«قدرت برای صلح» در برابر «صلح از طریق قدرت»

هادی خسروشاهین
سردبیر

نطق شب گذشته پزشکیان در مجمع عمومی سازمان ملل شاهکاری غیر منتظره بود.رئیس‌جمهوری دقیق و بدیع صورت بندی جدیدی از دکترین سیاست خارجی ایران ارائه کرد.آنچه در کانون این سخنان قرار می‌گرفت در واقع تز اصلی پزشکیان برای سیاست خارجی بود و در عین حال به‌وضوح قدرت غیریت‌سازی خودش را به رخ می‌کشید.«قدرت برای صلح» نه «صلح از طریق قدرت»از ترکیب دو کلیدواژه به ظاهر متضاد شکل می‌گیرد اما در واقع با هنرمندی به یک یگانه وزین و تئوریک تبدیل می‌شود.اگر در «صلح از طریق قدرت»، قدرت تبدیل به غایت می‌شود و صلح محصول اعمال قدرت است، در «قدرت برای صلح»قدرت ابزار حفظ امکان صلح است، نه جایگزین صلح.  در این چارچوب«برای دفاع از خود از جنگ نمی‌ترسیم» معرف قدرت است و «برای صلح از مذاکره نمی‌گریزیم»مصداق عینی برای صلح و صلح خواهی ایران.در این چارچوب قدرت بر پایه بازدارندگی و نه جنگ طلبی تعریف می‌شود و سویه اصلی آن نیز بطور طبیعی ابراز تهدید معتبر در مقابل دشمن خواهد بود.حتی در مرحله شکست بازدارندگی و عملیاتی شدن نبرد متجاوزانه باز آنچه از جنبه قدرت مورد توجه قرار می‌گیرد؛دفاع جانانه است و نه جنگ طلبی.در واقع در ادبیات پزشکیان قدرت، استفاده از نیروی نظامی در مواقع اضطرار و حتی ابراز تهدید معتبر همگی مقوم بازدارندگی و صلح هستند.بدین ترتیب واژگانی که حتی در روابط بین‌الملل بعضاً به عنوان دوگانه‌های مفهومی تصویر می‌شوند، در این نطق همه اجزایی از کلان‌طرح صلح در سیاست خارجی هستند.
علاوه بر این ما در تز رئیس‌جمهوری با زنجیره مستحکمی از مفاهیم و کاربست آنها برای تحقق صلح و ثبات بین‌المللی مواجه هستیم. در این زنجیره قدرت عامل بازدارندگی و همینطور عامل موفقیت در دفاع از خود تلقی می‌شود.در همین بستر(نه در سناریوی جایگزین یا رقیب)، مذاکره به مثابه راهی جهت برقراری اعتماد و سپس حل اختلافات به تصویر کشیده می‌شود و همینطور پیشبرد چندجانبه‌گرایی و احترام به حاکمیت داخلی بازیگران، تأمین کننده صلح و ثبات بین‌المللی خواهد بود.
اما پزشکیان در نطق مجمع عمومی سازمان ملل تنها بر عناصر مقوم «قدرت برای صلح»تمرکز نمی‌کند بلکه تلاش می‌کند با تشریح عناصر گفتمان رقیب‌اش یعنی «صلح از طریق قدرت» وپیامدهای ضد بشری آن و ضدیت‌اش با صلح و ثبات بین‌المللی، رجحان تز خود را به رخ بکشاند.او در این مسیر با در دست گرفتن تصاویر جنایات آمریکا و اسرائیل در میناب و لامرد به‌خوبی نشان داد که «صلح از طریق قدرت» نه تنها صلح نیست بلکه تزی است که صرفاً به آنتی‌تزش پر و بالی برای حاکم کردن سیاهه جنگ بر نظام جهانی می‌دهد.اما پرسش مهمی در اینجا خلق می‌شود که چگونه استفاده از واژگانی مشابه در دو تز به نتایج متباین ختم می‌شود.پزشکیان تقریباً با تصویرسازی‌های متعدد به وضوح به این تباین معنایی پاسخ می‌دهد.بر این اساس می‌توان قدرت در تز آمریکایی را معادل زور در نظر گرفت و صلح را هم نه صلح بین‌المللی که صلح آمریکایی قلمداد کرد.منظور از صلح آمریکایی نظمی است که در آن قدرت هژمونیک، قواعد و حدود قابل‌قبول رفتار سایر بازیگران را تعیین می‌کند.
