مقصود فراستخواه در نشست دانشگاه تهران مطرح کرد

علوم‌اجتماعی باید از انزوای نهادی بیرون بیاید

علوم‌اجتماعی ایران با نوعی تنهایی نسلی روبه‌روست

هر جامعه از طریق «دانش علوم‌اجتماعی خود» درباره سرگذشت و سرنوشتش می‌اندیشد. ازاین رو، در برهه‌هایی که جامعه با بحران‌ روبه‌رو می‌شود، گاه این انتظار پیش‌ می‌آید که علوم‌اجتماعی فوراً نسخه‌هایی نجات‌بخش ارائه کند. در حالی که مهم‌ترین کار علوم‌اجتماعی در زمانه‌ بحران، ایجاد امکان «فهمیدن» است؛ فهم اینکه بحران چگونه شکل گرفته و چه مناسباتی آن را بازتولید می‌کند. مقصود فراستخواه، جامعه‌شناس و عضو هیأت علمی مؤسسه پژوهش و برنامه‌ریزی آموزش عالی، معتقد است علوم‌اجتماعی، پیش از آن‌که فن مدیریت بحران باشد، دانشی برای صورت‌بندی بحران است. از نظر او، علوم‌اجتماعی ایران زمانی می‌تواند در زمانه بحران نقش‌آفرینی کند که از سطح آپاراتوس دانشگاهی فراتر رود، خصلت انتقادی خود را حفظ کند و دوباره به جامعه بازگردد. مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی اوست که باعنوان «چالش‌های علوم‌اجتماعی ایران در زمانه بحران» در محل انجمن جامعه‌شناسی ایران در دانشگاه تهران ارائه شده است.

 خلق نظریه اجتماعی از دل بحران
علوم‌اجتماعی را نباید به مجموعه‌ای از رشته‌های دانشگاهی، ساختمان‌های آموزشی، آیین‌نامه‌ها و ساختارهای اداری فروکاست. علوم اجتماعی، در معنای عمیق‌تر خود، بخشی از یک طرح اجتماعی است؛ دانشی که باید به جامعه امکان دهد خود را بفهمد و درباره سرنوشتش بیندیشد. از همین‌رو، بخش مهمی از تاریخ نظریه اجتماعی در متن بحران‌های بزرگ شکل گرفته است. هابز در شرایط بحرانی انگلستان، مسأله فروپاشی نظم اجتماعی و ضرورت دولت را صورت‌بندی کرد. آدام اسمیت در دل دگرگونی‌های اقتصادی و اجتماعی قرن هجدهم، پیوند میان منافع فردی، عواطف اجتماعی و نظم اقتصادی را توضیح داد. مارکس با تضادهای جامعه سرمایه‌داری، مفاهیمی چون ارزش اضافی و بیگانگی را پیش کشید. دورکیم مسأله نظم و انسجام اجتماعی را در جامعه‌ای در حال دگرگونی بررسی کرد و وبر فرآیند عقلانی‌شدن و گسترش بوروکراسی را به «قفس آهنین» پیوند زد. همه این نمونه‌ها گواه این ادعاست که نظریه اجتماعی از دل مواجهه با بحران و با مسأله کردن آن، ‌زاده می‌شود.
 استراتژی آشنایی‌زدایی
یکی از ویژگی‌های جهان امروز این است که بحران دیگر صرفاً یک حادثه استثنایی نیست. در گذشته می‌شد از بحران اقتصادی، بحران سیاسی یا بحران زیست‌محیطی به‌عنوان رویدادهایی مشخص و جدا از یکدیگر سخن گفت؛ اما اکنون خود جهان اجتماعی به‌گونه‌ای سازمان یافته که «بحران» به یکی از ویژگی‌های درونی آن تبدیل شده است. چالش‌های اقلیمی با مهاجرت، اقتصاد، اشتغال و نابرابری پیوند دارد؛ مسأله کاهش اعتماد با سرمایه اجتماعی و مشارکت عمومی گره خورده است. در چنین شرایطی، علوم‌اجتماعی نمی‌تواند صرفاً به ثبت و توصیف بحران‌ها بسنده کند. وظیفه اصلی آن، مفهوم‌پردازی است؛ اینکه نشان دهد این پدیده‌ها چگونه به هم متصل‌اند و در چه ساختاری معنا پیدا می‌کنند.
بنابراین «فاصله‌گیری شناختی» در مطالعات علوم‌اجتماعی امری اجتناب‌ناپذیر است؛ فاصله‌ای که به پژوهشگر اجازه می‌دهد از امر آشنا و روزمره اندکی عقب بنشیند و آن را به موضوع شناخت تبدیل کند. علوم‌اجتماعی باید بتواند از درون تجربه بحران، فاصله نظری ایجاد کند؛ نه برای فرار از واقعیت، بلکه برای دیدن سازوکارهایی که در دل آن پنهان مانده‌اند.
علوم اجتماعـــی همچنیــــن وظیفـــه «آشنایی‌زدایی» دارد. می‌پرسد آیا آنچه طبیعی، بدیهی یا اجتناب‌ناپذیر به نظر می‌رسد، واقعاً چنین است؟ چه چیزی پشت عادت‌های ما، پشت نظم‌های تثبیت‌شده و پشت تصمیم‌های به‌ظاهر فردی قرار دارد؟ به همین دلیل است که علوم‌اجتماعی با مفاهیمی مانند «جامعه خطر» و «جامعه نمایش» می‌کوشد به پدیده‌هایی که در زندگی روزمره عادی شده‌اند، شکل دیگری از دیدن بدهد.

