ایده پزشکیان؛ قدرت سازی برای امنیت

سیدرسول موسوی
دیپلمات پیشین


رابطه میان قدرت ملی و امنیت ملی یکی از بنیادی‌ترین مباحث در مطالعات امنیتی و راهبردی است. اجازه می‌‌خواهم قبل از پرداختن به هرگونه بحث نظری در این ارتباط دیدگاه امام شهیدمان را در این ارتباط مرور کنیم.
امام شهید خامنه‌ای بزرگ درخصوص رابطه قدرت و امنیت ملی می‌‌فرمایند: «بعضی‌ها در تحلیل‌های گوناگون، در فهم عجیب از مسأله تصور می کنند اگر بخواهیم کشور در امنیت باشد، بایستی سراغ ابزارهای حساس‌کننده‌ قدرت‌ها نرویم... بعضی این‌جور قضاوت می‌‌کنند؛ این غلط است. آن چیزی که امنیت را برای یک کشور حفظ می‌‌کند، «قدرت ملی» آن کشور است، قوی بودن آن کشور است؛ قوی بودن از همه‌جهت: قوی بودن در علم، قوی بودن در اقتصاد، قوی بودن در امکان دفاع، قوی بودن در تسلیحات؛ اینهاست که امنیت یک کشور را حفظ و تأمین می‌‌کند. هر وقت ما، بر اثر سوءِ سیاست زمامداران کشورمان، از رفتن به سمت ابزارهای قدرت روگردان شدیم، دشمن بر ما مسلط شد. در دوران قاجار، دوران پهلوی، این مصیبت سر این ملت آمد؛ ملت را قوی نکردند. لذا شما می‌بینید در جنگ بین‌الملل اول و جنگ بین‌الملل دوم- که هیچ کدام به ایران ارتباط نداشت و اعلام بی‌طرفی هم کردند- کشور ما اشغال شد؛ وقتی کشوری توانایی دفاع از خودش را ندارد این‌جور می‌شود دیگر.» در بحث رابطه قدرت ملی با امنیت ملی پرسش اصلی این است که آیا می‌توان بدون قدرت، امنیت داشت؟ پاسخ غالب در ادبیات راهبردی و تجربه تاریخی ایران، منفی است.
خوب است برای ادامه بحث تعریفی  از دو مفهوم قدرت ملی و امنیت ملی داشته باشیم: قدرت ملی مفهومی تعریف‌شده و مشخص است که شامل ابعاد، مؤلفه‌ها، شاخص‌ها و مجموعه‌ای از عوامل ثابت و متغیر می‌شود. قدرت ملی صرفاً توان نظامی نیست، بلکه حاصل برهم‌کنش قدرت نظامی، اقتصادی، فناورانه، نهادی، دیپلماتیک و اجتماعی است. امنیت ملی مفهومی ابهام‌آمیزتر و انتزاعی‌تر است که درهم‌تنیدگی عمیقی با تهدید و قدرت ملی دارد. امنیت ملی بدون توجه به تهدید و قدرت ملی معنا ندارد  و این دو مفهوم پایه‌های لازم و ملزوم برای حکمرانی امنیت ملی محسوب می‌شوند.
بعد از توجه به مفهوم قدرت ملی و امنیت ملی لازم است به نوع رابطه این دو مفهوم توجه کنیم و تأکید نماییم که قدرت به‌مثابه علت و امنیت به‌مثابه معلول است. به عبارتی دیگر ساخت قدرت و اقتدار ملی است که امنیت را تضمین می‌کند. اگر اقتدار کافی در کشوری ایجاد شود، آن کشور مطمئن خواهد شد که بدون تهدیدهای داخلی و خارجی به اهداف عالی خود می‌رسد. مؤلفه‌های قدرت ملی در چهار حوزه اصلی قابل دسته‌بندی هستند: اقتصادی، سیاسی، نظامی و فرهنگی. کشوری که در جست‌وجوی امنیت است چاره‌ای جز دستیابی به قدرت ندارد و قدرت هم فقط قدرت سخت نیست و قدرت نرم و قدرت هوشمند و مؤلفه‌های آن بخش جدایی‌ناپذیر آن است. در همین تقابل کنونی ایران و آمریکا بخوبی شاهدیم که قدرت سخت نظامی آمریکا که بدون شک ده‌ها برابر قدرت نظامی ایران است در مقابل قدرت هوشمند ایران که توانسته قدرت سخت را با قدرت نرم درهم آمیزد فرو مانده است. نکته مهم دیگری که در بحث رابطه قدرت ملی با امنیت ملی باید بدانیم این است که حلقه‌های امنیتی (نظامی-سیاسی-فرهنگی-اقتصادی) با حلقه‌های تهدیداتی (اقتصادی-فرهنگی-سیاسی-نظامی) رابطه معکوس یکدیگرند. این بدان معناست که آسیب‌پذیری اقتصادی می‌تواند به تهدید امنیتی تبدیل شود، در حالی که قدرت نظامی نقش سپر امنیتی را ایفا می‌کند.
