روایت آیتالله علیاکبر رشاد از ویژگیهای مکتب سیدحسن نصرالله
از جهاد نفس تا جهاد با دشمن
وقتی از سیدحسن نصرالله سخن میگوییم، اگر فقط تصویر یک فرمانده سیاسی و نظامی را ببینیم، از بخش مهمی از حقیقت شخصیت او غافل ماندهایم. در نگاه آیتالله علیاکبر رشاد، رئیس پژوهشگاه فرهنگ و اندیشهاسلامی، سیدحسن نصرالله را باید در نسبت میان «اخلاق» و «جهاد» فهم کرد؛ چراکه جهاد در میدان بیرونی، بدون پیروزی در میدان درون، به مقصد نمیرسد. مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی اوست که در درس اخلاق حوزه علمیه امام رضا(ع) ارائه شده است.
آدمی پیش از آنکه با دشمن بیرونی روبهرو شود، با نفس خویش مواجه است. از این منظر، «جهاد با نفس» و «جهاد با دشمن» دو مسیر جداگانه نیستند. کسی که نتواند بر خواهشهای نفسانی و تعارضهای درونی خود غلبه کند، شایستگی ایستادگی در برابر دشمن را نیز به دست نمیآورد. عظمت شخصیتهایی چون شهید سید حسن نصرالله را باید در همین نقطه فهم کرد: انسانی که میان خودسازی و مسئولیت اجتماعی، اخلاق و جهاد، پیوندی واقعی برقرار کرده است. به همین دلیل، ویژگیهای شهید سیدحسن نصرالله فقط در توان سیاسی و نظامی او خلاصه نمیشود. اخلاص، فروتنی، مردمداری و ارتباط عمیق با نیروهای مقاومت، بخشی از همان سرمایهای است که به او امکان داد در میان ملتهای منطقه جایگاهی فراتر از یک چهره سیاسی پیدا کند. برای فهم شخصیت شهید سیدحسن نصرالله باید جبههای را شناخت که او در آن رشد کرد. ریشههای مقاومت اسلامی به اندیشه و مبارزات امام خمینی(ره) بازمیگردد؛ مبارزهای که هم استبداد داخلی و هم استعمار و استکبار خارجی را به چالش میکشید. پس از انقلاب اسلامی، این جریان از یک حرکت محدود به جبههای گستردهتر تبدیل شد و در لبنان و در قالب حزبالله و دیگر جریانهای مقاومت، صورت عینیتری یافت. «جبهه مقاومت» در این نگاه، تنها یک ساختار نظامی یا جغرافیایی نیست. جبهه مقاومت، عرصه گسترده مقابله با اشغال، تجاوز، ظلم و استکبار است. از همینرو، این جبهه نیز الزاماً در مرز یک مذهب یا حتی یک دین متوقف نمیماند و میتواند انسانها و جریانهای مختلفی را که با ظلم و استکبار مخالفت دارند، دربرگیرد؛ افقی که در امتداد ایده «جبهه جهانی مستضعفین» است. شهید سید حسن نصرالله بیش از آنکه یک فرمانده باشد، نماد انسانی است که خود را بخشی از یک جریان بزرگتر میدانست. ارادت او به حضرت امام خمینی(ره)، انقلاب اسلامی و رهبر شهید انقلاب نیز در همین چارچوب معنا پیدا میکند؛ پیوندی که به مقاومت، صورتی فراتر از مرزهای لبنان میبخشید. شهادت سید حسن نصرالله، دراین منطق، ضایعهای سنگین است، اما پایان مقاومت نیست؛ زیرا جبهه مقاومت وابسته به یک فرد نیست، بلکه یک اندیشه و جریان است و نسلهای دیگر میتوانند ادامهدهنده آن باشند. بنابراین باید به این مهم آگاه باشیم که در چه مقطع تاریخی زندگی میکنیم و چه مسئولیتی بر دوش ماست. نسلی که میخواهد در پیچهای تاریخی آینده اثرگذار باشد، باید از امروز «جهاد با نفس» را آغاز کند تا در میدان «جهاد با دشمن» سربلند بیرون بیاید؛ همان میدانی که شهید سیدحسن نصرالله، در آن آزموده شد.