نگاه حمایتی رهبر شهید به آثار دفاع مقدس
اکبر صحرایی
نویسنده و پژوهشگر ادبیات دفاعمقدس
درباره نقش حمایتگر رهبر شهید در حوزه ادبیات دفاع مقدس و آثار مرتبط با حوزههای مختلف جنگ تحمیلی به موارد و مصادیق بسیاری میتوان اشاره کرد؛ به گمانم این نگاه تشویقی و توصیههای مکرر ایشان، نشأتگرفته از تسلطی است که به حوزه کتاب داشتند. همانگونه که دیگر دوستان نویسنده پیشتر گفتهاند و در برخی کتابها هم آمده، آیتالله خامنهای، کتابخوان جدی و حرفهای بودند. برخورداری از این ویژگی برای یک شخصیت سیاسی، در چنان سطحی از مسئولیتهای کشوری، خصوصیات منحصر بهفردی به شمار میآید. رهبر شهید نه تنها ادبیات معاصر و کهن ایرانی را خوانده و بهخوبی میشناختند، بلکه با ادبیات روز جهان نیز آشنا بودند و آثار اغلب نویسندگان شهیر را خوانده بودند و اغراق نیست که بگوییم، ایشان همزمان با رهبری دینی و سیاسی، یک منتقد حرفهای و کارشناس کتاب نیز بودند. این مسأله را در پژوهشهایی که برای انتشار کتاب «حافظ هفت» انجام دادم به شخصه دریافتم، اینکه حضرت آقا چقدر کتابخوان بودند و تا چه اندازه مسلط به حوزههای مختلف. دغدغههایی که در حوزه دفاع مقدس داشتند نیز از همان سطح بالای اطلاعات و دانشی که از آن برخوردار بودند، نشأت میگرفت. اوایل سال ۱۳۸۸، پیشنهادی از سوی انتشارات سوره مهر حوزه هنری، برای نوشتن سفرنامه نوروزی آیتالله خامنهای به استان فارس دریافت کردم. از آنجایی که پیشتر نویسندگان سرشناسی چون رضا امیرخانی کتاب «داستان سیستان» و محمد رضا بایرامی هم کتابهای «در مینو در» و «سفرت به خیر» را در همین رابطه نوشته بودند تصمیم گرفتم به جای سفرنامه، از قالب رمان استفاده کنم تا تکرار کارهای قبلی نشود و خوشبختانه پیشنهادم با موافقت روبهرو شد.
رمانی مستند درباره آیتالله خامنهای
نوروز همان سال، رهبر شهید به استان فارس سفر کردند و فرصتی برای بهرهمندی از محضرشان در آن ۹ روز برای من فراهم شد. براساس آن سفر نوروزی که دلیل نوشتن رمان «حافظ هفت» بود، فلشبکهایی نیز به زندگی خصوصی رهبر شهید زدم؛ به خصوص در حوزههای فعالیتی ایشان در دوران دفاع مقدس و رهبری. حتی ماجرای ترور آیتالله خامنهای در سال ۱۳۶۰ هم در کتاب به تصویر کشیده شده که نام کتاب از همان حادثه گرفته شده، گویا رمز محافظان برای ایشان «حافظ هفت» بوده است و وقتی آیتالله خامنهای ترور میشوند؛ مأموران حفاظت میگویند: «حافظ هفت ترور شد.» و به گمانم، «حافظ هفت» تنها رمانی است که با محوریت زندگی رهبر شهید منتشر شده. خوشبختانه این کتاب چند جایزه، از جمله جایزه جلال آلاحمد و جایزه سال کتاب جمهوری اسلامی را در سال ۱۳۹۰ از آن خود ساخت. طی دو- سه سال اخیر هم ناشری لبنانی امتیاز انتشار آن را به زبان عربی خرید و ترجمهاش را در لبنان منتشر کرد. همانگونه که اشاره شد، در تحقیقاتی که برای کتاب انجام شد، با وجه منحصر به فردی از ایشان روبهرو شدم، البته درباره کتابخوان بودن رهبر شهید شنیده بودم اما به جزئیات بیشتری از آن پی بردم؛ و به عینه درک کردم که تا چه اندازه شیفته کتابخوانی بودند. گستره آثاری که مطالعه کرده بودند حتی از من نویسندهای که باید دائم کتاب بخوانم نیز بیشتر بود؛ بویژه درباره ادبیات روسیه. حالا بماند که در عرصه شعر نیز منتقدی بنام بودند و این را تمامی شاعرانی که طی سالها، از محضرشان بهرهمند شده بودند، میدانستند. در دیدارهای آن سفر، در معیت رهبر شهید به دیدار دو خانواده شهید شیرازی، از جمله شهید نجاتی رفتیم. آن روز برادر شهید نجاتی، سردار نجاتی هم حضور داشتند، به علاوه دیگر اعضای خانواده و چند جوان نخبه و همچنین مرحوم آیتالله حائری، نماینده ولیفقیه و چند مسئول دیگر. جوانان حاضر در آن دیدار، از نخبگان دانشگاه شیراز بودند که مکالمهای جالب با رهبر شهید داشتند؛ آنان ایدههایی درباره موشک و مباحث مرتبط با هوافضا مطرح کردند. در آن مکالمات متوجه اطلاعات آیتالله خامنهای در حیطه مباحث علمی- دانشگاهی اینچنینی شدم و تعجب کردم. میدانستم ایشان چقدر کتابخوان هستند اما تصور نمیکردم که چنین دامنه گسترده مطالعاتی، حتی در مباحث اینچنینی داشته باشند.
