چرا دانستن ظرفیت زیستی شهر، بدون مسئولیت‌پذیری و عمل، ما را از بحران نجات نمی‌دهد؟

بلوغ زیست‌محیطی؛ شرط بقا برای شهرهای در آستانه بحران

فرزاد گودرز
کارشناس محیط زیست

 بحران‌های زیست‌محیطی تهران، صرفاً نتیجه کمبود منابع یا ضعف زیرساخت نیستند، بلکه بازتاب مجموعه‌ای از عوامل فنی، اقتصادی، نهادی، مدیریتی و رفتاری‌اند که در میان آنها «بلوغ زیست‌محیطی» نقشی تعیین‌کننده در تبدیل دانش به تصمیم و عمل دارد. پرسش اصلی اینجاست: چرا با وجود دهه‌ها گزارش کارشناسی و هشدار، همچنان از ظرفیت‌های طبیعی و زیرساختی شهر فراتر می‌رویم؟ پاسخ را نمی‌توان فقط در کمبود دانش یا منابع جست‌وجو کرد؛ بخشی از پاسخ در شکاف میان دانستن، مسئولیت‌پذیری و عمل کردن قرار دارد. هرجا بلوغ زیست‌محیطی در سطح تصمیم‌گیران و جامعه شکل نگرفته باشد، احتمال عبور از ظرفیت‌های طبیعی و زیرساختی افزایش می‌یابد؛ حتی اگر قوانین، دانش فنی و منابع مالی نیز وجود داشته باشند.

چرا دانستن ظرفیت زیستی
کافی نیست؟
هر شهر دارای ظرفیت‌های طبیعی و زیرساختی محدودی است. «ظرفیت زیستی» در اینجا به معنای مجموعه‌ای از توانایی‌های طبیعی، اکولوژیک و زیرساختی شهر برای پشتیبانی پایدار از زندگی، مصرف، تولید و فعالیت‌های انسانی در یک دوره زمانی معین است، بدون آنکه آسیب جدی و غیرقابل‌جبران به بنیان‌های طبیعی، کیفیت زندگی و توانایی بازتولید منابع وارد شود. این ظرفیت شامل منابع آب، کیفیت هوا، ظرفیت خاک، فضای سبز، شبکه حمل‌ونقل، زیرساخت‌های انرژی، سیستم مدیریت پسماند و تاب‌آوری اکوسیستم در برابر فشارهای انسانی می‌شود. ظرفیت زیستی نه یک عدد ثابت، بلکه تابعی از فناوری، الگوی مصرف، تراکم جمعیت و کیفیت مدیریت است که در صورت بی‌توجهی، به سرعت کاهش می‌یابد و قابل بازگشت به حالت اولیه نخواهد بود.
تهران سال‌هاست با فشار فزاینده بر این ظرفیت‌ها مواجه است. آلودگی هوا، بحران آب، فرونشست زمین، ترافیک مزمن و انباشت پسماند، همگی نشانه‌های افزایش فشار بر ظرفیت‌های طبیعی و زیرساختی شهر هستند. اما دانستن ظرفیت زیستی، به‌تنهایی مانع عبور از آن نمی‌شود. ده‌ها گزارش کارشناسی نوشته شده، اما تصمیم‌گیری همچنان تحت تأثیر ملاحظات کوتاه‌مدت و بخشی ادامه یافته است. زیرا مسأله فقط در سطح دانش نیست؛ در سطح تصمیم، اولویت‌گذاری و مسئولیت‌پذیری نیز هست. دانستن محدودیت آب، زمانی ارزش پیدا می‌کند که در سیاست‌گذاری، صدور مجوز، الگوی ساخت‌وساز و مصرف شهروندان منعکس شود. اینجا دقیقاً جایی است که مفهوم «بلوغ زیست‌محیطی» اهمیت پیدا می‌کند.

