تحلیل جنگ تحمیلی اخیر از دیدگاه وحید عابدینی، استاد مطالعات ایران در دانشگاه اوکلاهمای آمریکا
از «روی پای خود ایستادن» تا «با دیگران راه رفتن»
ایران چگونه میتواند قدرتمند باشد، بیآنکه تنها بماند؟
سینا نکویی
گروه اندیشه
در نشست نقد و بررسی کتاب «بر لبه تنهایی» اثر ولی نصر، استاد دانشگاه جانز هاپکینز آمریکا، که در کتابخانه ملی ایران برگزار شد، دکتر وحید عابدینی، استاد مطالعات ایران در دانشگاه اوکلاهمای آمریکا و یکی از مترجمان این اثر، از تمایز میان «تنهایی» و «انزوا» در نگاه ولی نصر گفت. از نظر او، تنهایی، نقطه عزیمت ایران برای ساختن تواناییهای مستقل است؛ اما زمانی که تنهایی به انزوا تبدیل شود، کشور نهتنها قادر به ادامه حیات نیست، بلکه امکان ایجاد رابطه، اعتماد و ائتلاف را نیز از دست میدهد. از همین منظر، پرسش اصلی سخنرانی او این بود که چگونه میتوان «روی پای خود ایستاد» بیآنکه این استقلال به انزوای استراتژیک منجر شود.
اعتماد و همراهی جامعه بخشی
از قدرت ملی ایران است
وحید عابدینی برای توضیح ریشههای «تنهایی استراتژیک ایران» تاریخ معاصر ایران را بازخوانی و یک الگوی تاریخی را برجسته کرد: «احساس ناامنی و تنها ماندن ایران در لحظه بحران، همواره محرکی برای بازسازی قدرت ایران بوده است.» در این چارچوب، جنگ ایران و عراق در روایت عابدینی یکی از نقاط شکلدهنده به ساختار امنیتی جمهوریاسلامی است. او یادآور شد که پاسخ ایران به تجربه جنگ فقط افزایش تسلیحات نبود، بلکه باعث پیوند دادن «دفاع» با «بسیج اجتماعی» شد و در کنار تجهیزات نظامی و ظرفیتهای امنیتی، «اعتماد و همراهی جامعه» نیز بخشی از قدرت ملی به شمار
رفت.
میدان و دیپلماسی
دوگانهسازی کاذب
یکی از مهمترین بخشهای سخنرانی این استادیار مطالعات ایران در دانشگاه اوکلاهمای آمریکا، اشاره به این نکته بود که اگر ایران در چند دهه گذشته برای تولید قدرت نظامی و امنیتی سرمایهگذاری کرده، اکنون باید درباره شیوه تبدیل این قدرت به دستاوردهای دیپلماتیک نیز بیندیشد. به همین دلیل او با دوگانه رایج «میدان یا دیپلماسی» مخالفت کرد و گفت که مسأله انتخاب میان این دو نیست، بلکه ایجاد رابطهای کارآمد میان آنهاست. به تعبیر او، «قدرت نظامی باید هزینه دشمنی با ایران را بالا ببرد و دیپلماسی باید منفعت دوستی با ایران را افزایش دهد.»
عابدینی معتقد است: «بسیاری از نهادهای امنیتی و راهبردهای ایران در واکنش به تجربههای تاریخی و محیط بینالمللی شکل گرفتهاند. جنگ ایران و عراق، حضور نظامی آمریکا در منطقه و تحولات پس از ۱۱ سپتامبر، همگی در شکلگیری برداشت ایران از مفهوم امنیت و در نتیجه در تحول نهادهای امنیتی آن مؤثر بودهاند.»
«قدرت اجتماعی» را نمیتوان
در امنیت ملی نادیده گرفت
از نظر او، مسأله اصلی پس از جنگ اخیر صرفاً این نیست که جنگ، جمهوری اسلامی را «قویتر» یا «ضعیفتر» کرده است؛ پرسش مهمتر این است که «جنگ چه نوع جمهوری اسلامی خواهد ساخت؟» او احتمال میدهد جنگ اخیر بر دکترین بازدارندگی، سرمایهگذاری نظامی، جایگاه نهادهای امنیتی و حتی رابطه حکومت و جامعه اثر بگذارد. اما مهمترین پرسش او درباره معنای «خود» است که ایران باید در لحظه خطر بر آن تکیه کند: این «خود» باید دولت، نیروهای مسلح و فناوری و جامعه را دربرگیرد.
برش
کیفیت «قدرت ملی» و نسبت آن با جامعه و جهان
سخنرانی عابدینی را میتوان در سهگانه «قدرت نظامی»، «قدرت دیپلماتیک» و «قدرت اجتماعی» جمعبندی کرد. از نظر او، قدرت نظامی برای بازدارندگی، قدرت دیپلماتیک برای جلوگیری از انزوا و قدرت اجتماعی برای پیوند دادن امنیت ملی با احساس تعلق مردم به کشور ضروری است. او گفت، از دیدگاه ولی نصر، کشوری که برای دفاع از خود فقط بر تواناییهای نظامی تکیه کند، ممکن است قدرتمندتر شود، اما الزاماً از تنهایی خارج نمیشود. خروج از تنهایی، زمانی رخ میدهد که قدرت نظامی بتواند بازدارندگی ایجاد کند، جامعه پشتوانه آن باشد و دیپلماسی بتواند این قدرت را به «اعتماد، تفاهم و ائتلاف» تبدیل کند: «ایران میتواند آنقدر قدرتمند باشد که برای امنیت خود به دیگری وابسته نباشد، آنقدر متکی به جامعه باشد که قدرتش از مردم جدا نشود و آنقدر در دیپلماسی توانمند باشد که استقلالش به انزوا تبدیل نشود.»