در چنین بستری، استانداردهای دو گانه در مواجهه با جنگ و صلح؛ بی عدالتی‌های بین‌المللی و استفاده ابزاری از حقوق بشر و پرونده‌های اتمی امکانی برای تحقق می‌یابد و همچنین به‌دلیل پیگیری سیاست‌های یکجانبه‌گرایانه توسط کاخ سفید نتیجه‌ای جز صلح آمریکایی از تز «صلح از طریق قدرت»عاید جهان نمی‌شود.اما پزشکیان با اشاره به اینکه «ایران خواهان جنگ نیست و راه آینده گفت‌و‌گو، اعتماد، احترام به حاکمیت کشورها و چندجانبه‌گرایی است.»وجه تمایز گفتمان ایرانی را با تز آمریکایی آشکارا نشان می‌دهد.بدین ترتیب درست در نقطه مقابل تز ترامپ و رفقایش، قدرت و صلح در تز  رئیس‌جمهوری ایران معنایی دیگر پیدا می‌کنند.در اینجا قدرت نه به مثابه زور که همپای ظرفیت و آمادگی برای دفاع از خود تعریف می‌شود و صلح نیز در قد و قامت جهانشمول آن ظاهر می‌گردد تا امکانی برای زندگی یکی در کنار دیگری فراهم شود.البته اگر دقیق‌تر بنگریم، صلح مدنظر پزشکیان بجز تز حاکم بر کاخ سفید «دیگری گفتمانی» دومی هم دارد و آن آرمان صلح در نظریه ایده‌آلیست‌های روابط بین‌الملل است.در واقع از همین وجه تمایز، بازدارندگی به مثابه هدف‌گیری رئالیست‌ها برای تحقق صلح بین‌المللی امکان ظهور و بروز می‌یابد والبته دوری جستن از خوشبینی افراطی آرمان گرایان برای کشوری که دو جنگ سنگین را با یک قدرت بزرگ بین‌المللی با موفقیت پشت سر گذاشته، چندان دور از ذهن هم نیست.
اما صرف نظر از بعد نظری این نطق، سخنرانی روز گذشته پزشکیان در نیویورک را باید اولین روایت راهبردی منسجم ایران پس از جنگ قلمداد کرد و به همین دلیل هم مخاطبان این نطق غیرمنتظره از اهمیت بسزایی برخوردار می‌شوند.به نظر می‌رسد تصویرها و مثال‌های الحاقی «قدرت برای صلح» که در جای جای سخنان رئیس‌جمهوری وجود دارد، اول از همه پیام روشنی به طرفداران «صلح از طریق قدرت» است که ایران بخشی از راهبرد صلح جویانه خود را به دفاع همه جانبه اختصاص داده است و البته این پیام برای افکار عمومی بین‌المللی خوف و رجایی هم ایجاد نمی‌کند چرا که ایران دفاع میهنی را در مقابل مذاکره و گفت‌و‌گو تعریف نکرده و اتفاقاً در روایت راهبردی‌اش برای توان نظامی و توان دیپلماتیک جایگاه همسنگ تعریف کرده است.
و شاید مهم‌تر از همه، منطق «قدرت برای صلح» فقط در سیاست خارجی قابل خواندن نباشد. اگر قدرت در برابر دیگری برای دفاع و مذاکره در برابر دیگری برای صلح تعریف می‌شود، در سیاست داخلی نیز می‌توان از همین منطق برای فهم وفاق استفاده کرد: حفظ انسجام و قدرت ملی نه برای حذف دیگری، بلکه برای فراهم‌کردن امکان گفت‌وگو و همزیستی سیاسی.
شاید مهم‌ترین آزمون «قدرت برای صلح»، نه فقط در بیرون از مرزها که در درون مرزها باشد.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • کتاب
  • خودرو
  • زیست بوم
  • ورزشی
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و سی و یک
 - شماره نه هزار و صد و سی و یک - ۰۲ مهر ۱۴۰۵