 بلوغ زیست‌محیطی چیست؟
بلوغ زیست‌محیطی یعنی توانایی فرد در درک این واقعیت که هر تصمیم او بر ظرفیت‌های طبیعی و زیرساختی شهر، کیفیت زندگی دیگران و آینده جمعی اثر می‌گذارد و سپس عمل کردن بر اساس این درک، مستقل از رفتار دیگران. بلوغ زیست‌محیطی صرفاً به معنای داشتن اطلاعات محیط‌زیستی نیست. ممکن است فردی اطلاعات فراوانی داشته باشد، اما در عمل رفتاری متناسب با آن دانش نداشته باشد. فاصله میان «دانستن» و «عمل کردن» مهم‌ترین نقطه‌ای است که بلوغ زیست‌محیطی خود را نشان می‌دهد.
این مفهوم سه مؤلفه اصلی دارد:
درک پیوستگی: فرد بالغ می‌داند که مصرف آب، انرژی، تولید پسماند، شیوه جابه‌جایی و الگوی سکونت او با وضعیت محیط زیست و کیفیت زندگی دیگران پیوند دارد. او می‌فهمد که تصمیم‌های فردی در مقیاس میلیون‌ها نفر، به پیامد جمعی تبدیل می‌شوند.
مسئولیت متناسب با جایگاه: همه مسئول‌اند، اما همه به یک اندازه اثرگذار نیستند. شهروند عادی با صرفه‌جویی در مصرف آب مسئولیت خود را انجام می‌دهد. اما شهردار، وزیر یا مدیر ارشد، به دلیل دامنه اثرگذاری، مسئولیتی سنگین‌تر دارند. بلوغ زیست‌محیطی زمانی معنا پیدا می‌کند که فرد، حتی پس از دستیابی به قدرت، منافع عمومی و حقوق نسل‌های آینده را بر منافع شخصی و ملاحظات کوتاه‌مدت ترجیح دهد.
استقلال از رفتار دیگران: فرد نابالغ می‌گوید: «وقتی دیگران رعایت نمی‌کنند، چرا من رعایت کنم؟» اما فرد بالغ می‌داند که درستی یک رفتار، وابسته به عملکرد دیگران نیست. بلوغ یعنی مسئولیت خود را به رفتار دیگران مشروط نکنیم.

چرا بحران امروز نتیجه نبود بلوغ زیست‌محیطی است؟
اگر در دهه‌های گذشته سطح بلوغ زیست‌محیطی در میان تصمیم‌گیران بالاتر بود، بسیاری از بحران‌های امروز یا شکل نمی‌گرفتند یا با شدت کمتری مواجه می‌شدند. آلودگی هوای تهران محصول توسعه خودرو‌محور، وابستگی به سوخت‌های فسیلی و کاستی‌های حمل‌ونقل عمومی است. فرونشست زمین حاصل برداشت بی‌رویه از منابع آب زیرزمینی است. بحران پسماند نیز حاصل دهه‌ها تأخیر در استقرار نظام جامع مدیریت پسماند است.
این مسائل صرفاً مشکلات فنی نیستند. برای حل آنها دانش، فناوری، زیرساخت و منابع مالی ضروری‌اند؛ اما هیچ‌کدام به‌تنهایی کافی نیستند. ریشه مشترک بسیاری از آنها در تصمیم‌هایی دیده می‌شود که در آنها ظرفیت‌های طبیعی و منافع بلندمدت به اندازه کافی در اولویت قرار نگرفته‌اند. مسأله فقط این نیست که «آیا راه‌حل را می‌دانستیم؟» بلکه این است که «آیا به اندازه کافی مسئولیت داشتیم که آن را اجرا کنیم؟» بلوغ زیست‌محیطی دقیقاً در فاصله میان این دو پرسش قرار می‌گیرد.

مدیران چگونه بر بلوغ جامعه
اثر می‌گذارند؟
مدیران صرفاً سیاست‌گذار نیستند؛ آنها سازندگان هنجارهای اجتماعی نیز هستند. اول، رفتار آنان الگوی عمومی جامعه را شکل می‌دهد. اگر مدیران مصرف‌گرا باشند، مصرف‌گرایی عادی می‌شود. اگر قانون‌گریز باشند، قانون‌گریزی مشروعیت پیدا می‌کند. رفتار صاحبان قدرت، پیامی اجتماعی است که فرهنگ عمومی را در جهت بلوغ یا نابالغی زیست‌محیطی سوق می‌دهد.
دوم، مدیران سطح اعتماد عمومی را تعیین می‌کنند. اعتماد اجتماعی یکی از پیش‌نیازهای رفتار مسئولانه است. هرچه اعتماد بیشتر باشد، همکاری شهروندان برای حل مسائل جمعی افزایش می‌یابد. شهروند زمانی راحت‌تر مسئولیت می‌پذیرد که احساس کند تصمیم‌گیران نیز قواعد خود را جدی می‌گیرند.
سوم، مدیران می‌توانند استقلال اخلاقی شهروندان را تقویت یا تضعیف کنند. زمانی که قدرت به اصول پایبند باشد، شهروندان نیز انگیزه بیشتری برای رفتار مسئولانه پیدا می‌کنند. در مقابل، فاصله میان قانون و عملکرد، این پیام را منتقل می‌کند که رعایت اصول، امری اختیاری است.

