سومین حضور پزشکیان در نیویورک؛ انعکاسی از تداوم و تجدید
مهدی زیبائی
دانشیار دانشگاه بینالمللی
امام خمینی(ره)
سومین حضور رئیسجمهوری، مسعود پزشکیان، در صحن عمومی سازمان ملل متحد در شرایطی رقم خورد که ایران در یکی از دشوارترین دورههای تاریخی خود قرار دارد. دورهای که برخی در داخل و دشمنان قسمخورده خارجی در صدد سوق دادن کشور به سوی یک جنگ خانمان سوز و بیپایان برای کشور هستند. در این میان تحلیل گفتمان سخنان رئیسجمهوری در هشتادویکمین مجمع عمومی سازمان ملل انعکاسی از یک تداوم و تجدید در جهتگیری سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران است.
مراد از تداوم، پافشاری پزشکیان بر اصول سیاست خارجی ایران است. این مهم همان حرکت دولت در مسیر شعارهای انقلاب سال 57 اما در چارچوب حوادث و اتفاقات داخلی و خارجی در طول یک سال گذشته بود. انعکاس فجایع رقم خورده در پی حملات وحشیانه آمریکا و اسرائیل به مردم غیرنظامی در جای جای سرزمین ایران به طور عام و ساکنین سرزمینهای جنوبی کشور به طور خاص (فرزندان پرپر شده در میناب و لامرد) بود. اگرچه جنگ در معنی موسع توسط دولتمردان رقم میخورد اما در پشت آن جانهای شریفی است که از دست میرود و حیات بشری را بیمعنی میسازد. کودکانی که صبح روز شنبه مورخ 9 اسفند 1404 فقط برای تحصیل و کسب علم به مدرسه رفته بودند و هیچگاه به خانه برنگشتند. یا جوانانی که برای تمرین و مهارت بدنی به یک ورزشگاه در لامرد رفته بودند به واسطه برخورد موشکهای دشمنان به شهادت رسیدند. پزشکیان با پیوند این کشتار ناجوانمردانه با وقایع حادث شده در فلسطین سعی کرد تصویری واحد از همسویی آمریکا و اسرائیل به جهان مخابره کند. به این معنی که کشتن افراد بیدفاع جزئی از اصول تقابل دشمنان ایران در منطقه است. آمریکای ترامپ با پاک کردن صورت مسأله و خالی کردن غزه از فلسطینیان به دنبال ایجاد صلح و امنیت خیالی در منطقه است. در حالی که آرامش و امنیت تنها در صورتی حاصل میشود که حقوق افراد و در سطحی دیگر دولتها به رسمیت شناخته شود. مسأله حق حیات فلسطینیان و حق دستیابی ایرانیان به انرژی صلحآمیز هستهای دو نقطه از یک خط هستند هر دو با عبور از زیادهخواهی و به رسمیتشناسی حقوق تأیید شده در پروتکلهای بینالمللی زمینهساز صلح و آرامش برای منطقه خاورمیانه و جهان خواهند شد.
شاید استفاده از واژه تجدید برای انعکاس شیوه نوین انتقال پیام از سوی رئیسجمهوری ایران صحیح نباشد. منظور از تجدید صورتبندی نوینی از گفتمان تقابلی ایران است؛ این گفتمان مبتنی بر همان چیزی است که رئیسجمهوری آمریکا از آن با عنوان صلح بر پایه قدرت (Peace through strength) یاد میکند. به این معنی که ایران بنا بر ساختار سیاست خارجی خود و ایدئولوژی حاکم بر آن نمیتواند زیر بار حرف زور برود. این کشور از یک سو به واسطه توان موشکی خود به دشمنان ضربه وارد میکند و از سوی دیگر با تابآوری در برابر فشارهای وارده سعی در دیکته کردن مطالبات قانونی خود در برابر دشمنان دارد. این مسیر به عبارتی خروج از دوگانه میدان و دیپلماسی است. همان دوگانهای که در چند سال اخیر موجب تحلیل رفتن توان سیاست خارجی کشور به واسطه قشونکشیهای داخلی و خیابانی بوده است. در چارچوب یک نگاه واقعگرایانه صلح تنها در صورتی تحقق خواهد یافت که حق طرفین بر مبنای قانون تضمین شود. اگر یک طرف بخواهد با زیادهخواهی خواسته خود را به طرف مقابل تحمیل کند آنگاه دیگر صلحی ظاهر نخواهد شد. این وضعیت دلالت بر یک سرخوردگی خواهد داشت که هر لحظه زمینه انفجار و تقابل شدیدتر را رقم خواهد زد. در نهایت دیگر روند نسبتاً جدید در صحبتهای پزشکیان به عنوان یک رئیسجمهوری میانهرو در ساختار نظام سیاسی جمهوری اسلامی ایران، باز گذاشتن درِ دیپلماسی پیش روی دشمنان ایران بود. در این معنی، ایران راه برونرفت از فضای متشنج کنونی را نظامیزدایی از روند تقابلی و گفتوگوهای سیاسی متعهدانه میداند. به عبارت دیگر، ضروری است هر دو طرف با در نظر گرفتن ملاحظاتی خاص از خواستههای حداکثری خود کوتاه بیایند، سعی نکنند دستاوردهای توافق مشترک را به تندروهای داخلی و خارجی بفروشند، بلکه با احترام به حقوق متقابل و تعهد به اجرای توافقات گام در مسیر تنشزدایی بگذارند.
در خاتمه شایان ذکر است، صحنه تقابل آمریکا و اسرائیل علیه ایران در کنار نتایج فرعی متعدد نظیر تغییر آرایش امنیتی منطقه، گسست در زنجیره تأمین جهانی و... گویای عدم پیروزی نهایی طرفین بر یکدیگر است. ایستادگی و مقاومت ایران مانع از تحقق برنامههای شوم دشمنان برای ایران جغرافیایی شده است و حملات و ضربات شدید ایران به پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه نشان از قدرت توان نظامی کشور دارد. سخنان اخیر رئیسجمهوری تصویری از وضعیت موجود بود. حال توپ در زمین دولتمردان ایالات متحده است تا با فهم شرایط مسیر توافق یا جنگ را انتخاب کنند.

