جراحی، مراقبتهای پیش و پس از پیوند و مدیریت بیماریهای پیچیده، پیشرفت قابل توجهی داشته است. بیمارستان مسیح دانشوری نیز بهعنوان یکی از مراکز اصلی این حوزه، تجربه ارزشمندی در درمان بیماران مبتلا به بیماریهای پیشرفته ریوی و انجام پیوندهای پیچیده به دست آورده است. با وجود این پیشرفتها، همچنان فاصله قابل توجهی میان نیاز بیماران و تعداد اعضای مناسب برای پیوند وجود دارد. تعداد بیماران در انتظار پیوند نیز ثابت نیست و با توجه به ورود بیماران جدید، انجام پیوند و تغییر شرایط بیماران، بهطور مستمر تغییر میکند؛ بنابراین برای اعلام یک عدد دقیق و بهروز، باید به آمار رسمی و جاری فهرست انتظار استناد کرد.»
به گفته این متخصص ریه، اگر بخواهیم مهمترین چالش را مشخص کنیم، مسأله اصلی امروز، کمبود دانش یا توان فنی برای انجام پیوند نیست، بلکه دسترسی به عضو مناسب و افزایش تعداد ریههای قابل استفاده برای پیوند است. البته در کنار مسأله تأمین عضو، موضوعاتی مانند دسترسی پایدار به داروهای مورد نیاز بیماران، هزینه مراقبتهای طولانیمدت، توسعه تیمهای تخصصی و چندرشتهای و ایجاد یک شبکه منسجم ملی برای پیگیری بیماران نیز اهمیت زیادی دارد. او معتقد است: «هدف ما باید این باشد که ظرفیت موجود کشور را به حداکثر برسانیم و اجازه ندهیم بیماری که میتواند از پیوند بهرهمند شود، صرفاً به دلیل محدودیت عضو مناسب، فرصت درمان را از دست بدهد.» اما اینکه چه بیمارانی کاندیدای پیوند ریه هستند و چه زمانی باید به این نتیجه رسید که پیوند گزینه مناسب درمانی است سؤالی است که عابدینی در پاسخ به آن میگوید: «پیوند ریه برای بیمارانی مطرح میشود که به بیماری پیشرفته و غیرقابل برگشت ریوی مبتلا هستند و با وجود دریافت درمان استاندارد و حداکثری، بیماری همچنان پیشرفت میکند و بقای بیمار یا کیفیت زندگی او را بهشدت تحت تأثیر قرار میدهد. اما یک نکته بسیار مهم دراین زمینه وجود دارد: پیوند نباید صرفاً بهعنوان آخرین اقدام در آخرین مرحله بیماری دیده شود. در واقع، ارزیابی پیوند باید پیش از آن آغاز شود که بیمار به مرحلهای برسد که به دلیل ضعف شدید، عفونتهای مکرر، نارسایی سایر اندامها یا شرایط بالینی نامناسب، خطر پیوند افزایش پیدا کند.»
به گفته این متخصص کاهش پیشرونده عملکرد ریه، افزایش نیاز به اکسیژن، تشدیدهای مکرر، بستریهای مکرر، کاهش قابل توجه ظرفیت فعالیت و افت کیفیت زندگی از جمله عواملی هستند که باید پزشک را نسبت به ارجاع بیمار برای ارزیابی پیوند حساس کنند. او توضیح میدهد: «پیوند ریه لزوماً آخرین لحظه درمان نیست؛ ارجاع بیمار باید پیش از رسیدن به مرحله غیرقابلبرگشت و پرخطر انجام شود. بنابراین پیام مهم ما به پزشکان این است که زمان ارجاع به مرکز پیوند به اندازه خود تصمیم به پیوند اهمیت دارد. یکی از چالشهای اصلی پیوند ریه، تأمین عضو مناسب است.»