مسئولیت دوگانه
همه ما شهروندیم
مدیران باید تصمیمات خود را بر اساس ظرفیت زیستی اتخاذ کنند و خود حامل بالاترین سطح بلوغ باشند. اما مدیران انسان‌هایی جدا از جامعه نیستند. همه ما پیش از هر چیز شهروند هستیم. شهردار، وزیر یا نماینده مجلس، پیش از آنکه صاحب منصبی باشد، شهروندی است که مسئولیتی بزرگ‌تر بر عهده گرفته است.
بلوغ زیست‌محیطی در سطح مدیران یعنی توانایی ترجیح منافع عمومی بر منافع شخصی، سیاسی و کوتاه‌مدت. مدیر بالغ تصمیمی را انتخاب می‌کند که به نفع شهر و شهروندان باشد، نه تصمیمی که موقعیت اداری یا محبوبیت سیاسی او را حفظ کند. بخش مهمی از بحران‌های امروز زمانی شکل گرفته‌اند که برخی تصمیم‌گیران با نگاه بخشی یا کوتاه‌مدت تصمیم گرفته‌اند.
در مقابل، شهروندان نیز مسئول‌اند و نباید مسئولیت خود را مشروط به عملکرد مدیران کنند. جامعه‌ای که همه منتظر اصلاح دیگری باشند، هرگز اصلاح نخواهد شد. این مسئولیت دوگانه، اصل اساسی بلوغ زیست‌محیطی است: مدیر باید مسئولیت بزرگ‌تر خود را بپذیرد و شهروند نیز مسئولیت خود را به رفتار دیگران مشروط نکند.

بلوغ زیست‌محیطی
چگونه خود را نشان می‌دهد؟
بلوغ باید در رفتار و تصمیم قابل مشاهده باشد. در سطح شهروند، نشانه‌های آن در انتخاب‌های روزمره دیده می‌شود: الگوی مصرف، نحوه استفاده از آب و انرژی، شیوه جابه‌جایی، مدیریت پسماند و رعایت حقوق دیگران.
در سطح مدیر، بلوغ در کیفیت تصمیم‌ها مشاهده می‌شود: آیا تصمیم بر اساس داده و شواهد گرفته می‌شود؟ آیا پیامدهای بلندمدت دیده می‌شوند؟ آیا منافع عمومی بر منافع شخصی ترجیح داده می‌شود؟ آیا مدیر مسئولیت پیامد تصمیم خود را می‌پذیرد؟ آیا در صورت خطا، آن را اصلاح می‌کند یا برای حفظ جایگاه توجیه می‌کند؟ بلوغ زیست‌محیطی را می‌توان در فاصله میان «دانستن» و «عمل کردن»، میان «قدرت» و «مسئولیت» و میان «خطا» و «اصلاح» مشاهده کرد.

جمع‌بندی
در یادداشت اول که با عنوان «تهران چند نفر را می‌تواند تحمل کند» و در تاریخ ۱۲ خرداد ۱۴۰۵  به چاپ رسید گفته شد که تهران دارای ظرفیت زیستی محدودی است. در یادداشت دوم که با عنوان «شورای شهر؛ مدیر توسعه تهران یا نگهبان ظرفیت زیستی آن؟» در تاریخ 15 شهریور 1405 چاپ شد، تأکید شد که شورای شهر باید امین این ظرفیت باشد. اکنون گام سوم: حفاظت از ظرفیت زیستی بدون بلوغ زیست‌محیطی ممکن نیست.
تهران امروز به این بلوغ نیاز دارد؛ بلوغی که هم مدیر را از تصمیم‌گیری کوتاه‌مدت بازدارد و هم شهروند را از بی‌تفاوتی. در این نگاه، مسأله اصلی تقابل «دولت» و «مردم» نیست. همه ما شهروندیم؛ اما برخی در جایگاه قدرت قرار می‌گیرند. تفاوت در دامنه اثرگذاری تصمیمات است. هرچه قدرت بیشتر باشد، نیاز به بلوغ زیست‌محیطی بیشتر خواهد بود.
کیفیت حکمرانی بازتاب کیفیت شهروندانی است که به قدرت رسیده‌اند. اگر شهروندان پیش از ورود به مدیریت، به بلوغ نرسیده باشند، همان نگاه کوتاه‌مدت را به ساختار حکمرانی منتقل می‌کنند. اما اگر بلوغ شکل گرفته باشد، قدرت به ابزاری برای حفاظت از ظرفیت زیستی تبدیل می‌شود. شهرها پیش از آنکه از کمبود منابع شکست بخورند، ممکن است از ناتوانی انسان‌ها در مدیریت مسئولانه منابع شکست بخورند. از این رو، بلوغ زیست‌محیطی شرط ضروری حکمرانی پایدار و بقا در شهرهای در آستانه بحران است.
پرسش کلیدی که این یادداشت به‌جا می‌گذارد این است: اگر بلوغ زیست‌محیطی راه‌حل است، نقش مردم و نخبگان در تحقق آن چیست؟ و چگونه می‌توان این بلوغ را اندازه‌گیری کرد؟ پاسخ این پرسش‌ها، محور یادداشت‌های بعدی خواهد بود.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • کتاب
  • خودرو
  • زیست بوم
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و یک
 - شماره نه هزار و صد و سی و یک - ۰۲ مهر ۱۴۰۵