دکتر عبدالحسین خسروپناه در همایش ملی «تنظیمگری فضای مجازی»:
برخی نوجوانان تا ۹ ساعت از شبانهروز در فضای مجازیاند!
کشور به یک رویکرد فعال و ایجابی در مواجهه با تحولات فناورانه نیاز دارد
همایش ملی «تنظیمگری فضای مجازی» به همت اندیشکده حکمرانی و مرکز مطالعات فضای مجازی و هوش مصنوعی پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و با همکاری نهادهای علمی و فرهنگی کشور در محل پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد. در این نشست، حجتالاسلام دکتر عبدالحسین خسروپناه، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، با تشریح ایده «تنظیمگری حکمی»، بر ضرورت عبور از سیاستهای صرفاً انفعالی و حرکت به سوی سیاستگذاری فعال در مواجهه با تحولات فناورانه تأکید کرد.
علی ذوالفقاری
گروه اندیشه
محور مهم سخنان خسروپناه، تغییر بنیادین «زیستجهان» مخاطبان و بویژه نسل جدید بود؛ تغییری که به باور او، دیگر نمیتوان با الگوهای سنتی رسانه و حکمرانی با آن مواجه شد. او تصریح کرد:«فضای مجازی یک زیستجهان جدید خلق کرده که سبک زندگی و هویت انسان را بازتعریف کرده و حتی حیات حقیقی ما را دگرگون ساخته است.»
او تغییر سبد مصرف رسانهای جامعه را نشانهای از این دگرگونی دانست و با اشاره به وضعیت مصرف تلویزیون گفت:«۳۰ تا ۴۰ درصد جامعه، بیننده فعال و نرمال صداوسیما هستند. این آمار جدا از کسانی است که بینندههای گذرای تلویزیون محسوب میشوند.» آمارها نشان میدهند پلتفرمهای مجازی به بخش مهمی از میدان اصلی مصرف و زیست رسانهای جامعه تبدیل شدهاند.
خسروپناه با استناد به گزارشهای دبیرخانه شورای عالی فضای مجازی گفت:«امروز کودکان زیر ۵ سال بیش از یک ساعت در روز و برخی نوجوانان و جوانان تا ۹ ساعت از شبانهروز را در فضای مجازی سپری میکنند.» این ارقام نشاندهنده انتقال بخش قابلتوجهی از فرآیند تربیت، آموزش، سرگرمی و جامعهپذیری نسل جدید به محیطهای دیجیتال است؛ محیطی که قواعد آن دیگر صرفاً از طریق تولید محتوا تعیین نمیشود و الگوریتمها، پلتفرمها و مدلهای توزیع محتوا نیز در شکلدهی به تجربه کاربران نقش دارند. از این رو، دبیر شورای عالی انقلاب فرهنگی، الگوی «فیلترینگ و تعطیلی» را برای مواجهه با این زیستبوم ناکافی میداند و بر تنظیمگری در سطوح عمیقتر تأکید میکند:«تنظیمگری نباید تنها در ایستگاه پایانی و به شکل انفعالی (تعطیلی و فیلترینگ) وارد عمل شود. تنظیمگری باید به لایه الگوریتمها سرایت کند.» بنابراین، مسأله ما فقط این نیست که چه محتوایی مجرمانه یا مجاز است؛ بلکه مسأله مهمتر آن است که چه سازوکاری تعیین میکند چه محتوایی دیده شود، چگونه دیده شود و چه نوع رفتار و مصرف رسانهای در میان کاربران تقویت شود.
خسروپناه «تنظیمگری حکمی» را برای مواجهه با زیست رسانهای نسل جدید پیشنهاد میکند؛ مدلی که در آن، «غایت انسان اصل است» و شناخت انسان و فناوری باید همزمان صورت گیرد؛ رویکردی که میان حقوق فردی و خیر عمومی تعادل برقرار میکند.

