نگاهی به تازهترین اثر موسیقایی با موضوع دفاع مقدس و پیوند نسلها
«پهلوون بابا»؛ روایت موسیقایی یک خاطره از جنگ
رضا صائمی
دبیر گروه فرهنگی
نماهنگ «پهلوون بابا» همزمان با آغاز هفته دفاع مقدس و با روایت داستان دو دوست از دو نسل و دو میدان جنگ منتشر شد. این اثر با هدف بازخوانی مفاهیمی همچون ایستادگی، دلاوری و فداکاری تولید شده است.
«پهلوون بابا» داستان دو دوست را روایت میکند؛ یکی از آنها در جنگ هشتساله ایران و عراق حضور داشته و دیگری در جنگ رمضان شرکت کرده است. سازندگان اثر با پیوند دادن روایت این دو نسل، تلاش کردهاند تجربه جنگ و مفاهیم مرتبط با آن را از زاویهای انسانی و بیننسلی بازخوانی کنند.خوانندگی این نماهنگ را محمدرضا اسحاقی و پرواز همای برعهده دارند و موسیقی و تنظیم آن توسط زمان اسماعیلی انجام شده است. مریم رزاقی و پونه نکویی نیز شاعران این اثر هستند. محمود صالحی مدیر تولید موسیقی و پیام میرتبریزیان تهیهکننده و کارگردان «پهلوون بابا» هستند. این نماهنگ به مناسبت آغاز هفته دفاع مقدس و با همکاری بنیاد شهید و امور ایثارگران استانهای تهران، مازندران و گیلان تهیه شده است. اما آنچه «پهلوون بابا» را از یک اثر صرفاً مناسبتی متمایز میکند، انتخاب روایت دو دوست از دو نسل و دو میدان جنگ است. این انتخاب در واقع نقطه ورود اثر به مسألهای مهمتر از بازگویی یک رویداد تاریخی است. مسأله انتقال حافظه جنگ از نسلی به نسل دیگر. جنگ، بویژه برای نسلی که آن را مستقیماً تجربه کرده، صرفاً مجموعهای از تاریخها، عملیاتها و وقایع نظامی نیست، بخشی از خاطره شخصی و جمعی جامعه است. با گذشت زمان، اما فاصله میان نسل تجربهکننده جنگ و نسلهایی که آن را تنها از طریق روایتها و تصاویر میشناسند، بیشتر میشود. در چنین شرایطی، هنر میتواند نقش واسطهای میان تجربه گذشته و ذهنیت امروز ایفا کند. «پهلوون بابا» نیز ظاهراً تلاش میکند همین نقش را برعهده بگیرد.
انتخاب دو شخصیت از دو نسل مختلف، امکان ایجاد نوعی گفتوگوی تاریخی و عاطفی را فراهم میکند. یکی حامل تجربه جنگ ایران و عراق است و دیگری تجربهای از جنگی دیگر را با خود دارد. کنار هم قرار گرفتن این دو روایت، مفهوم فداکاری را از یک واقعه مشخص تاریخی فراتر میبرد و آن را به مفهومی انسانیتر تبدیل میکند، مفهومی که در قالب دوستی، وفاداری و ایستادگی قابل بازخوانی است.
از این منظر، عنوان «پهلوون بابا» نیز اهمیت پیدا میکند. «پهلوان» در فرهنگ ایرانی تنها به معنای فردی نیرومند نیست. این واژه بار اخلاقی و فرهنگی نیز دارد و با مفاهیمی مانند جوانمردی، گذشت و فداکاری پیوند خورده است. اضافه شدن واژه «بابا» به این ترکیب، قهرمان را از یک شخصیت عمومی و دور از دسترس به شخصیتی خانوادگی و ملموس تبدیل میکند. به عبارت دیگر، قهرمان روایت میتواند پدر، دوست یا عضوی از خانواده باشد؛ کسی که خاطره او در زندگی نسل بعد باقی مانده است. از نظر ساختار هنری نیز موسیقی در چنین روایتی اهمیت ویژهای دارد. حضور پرواز همای و محمدرضا اسحاقی در مقام خواننده، در کنار موسیقی و تنظیم زمان اسماعیلی، ظرفیت ایجاد همزمان فضای حماسی و عاطفی را فراهم میکند. در چنین آثاری، موسیقی صرفاً همراه تصویر نیست، بلکه بخشی از فرآیند بازسازی خاطره است و میتواند بار احساسی روایت را افزایش دهد.
در کنار موسیقی، شعر نیز یکی از عناصر تعیینکننده اثر است. حضور مریم رزاقی و پونه نکویی به عنوان شاعران نماهنگ نشان میدهد که کلام در انتقال مفاهیم اصلی اثر جایگاه مهمی دارد. چالش اصلی در این زمینه، ایجاد تعادل میان زبان حماسی و زبان عاطفی است. اثری که درباره جنگ، ایثار و شهادت سخن میگوید، اگر بیش از اندازه به شعار نزدیک شود، ممکن است فاصله خود را با مخاطب امروز افزایش دهد، اما وقتی این مفاهیم در قالب شخصیت، خاطره و رابطه انسانی روایت شوند، امکان همذاتپنداری بیشتری ایجاد میشود.
در مجموع، «پهلوون بابا» را میتوان تلاشی برای بازتعریف روایت جنگ در قالب یک داستان بیننسلی دانست. اهمیت این رویکرد در آن است که جنگ را صرفاً بهعنوان یک واقعه متعلق به گذشته مطرح نمیکند، بلکه بر اثرات آن در حافظه خانوادهها و انتقال تجربه از پدران و مادران به فرزندان تمرکز دارد.شاید مهمترین پرسشی که چنین آثاری پیش روی مخاطب قرار میدهند این باشد که وقتی شاهدان مستقیم یک دوره تاریخی کمتر میشوند، چگونه میتوان خاطره آن دوره را برای نسلهای بعد زنده نگه داشت؟ پاسخ «پهلوون بابا» به این پرسش، استفاده از زبان موسیقی، شعر و روایت انسانی است. روایتی که میکوشد از دل یک مناسبت تقویمی، به موضوعی فراتر یعنی حافظه جمعی، پیوند نسلها و معنای فداکاری در گذر زمان برسد.

