وحدت ملی از همراهی تا مشارکت
فاطمه مهاجرانی
سخنگوی دولت
رئیسجمهوری در مجمع عمومی سازمان ملل از ایرانی سخن گفت که برای دفاع از خود از کسی اجازه نمیگیرد و برای رسیدن به صلح از گفتوگو نمیگریزد. در آن سخنرانی، تصویر کودکان قربانی جنگ و روایت ایستادگی مردم در کنار موضع روشن ایران درباره صلح قرار گرفت. این دو، بخشهایی از یک سخن واحد بودند: ما خواهان امنیت و آرامش برای مردم خود هستیم و برای پاسداری از آن، با همه توان ایستادهایم.
آقای پزشکیان در میان سخنانش جملهای گفت که برای ما در دولت معنایی فراتر از یک موضع در عرصه بینالمللی دارد: «مردم قدرت ما هستند و ما با قدرت مردم ایستادهایم.» این جمله بیانگر نگاه دولت به منشأ قدرت ایران است. مردم در روزهای تهدید، با وجود همه دشواریهایی که بر زندگیشان تحمیل شد، پیوند خود را با کشورشان حفظ کردند. دولت این همراهی را دیده و قدر آن را میداند؛ همراهیای که باید با خدمت، صداقت و پاسخگویی به آن احترام گذاشت.
سخنرانی رئیسجمهور، فرصتی برای دیدن همین نقطه مشترک در میان دیدگاههای گوناگون بود. حمایتهایی که از موضع او درباره دفاع از ایران و تلاش برای صلح بیان شد، نشان داد میتوان بر سر سرنوشت کشور به هم نزدیک شد. تأکید سیدمحمد خاتمی بر حفظ وحدت ملی نیز در همین مسیر اهمیت دارد. از نگاه ما، هر صدایی که مردم و جریانهای سیاسی را به همراهی برای آینده ایران فرامیخواند، به تقویت این سرمایه مشترک کمک میکند. ما در دولت از چنین همراهیهایی استقبال میکنیم، زیرا عبور از شرایط دشوار به مشارکت همه ظرفیتهای کشور نیاز دارد.
وحدت ملی برای ما به معنای کنار گذاشتن تفاوتها نیست. طبیعی است که مردم درباره مسائل کشور، عملکرد دولت و راهحلهای پیش رو یکسان فکر نکنند. آنچه ما را کنار هم نگه میدارد، تعلق به ایران و مسئولیتی است که نسبت به آینده آن احساس میکنیم. این وحدت باید برای همه مردم جا داشته باشد؛ فارغ از جایگاه اجتماعی، گرایش سیاسی، باور یا نوع نگاهشان به دولت. کسی که از تصمیمی حمایت میکند و کسی که درباره همان تصمیم پرسش یا انتقاد دارد، هر دو در این گفتوگوی ملی سهم دارند.
ما در دولت میدانیم که حفظ وحدت با دعوت و سخنرانی بهتنهایی ممکن نمیشود. وحدت در تجربه مردم از رفتار نهادها شکل میگیرد: در اینکه با آنان محترمانه سخن بگوییم، دشواریهای زندگیشان را بشناسیم و درباره تصمیمهایی که بر زندگیشان اثر دارد توضیح بدهیم. وقتی از معیشت، اشتغال، آموزش، سلامت یا حقوق شهروندی صحبت میکنیم، درباره دغدغههای واقعی خانوادههای ایرانی حرف میزنیم. پاسخگویی به این دغدغهها بخشی از کار هر روز ما برای تقویت انسجام کشور است.
همراهی در روزهای جنگ به ما نشان داد مردم، با همه تفاوتهایشان، چه اندازه نسبت به ایران احساس مسئولیت میکنند. اکنون نوبت ماست که برای حفظ و گسترش این همراهی، مسیر مشارکت آنان را در اداره امور بازتر کنیم. دولت از گفتوگو با گروههای مختلف اجتماعی و سیاسی سود میبرد؛ از تجربه کسانی که در میدان کار و زندگی با مسائل روبهرو هستند و از نقد کسانی که کاستیها را به ما یادآوری میکنند. هرجا بتوانیم تصمیمی را با شناخت دقیقتر اصلاح کنیم، به اعتماد عمومی و در نتیجه به وحدت ملی کمک کردهایم.
این مسئولیت در حوزه اطلاعرسانی نیز روشن است. باید با مردم درباره آنچه انجام دادهایم و آنچه هنوز به نتیجه نرسیده، صادقانه حرف بزنیم. باید مطالبهای را که به دولت میرسد پیگیری کنیم و تا حد امکان، نتیجه آن را به همان مردمی که مطرحش کردهاند بازگردانیم. شنیدن، زمانی معنا پیدا میکند که در شیوه تصمیمگیری و پاسخگویی ما اثر بگذارد. به همین دلیل، ارتباط دولت و مردم باید جریانی پیوسته باشد؛ جریانی که در آن هم توضیح میدهیم و هم میآموزیم.
رئیسجمهوری در سازمان ملل با اتکا به مردم از حق ایران برای دفاع و صلح سخن گفت. پشتوانه این موضع، وحدتی است که همه ایرانیان بتوانند خود را در آن ببینند. وظیفه ما در دولت، پاسداری از این وحدت در عمل است. مردم باید حس کنند قدرتمند هستند؛ حس کنند صدای مطالباتشان شنیده میشود، به آن اهمیت داده میشود و حضورشان در تصمیمهایی که آینده ایران را میسازد اثر دارد.