 دانشی با خصلت انتقادی
یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های علوم‌ا‌جتماعی جدید، خصلت انتقادی آن است. کار این علوم، فقط تولید گزاره‌های تازه نیست؛ بلکه نقد، پرسشگری، راززدایی و زیر سؤال بردن بدیهیات است. علوم‌اجتماعی حتی خودش را نیز نقد می‌کند و تأکید دارد که هیچ نظریه‌ای حق ندارد خود را در جایگاه حقیقت نهایی بنشاند. علوم‌اجتماعی قرار نیست منجی جامعه باشد و نباید وعده دهد که تمام دردها را درمان خواهد کرد. امید به علوم‌اجتماعی، باید همواره با تردید و خودانتقادی همراه باشد و ارزش آن هم در فراهم‌آوردن امکان فهم، پرسش و نقد است.

 رهایی از آپاراتوس دانشگاهی
علوم اجتماعی زمانی می‌تواند زنده بماند که از تقلیل آن به ساختارهای رسمی دانشگاهی پرهیز کنیم. علوم‌اجتماعی را باید از دست آپاراتوس رها کنیم؛ دانشگاه، گروه آموزشی، آیین‌نامه، رتبه علمی و نظام اداری، بخشی از واقعیت علوم‌اجتماعی هستند؛ اما تمام آن نیستند. علوم‌اجتماعی، در معنای زنده خود، یک تکاپو و پویش اجتماعی است. استاد و پژوهشگری که در اتاق خود درباره یک مسأله فکر می‌کند، گروهی که دور یک پرسش اجتماعی جمع می‌شوند، انجمنی که شکل می‌گیرد، کنش مدنی‌ که با تکیه بر دانش اجتماعی برای کودکان کار، محیط زیست، محله یا شهر شکل می‌گیرد، همه بخشی از حیات علوم‌اجتماعی‌اند.
از این منظر، علوم‌اجتماعی باید بخشی از «مقاومت معرفتی و اخلاقی» جامعه ایران باشد؛ مقاومتی که به جامعه امکان می‌دهد در برابر فرسایش، همچنان ظرفیت ابتکار، خلاقیت و کنش خود را حفظ کند. علوم‌اجتماعی بدون پویش اجتماعی نمی‌تواند رشد کند. ساختارهای دانشگاهی می‌توانند زمینه‌ساز باشند، اما نیروی محرک علوم‌اجتماعی، کنش اجتماعی و میل جامعه به فهم و تغییر است.

بازگشت به جامعه
امروزه یکی از مسائل مهم اهالی علوم اجتماعی این است که «علوم‌اجتماعی چگونه می‌تواند دوباره به جامعه بازگردد». پاسخ را باید در خانواده‌ها، طبقات اجتماعی، طبقه متوسط فرهنگی، نهادهای مدنی، انجمن‌های حرفه‌ای، شبکه‌های اجتماعی و دیگر عرصه‌های حوزه عمومی جست‌وجو کرد. همین امروز، در دل جامعه، پرسش‌های فراوانی درباره محله، شهر، نسل جدید، اقلیم، فناوری و هوش‌مصنوعی شکل گرفته است. این پرسش‌ها نشان می‌دهد نوعی روایت اجتماعی از علوم‌اجتماعی در حال ساخته‌شدن است؛ روایتی که الزاماً از دانشگاه آغاز نمی‌شود و همیشه با زبان دانشگاهی بیان نمی‌شود. در اینجا استاد و پژوهشگر علوم‌اجتماعی می‌توانند بیش از یک تولیدکننده دانش تخصصی باشند؛ می‌تواند تسهیل‌گر گفت‌وگو میان دانشگاه و جامعه شوند. این بازگشت، از نظر نسلی نیز ضروری است. علوم‌اجتماعی ایران با نوعی تنهایی نسلی روبه‌روست، بخش‌های مهمی از علوم اجتماعی در اختیار یک نسل خاص است و باید از این «تنهایی نسلی» خارج شود و برای عبور از آن باید میان نسل‌های مختلف پیوند بیشتری برقرار کند و ارتباطش را با جهان نیز توسعه دهد. به این منظور، علوم‌اجتماعی باید روش‌هایش را متنوع کند، زبانش را توسعه دهد، از انزوای نهادی بیرون بیاید و خود را در متن جامعه قرار دهد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • انرژی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • ایران زمین
  • اطلاع رسانی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • حوادث
  • دولت چه کار می‌کند
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و شش
 - شماره نه هزار و صد و سی و شش - ۰۸ مهر ۱۴۰۵