لزوم تغییر رویکرد
از تأمین عضو به سمت
حفظ قابلیت استفاده از عضو
عابدینی در مورد اینکه وضعیت اهدای ریه در ایران چگونه است و برای افزایش تعداد ریههای قابل پیوند چه باید کرد، توضیح میدهد: «اهدای عضو یکی از مهمترین پایههای برنامه پیوند است اما در مورد ریه، مسأله پیچیدهتر است. برخلاف برخی اعضا، ریه در برابر عوامل مختلف بسیار حساس است و ممکن است در جریان بیماری اولیه، آسپیراسیون، عفونت، ادم ریوی یا آسیب ناشی از ونتیلاسیون، قابلیت استفاده برای پیوند را از دست بدهد. بنابراین مسأله فقط این نیست که چند نفر حاضر به اهدای عضو هستند؛ بلکه باید ببینیم از میان اعضای اهدایی، چه تعداد ریه واقعاً قابل استفاده و مناسب پیوند هستند. در این زمینه باید رویکرد خود را از تأمین عضو به سمت حفظ و افزایش قابلیت استفاده از عضو تغییر دهیم. آموزش تیمهای مراقبت ویژه در زمینه مدیریت اهداکننده مرگ مغزی، شناسایی سریع اهداکنندگان بالقوه، استفاده از پروتکلهای استاندارد برای حفظ عملکرد ریه، پیشگیری و کنترل عفونت، ارزیابی تخصصیتر ریههای اهدایی، همگی میتوانند تعداد اعضای قابل استفاده را افزایش دهند. برای افزایش تعداد پیوندهای ریه، تنها افزایش اهدای عضو کافی نیست باید تعداد ریههای قابل استفاده از هر اهداکننده را افزایش دهیم. بنابراین باید از یک سو فرهنگ اهدای عضو را تقویت کنیم و از سوی دیگر، کیفیت فرآیند مدیریت اهداکننده و ارزیابی ریه را ارتقا دهیم. این دو موضوع در کنار یکدیگر میتوانند ظرفیت واقعی پیوند ریه در کشور را افزایش دهند.»
هوش مصنوعی
قرار نیست جای پزشک را بگیرد
عابدینی در مورد اینکه رونمایی از پیشرفتهای هوش مصنوعی در تشخیص بیماریهای ریه که قرار است در کنگره امسال اتفاق بیفتد چه اهمیتی دارد، میگوید: «هوش مصنوعی در حال تغییر بسیاری از حوزههای پزشکی است و پزشکی تنفسی نیز از این تحول مستثنی نیست. در سالهای اخیر، استفاده از هوش مصنوعی در تحلیل تصاویر پزشکی، بویژه CT اسکن قفسه سینه، تحلیل الگوهای بیماریهای بینابینی ریه و ترکیب دادههای تصویری و بالینی، رشد چشمگیری داشته است. اهمیت موضوع در این است که هوش مصنوعی میتواند حجم بسیار بزرگی از اطلاعات را با سرعت بالا تحلیل و به پزشک در تشخیص زودتر، طبقهبندی دقیقتر بیماران و تصمیمگیری بالینی کمک کند. اما تأکید میکنم که هدف ما جایگزین کردن پزشک با هوش مصنوعی نیست. هوش مصنوعی قرار نیست جای پزشک را بگیرد؛ هدف، ساختن پزشکی توانمندتر، دقیقتر و مبتنی بر داده است. رونمایی از دستاوردهای این حوزه در کنگره امسال را میتوان نشانهای از حرکت از مرحله پژوهش و توسعه فناوری به سمت کاربرد بالینی هوش مصنوعی در پزشکی تنفسی دانست. در آینده، ارزش واقعی هوش مصنوعی زمانی آشکارتر خواهد شد که بتوانیم دادههای بالینی، تصویربرداری، تستهای عملکرد ریه، آزمایشهای آزمایشگاهی و در مراحل پیشرفتهتر، اطلاعات مولکولی و ژنتیکی را در کنار یکدیگر قرار دهیم و برای هر بیمار، تصویری دقیقتر از خطر بیماری و پاسخ احتمالی به درمان ایجاد کنیم. این مسیر میتواند ما را به سمت پزشکی دقیق و شخصیسازیشده هدایت کند، پزشکیای