در حافظه موقت ذخیره شد...
«ایران» عملکرد تیم ملی فوتبال در آستانه رقابتهای جام ملتهای آسیا را بررسی میکند
هنوز برای تغییر دیر نیست
ناکامی تیم ملی در بازیهای دوستانه شاید از نگاه برخی کارشناسان اتفاقی طبیعی در مسیر آمادهسازی یک تیم تلقی شود، اما آنچه بیش از نتیجه این دو مسابقه نگرانکننده به نظر میرسد، تداوم همان الگوهایی است که پیش از جام جهانی نیز درباره آنها بحثهای فراوانی وجود داشت. انتظار میرفت پس از پایان جام جهانی، تیم ملی وارد مرحلهای تازه شود؛ مرحلهای که در آن جوانگرایی هدفمند، تغییر در ساختار بازی، افزایش سرعت انتقال توپ، اصلاح نحوه دفاع کردن و ایجاد تنوع در فاز هجومی، بخشی از برنامه فنی تیم باشد. ولی در جریان دو بازی اخیر نشانههای روشنی از یک تحول بنیادین دیده نشد تا میزان نگرانی درباره آینده این تیم برای چندمین بار در دوره مربیگری امیر قلعهنویی افزایش پیدا کند.
ترکیب ایران برابر ازبکستان نیز نشان داد که تجربه همچنان سهم قابلتوجهی در تصمیمهای کادر فنی دارد. حضور بازیکنانی مانند احسان حاجصفی، سعید عزتاللهی، علیرضا بیرانوند و مهدی طارمی در ترکیب اصلی، در کنار استفاده از نفرات جوانتر، نشان میدهد که قلعهنویی همچنان به ترکیبی میان نسل قدیم و نسل جدید متکی است؛ ترکیبی که اگر قرار باشد در جام ملتهای آسیا به اهداف مورد نظر دست پیدا کند، باید خیلی زودتر از اینها صاحب هویت مشخص و نقشهای روشن شود.
در بخش تاکتیکی نیز یکی از مهمترین ایرادهای تیم ملی، فاصله میان خطوط و دشواری در کنترل لحظات انتقال است. برابر ازبکستان، ایران در مقاطعی نتوانست جلوی پیشروی حریف را بگیرد و در بازی با روسیه نیز ضعف در ایجاد موقعیت و رسیدن به یک ساختار هجومی منسجم کاملاً محسوس بود.
تیم ملی همچنین به یک بازتعریف در نقش بازیکنان کلیدی نیاز دارد. اتکا به ستارههای باتجربه زمانی ارزشمند است که آنها در چارچوب یک سیستم مشخص بتوانند بیشترین تأثیرگذاری را داشته باشند. اگر ساختار تیم همچنان به حضور همیشگی چند بازیکن وابسته بماند، مصدومیت، افت فرم یا افزایش سن آنها میتواند برنامه تیم ملی را با مسأله جدی مواجه کند.
از سوی دیگر، جوانگرایی نباید به معنای کنار گذاشتن ناگهانی بازیکنان باتجربه باشد. مسأله، ایجاد رقابت سالم و ساختن نسلی است که بتواند در کنار بازیکنان باتجربه، مسئولیت بیشتری برعهده بگیرد. تیم ملی برای آینده به بازیکنانی نیاز دارد که در مسابقات بزرگ، تصمیمگیری سریع، پرس مؤثر، بازی بدون توپ و انتقال سریع از دفاع به حمله را تجربه کرده باشند.
در این بین، یکی از چالشهای مهم تیم ملی به مدیریت فضای انتقادی بازمیگردد. قلعهنویی همچنان در برابر شنیدن بخشی از انتقادهای فنی مقاومت نشان میدهد؛ در حالی که تیم ملی بیش از هر زمان دیگری به گفتوگوی فنی، پذیرش نقد و بازنگری در تصمیمها نیاز دارد. نقد حرفهای لزوماً به معنای مخالفت با سرمربی نیست؛ بلکه میتواند ابزاری برای شناسایی و اصلاح اشتباهات پیش از رسیدن به مسابقات رسمی باشد. ادامه مقاومت در برابر نقد، اگر موجب شود مشکلات واقعی کمتر دیده یا شنیده شوند، میتواند سرنوشت تیم ملی را در مسیر جام ملتهای آسیا به مخاطره بیندازد.
جام ملتها هنوز فرصت اصلاح را در اختیار تیم ملی قرار داده است. شکست برابر ازبکستان و روسیه، اگر به عنوان زنگ هشدار دیده شوند، میتوانند آغاز یک بازنگری جدی باشند.
امید به آینده زمانی معنا پیدا میکند که از گذشته درس گرفته شود. تیم ملی هنوز فرصت دارد، اما این زمان نباید صرف دفاع از تصمیمهای گذشته شود؛ بلکه باید صرف ساختن تیمی شود که برای جام ملتهای آسیا، از نظر فنی و ذهنی، آمادهتر، منسجمتر و قابل پیشبینیتر از امروز
باشد.