حدود دو سال صرف نوشتن این رمان «حافظ هفت» شد، کاراکترهای اصلی این رمان را شخصیتی به نام «پانوسیان» و جعفر، نویسندهای از دوران جنگ تشکیل میدهند که هر دو الهام گرفته از نویسندگانی واقعی هستند. پانوسیان، نویسندهای ارمنی و دوست جعفر است که به اصرار او در نخستین روز حضور آیتالله خامنهای در شیراز به میان مردم میآید که طی اتفاقی دفترچه خاطرات جعفر به دستش میرسد، مطالعه آن خاطرات، او را به گذشته و سالهای حضور رهبر شهید در جبهه میبرد. وقایعی که در کتاب آمده، واقعی و مستند هستند و شاید بتوان گفت این کتاب، تنها رمان داستانی اما واقعی درباره آیتالله خامنهای است. ایشان نسبت به کتابهای حوزه دفاع مقدس و ادبیات جنگ دغدغهمند بودند و تأکید داشتند لازم است مشابه کتاب «جنگ و صلح» تولستوی را با محوریت دفاع مقدسمان داشته باشیم. توصیهها و پیشنهاداتی که درباره ادبیات و بهخصوص ادبیات دفاع مقدس داشتند؛ برای من و نویسندگان بسیاری راهگشا بود. خود من با سابقه ۳۰ سال نویسندگیام، تحتتأثیر دغدغههایی که در ارتباط با ادبیات دفاع مقدس و انقلاب داشتند، دو جلدی «کتیبه ژنرال» را نوشتم، کتابی که روایتگر وقایع معاصر کشورمان، طی نیمقرن اخیر است. تقریظهایی که بر کتابهای دفاع مقدس مینوشتند، حاکی از نگاه حمایتگرانه و نقش ایشان در تشویق نویسندگان بود، اعم از نویسندگان جوان و نوقلم، تا آنهایی که با سابقه و تجربه بودند. در عینحال معتقد بودند که نویسندگان و پژوهشگران دفاع مقدس باید مراقب باشند که اثرشان از تحریف در امان بماند و دغدغه این را داشتند که خدا نکند نسلهای بعدی، جنگ تحمیلی عراق علیه کشورمان را با نگاهی همچون جنگهای اول و دوم جهانی ببینند!
تقریظهای انگیزهبخش
تقریظهایی که رهبر شهید بر کتابهای دفاع مقدس مینوشتند تأثیر زیادی در انگیزهبخشی به نویسندگان داشت؛ به خصوص که میدانستند ایشان کتابخوان حرفهای و برخوردار از دانش یک منتقد ادبی بودند. آثار دوتن از شاگردانم در یکی از پروژههای انتشارات «بهنشر» که دبیری آن را برعهده داشتم، مزین به تقریظ رهبر شهید شد؛ ساجده تقیزاده با کتاب «خانوم ماه» و سمیرا اکبری با کتاب «آخرین فرصت». تأثیر تقریظها فقط بر نویسندگان نبود، نقش مهمی در جلب توجه مخاطبان به آثار خوب ایفا میکرد، آنچنان که اغلب اینها به تجدیدچاپهای بعدی میرسیدند؛ نمونهاش کتابهای همین دو نویسنده که به چاپهای سیام و چهلم رسیدند؛ ایشان در راهیابی کتابهای خوب به خانههای مردم نیز نقش مهمی ایفا میکردند.

