خوانشی از روایت وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از سخنان رئیس‌جمهوری در سازمان ملل

وقتی سوگ به زبان اقتدار سخن می‌گوید

امیرحسین خادمی
روزنامه‌نگار

 
 سخنان سید عباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره حضور مسعود پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل را می‌توان فراتر از یک تمجید سیاسی یا توصیف تشریفاتی خواند. تعبیر «سفیر پیام سوگ، حماسه و اقتدار ملت ایران» در واقع کوششی است برای صورت‌بندی یک روایت فرهنگی‌ـ‌سیاسی از ایرانِ پس از جنگ؛ روایتی که می‌خواهد میان رنج، مقاومت و عقلانیت سیاسی پیوند برقرار کند.  اولین نکته در سخن صالحی، اهمیتی است که به «سوگ» داده می‌شود. او سخنرانی رئیس‌جمهوری را صرفاً یک موضع‌گیری در حوزه سیاست خارجی نمی‌بیند، بلکه آن را حامل حافظه جمعی قربانیان و بازتاب‌دهنده رنج جامعه معرفی می‌کند. از این منظر، حضور رئیس‌جمهوری در سازمان ملل، تنها حضور یک مقام دولتی نیست، بلکه نوعی نمایندگی نمادین از جامعه‌ای است که تجربه خشونت و فقدان را پشت سر گذاشته است. قرار دادن «سوگ» در کنار «حماسه» نیز معنادار است. سوگ در این روایت قرار نیست به انفعال ختم شود، بلکه به نقطه عزیمت یک روایت جمعی از مقاومت تبدیل می‌شود.
 دومین مؤلفه، «حماسه» است. صالحی با این واژه، تجربه جنگ را از سطح یک رخداد نظامی به سطح یک تجربه هویتی ارتقا می‌دهد. «حماسه» در این چارچوب، معنایی فرهنگی دارد: جامعه‌ای که در برابر فشار خارجی ایستاده و از این ایستادگی برای بازتعریف تصویر خود استفاده می‌کند. به همین دلیل است که وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، سخنرانی پزشکیان را با واژگانی چون «اقتدار» و «عزت» پیوند می‌زند. این واژگان بخشی از یک ادبیات سیاسی شناخته‌شده در جمهوری اسلامی هستند که مقاومت را نه صرفاً واکنشی امنیتی، بلکه مؤلفه‌ای از هویت ملی معرفی می‌کنند.
 اما نکته مهم‌تر، همنشینی «اقتدار» با «عقلانیت» است. صالحی نمی‌خواهد تصویر مورد نظرش از سیاست خارجی ایران صرفاً تصویر مقاومت و ایستادگی باشد. او همزمان بر «عزت، حکمت و مصلحت» و نیز امکان مذاکره تأکید می‌کند. این ترکیب، در سطح گفتمانی، تلاش برای عبور از دوگانه «مقاومت یا مذاکره» است. می‌توان بر توان دفاعی و استقلال سیاسی تأکید کرد و در همان حال، مذاکره را به‌عنوان ابزار حل‌وفصل مناقشه نفی نکرد. از این منظر، جمله پزشکیان مبنی بر اینکه «برای دفاع از خود، از جنگ نمی‌ترسیم و برای صلح، از مذاکره نمی‌گریزیم» دقیقاً در نقطه اتصال این دو منطق قرار می‌گیرد. یک سوی این گزاره، بازدارندگی و مقاومت است و سوی دیگر، دیپلماسی و گفت‌وگو. صالحی با برجسته کردن این بخش، در واقع می‌کوشد نشان دهد «اقتدار» در روایت رسمی مورد نظر او الزاماً به معنای نفی دیپلماسی نیست؛ بلکه می‌تواند پیش‌شرط حضور مقتدرانه در مذاکره تلقی شود.
از سوی دیگر، سخن صالحی را باید در چارچوب جایگاه وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز خواند. او وزیر امور خارجه نیست و مستقیماً مسئول توضیح جزئیات سیاست خارجی کشور نیست. بنابراین انتخاب واژگانی همچون «پیام»، «سوگ»، «حماسه»، «نمایندگی» و «ملت» اهمیت پیدا می‌کند. صالحی بیش از آنکه درباره جزئیات دیپلماسی سخن بگوید، درباره معنا و تصویر ایران در افکار عمومی جهانی صحبت می‌کند. در این خوانش، سازمان ملل فقط یک نهاد دیپلماتیک نیست؛ صحنه‌ای برای روایت کردن ایران و تجربه ایرانیان نیز هست.
 تعبیر «۹۰ میلیون ایرانی» نیز در همین چارچوب قابل تأمل است. صالحی می‌گوید رئیس‌جمهوری در سازمان ملل نماینده این جمعیت بوده است. این عبارت، حضور رئیس‌جمهوری را از سطح یک سخنرانی رسمی به سطح نوعی «نمایندگی ملی» می‌برد. البته میان «نمایندگی حقوقی و سیاسی دولت» و «نمایندگی همه جامعه» تفاوت وجود دارد؛ جامعه ایران نیز از نظر دیدگاه‌ها و تجربه‌های سیاسی و اجتماعی یکدست نیست. بنابراین، این تعبیر را بهتر است به‌عنوان روایت نمادین وزیر درباره کارکرد حضور رئیس‌جمهوری فهم کرد، نه توصیفی جامعه‌شناختی از همه ایرانیان.
اهمیت سخنان صالحی شاید بیش از آنکه در توصیف خودِ سخنرانی پزشکیان باشد، در روایت‌سازی درباره معنای آن سخنرانی است. وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی، یک رویداد دیپلماتیک را در قالب یک روایت هویتی و فرهنگی بازخوانی می‌کند؛ روایتی که در آن ایران سوگوار، ایران مقاوم و ایران آماده گفت‌وگو، سه تصویر متعارض نیستند، بلکه سه ضلع یک تصویر واحد از «ایران مقتدر» محسوب می‌شوند. این خوانش نشان می‌دهد واژگان به‌کار رفته از سوی صالحی صرفاً توصیفی نیستند، بلکه در پی شکل ‌دادن به یک چارچوب معنایی مشخص‌اند. ملتی که سوگوار است، اما منفعل نیست، از خود دفاع می‌کند، اما درهای گفت‌وگو را نمی‌بندد و بر استقلال و اقتدار تأکید دارد، بی‌آنکه ضرورت دیپلماسی را انکار کند. از این منظر، سخن وزیر را می‌توان تلاشی برای پیوند دادن «قدرت» و «فرهنگ» دانست؛ یعنی تبدیل تجربه جنگ و مقاومت به روایتی که در عرصه بین‌المللی نیز قابلیت عرضه و فهم داشته باشد.