از میان عوامل قدرت ملی، مواردی که  تاثیر منفی دارند عبارتند از: تک‌پایه بودن اقتصاد (اقتصاد نفتی)، وابستگی اقتصاد به واردات، عدم عضویت در پیمان‌های نظامی و تهاجم فرهنگی. در مقابل، عواملی چون گروه‌های جهادی همگرا، سیاست حمایت از مظلومان و موقعیت ‌هارتلند انرژی به‌عنوان فرصت‌های قدرت‌ساز شناخته می‌شوند.
نکته ظریفی که در ادبیات راهبردی وجود دارد، تفکیک قدرت از اقتدار است. اقتدار چیزی فراتر از قدرت است؛ ممکن است کشوری قدرت داشته باشد اما توان استفاده از آن را نداشته باشد. اقتدار ملی مفهومی مرکب است که هم زمینه نظامی دارد، هم اقتصادی، هم سیاسی، هم سازمانی.
اقتدار ملی سه‌ضلع اصلی دارد: قدرت دفاعی، استحکام و ثبات اقتصادی و توانایی و قوام فرهنگی (تاب‌آوری فرهنگی). اگر این سه رکن به‌طور متوازن تقویت شوند، امنیت پایدار حاصل می‌شود. اما اگر یکی از آنها ضعیف بماند، کل ساخت امنیت آسیب می‌بیند. قدرت ملی پیامدهای متعدد امنیتی دارد. نخست، بازدارندگی در برابر تهدیدات خارجی؛ کشوری که قدرت دفاعی ندارد، در معرض تعرض و دخالت دیگران قرار می‌گیرد. دوم، احساس امنیت عمومی در جامعه که به کاهش هزینه‌های دفاعی و آزادسازی منابع برای توسعه منجر می‌شود. سوم، تقویت هویت ملی و همبستگی اجتماعی؛ قدرت ملی موجب افزایش غرور ملی، عزت عمومی و همبستگی بین مردم و حاکمیت می‌شود. در سطح اقتصادی نیز، اقتدار ملی به بهبود عدالت اجتماعی، کاهش اختلاف طبقاتی، افزایش رفاه عمومی و ایجاد کسب‌وکارهای دانش‌بنیان منجر می‌شود. این پیامدها خود به‌طور بازخوردی قدرت ملی را تقویت می‌کنند و چرخه‌ای مثبت از قدرت و امنیت ایجاد می‌شود. 
جمع‌بندی بحث آن است که راه تأمین امنیت، قدرت است و به همین دلیل است که رئیس جمهور پزشکیان در سخنرانی خود در مجمع عمومی سازمان ملل متحد با صراحت می‌‌گوید: «ایران در ۲۰۰ سال گذشته به هیچ کشوری حمله نکرده است، همیشه از خودش دفاع کرده است ولی امروز متهم به عامل ناامنی در منطقه شده است. این رویکرد باعث شده ما راهبرد خود را این‌گونه انتخاب کنیم که ما قدرت می‌‌خواهیم که بتوانیم از خودمان دفاع کنیم، قدرت نمی‌خواهیم که تجاوز کنیم؛ انرژی را برای توسعه می‌خواهیم و برای ساختن بمب، تخریب و تهدید جوامع نمی‌خواهیم و برای امنیت می‌‌خواهیم مشارکت کنیم.» اگر سخن امام شهید را که در اول این نوشتار آوردیم با سخن رئیس جمهوری که در پایان نوشتار آوردیم در کنار هم ببینیم می‌‌توانیم نتیجه‌گیری کنیم که: جمهوری اسلامی ایران برای تحقق حکمرانی متعالی امنیت ملی باید رویکرد «قدرت‌محوری» و «امنیت‌محوری» را جایگزین رویکرد «تهدیدمحوری» کند. این بدان معنا نیست که تهدیدات نادیده گرفته شوند، بلکه به این معناست که تمرکز راهبردی باید بر ساختن قدرت درون‌زا باشد، نه صرفاً واکنش به تهدیدات.
قدرت درون‌زا که مجموعه‌ای از منابع مولد قدرت و اقتدار است، باعث استحکام ساخت درونی نظام می‌شود. استفاده از مؤلفه‌های قدرت ملی بومی برای دفع تهدید و ایجاد امنیت امری ضروری است و کم‌توجهی به عوامل قدرت‌ساز بومی، اثربخشی و استحکام امنیت ملی را از بین می‌برد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • ایران زمین
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
  • کتاب
  • خودرو
  • حوادث
  • گزارش
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و دو
 - شماره نه هزار و صد و سی و دو - ۰۴ مهر ۱۴۰۵