که در آن تصمیم درمانی فقط بر اساس نام بیماری گرفته نمیشود، بلکه ویژگیهای منحصربهفرد هر بیمار نیز در تصمیمگیری دخالت داده میشود. برای ایران نیز این حوزه یک فرصت مهم است. میتوانیم در آینده علاوه بر استفاده از فناوریهای موجود، در توسعه مدلهای هوش مصنوعی متناسب با جمعیت و نیازهای نظام سلامت کشور نیز نقش داشته باشیم. آنچه امروز در حوزه بیماریهای تنفسی در حال رخ دادن است، تنها پیشرفت در یک روش درمانی یا یک فناوری خاص نیست بلکه شاهد تغییر یک رویکرد هستیم. در پیوند ریه، تلاش میکنیم بیمار را زودتر شناسایی و در زمان مناسب ارجاع کنیم، عضو بیشتری برای پیوند فراهم کنیم و کیفیت عضو اهدایی را افزایش دهیم. در حوزه فناوری نیز تلاش میکنیم با استفاده از هوش مصنوعی، داده و پزشکی دقیق، تشخیص را زودتر و تصمیمگیری را دقیقتر کنیم.» این فوقتخصص ریه میگوید: «پیام اصلی ما این است که آینده پزشکی تنفسی، آیندهای میانرشتهای و مبتنی بر همکاری، داده و فناوری است. میخواهیم با تلفیق تجربه بالینی، فناوریهای پیشرفته و هوش مصنوعی، بیماریها را زودتر تشخیص دهیم، درمان را دقیقتر انتخاب کنیم و در نهایت طول عمر و کیفیت زندگی بیماران را ارتقا دهیم.»
دوازدهمین کنگره بینالمللیبیماریهای ریه، مراقبتهای ویژه و سل قرار است با حضور بیش از 300 سخنران داخلی و خارجی و مشارکت بیش از 20 انجمن علمی از سوی مرکز آموزشی، پژوهشی، درمانی سل و بیماریهای ریوی دکتر مسیح دانشوری 14 تا 17 مهرماه امسال در تهران برگزار شود.
برش
انجام موفقیتآمیز اولین پیوند همزمان
قلب و ریه در کشور
سال گذشته اولین پیوند همزمان قلب و ریه در بیمارستان مسیح دانشوری انجام شد. اما این تجربه چه دستاوردی برای توسعه پیوندهای پیچیده در کشور داشته است؟ عابدینی میگوید: «انجام موفقیتآمیز اولین پیوند همزمان قلب و ریه در کشور در بیمارستان مسیح دانشوری، یک دستاورد مهم برای پزشکی ایران بود. اهمیت این تجربه فقط در انجام یک عمل جراحی پیچیده خلاصه نمیشود. پیوند همزمان قلب و ریه نیازمند هماهنگی دقیق و مستمر میان مجموعهای از تخصصهاست، از جراحی قلب و جراحی قفسه سینه گرفته تا متخصصان ریه، بیهوشی، مراقبتهای ویژه، بیماریهای عفونی، ایمونولوژی، پاتولوژی و تیم فراهمآوری و پیوند عضو. بنابراین این تجربه نشان داد که توان علمی، تخصصی و تیمی لازم برای مدیریت بیماران بسیار پیچیده در کشور وجود دارد. از طرف دیگر، تجربه اولین عمل میتواند زمینهای برای استانداردسازی فرآیندها، آموزش نیروهای تخصصی و توسعه برنامههای پیچیدهتر پیوند در آینده باشد. البته پیوند همزمان قلب و ریه یک عمل بسیار تخصصی است و تنها برای گروه محدودی از بیماران که معیارهای مشخصی دارند، انجام میشود. بنابراین افزایش تعداد این اعمال باید بر اساس نیاز واقعی و معیارهای علمی و با حفظ استانداردهای ایمنی انجام شود. با این حال، میتوان امیدوار بود که با تثبیت تجربه، توسعه تیمهای تخصصی و تقویت زیرساختها، ظرفیت کشور برای انجام پیوندهای ترکیبی و پیچیده در آینده افزایش و نیاز به ارجاع بیماران منتخب به خارج از کشور کاهش پیدا کند.»

