علی ماجدی، سفیر پیشین در آلمان در گفت و گو با « ایران» تشریح کرد
فرصت های دیپلماتیک پزشکیان در نیویورک
فاطمه غریبی / گروه دیپلماسی- سفر مسعود پزشکیان، رئیسجمهوری به نیویورک برای شرکت در هشتادویکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در شرایطی انجام شده است که تحولات پرشتاب منطقهای و بینالمللی، ضرورت استفاده از ظرفیتهای دیپلماتیک برای کاهش تنشها و باز کردن مسیرهای گفتوگو را بیش از گذشته مورد توجه قرار داده است. علی ماجدی، سفیر پیشین ایران در آلمان در گفتوگو با «ایران»، با اشاره بر اینکه مهمترین پیام سیاسی و دیپلماتیک ایران در این سفر باید توجه جامعه بینالمللی به ضرورت رعایت قواعد و مقررات بینالمللی باشد، گفت که ایران همواره در کنار دفاع از خود تلاش کرده است حقوق و منافعش را از مسیرهای قانونی و دیپلماتیک پیگیری کند. او همچنین با تأکید بر ضرورت بازگشت کشور به مسیر توسعه و رشد اقتصادی، پایان جنگ در چارچوب اصول نظام را ضرورتی برای آینده ایران دانست و بر اهمیت استفاده از فرصت حضور در نیویورک برای پیشبرد دیپلماسی کشور تأکید کرد. این دیپلمات پیشین همچنین معتقد است محدودیتهایی که از سوی آمریکا برای هیأت ایرانی اعمال شده است، نباید ارزش و اهمیت سفر رئیسجمهوری و ظرفیتهای دیپلماتیک آن را تحتالشعاع قرار دهد و ایران باید از این فرصت برای پیشبرد گفتوگو و بازکردن مسیرهای دیپلماتیک استفاده کند.
با توجه به سفر رئیسجمهوری به نیویورک و حضور وی در مجمع عمومی سازمان ملل متحد، به نظر شما مهمترین پیام سیاسی و دیپلماتیکی که ایشان میتوانند به جامعه بینالمللی منتقل کنند چیست؟ از دیدگاه شما رئیسجمهوری باید بر چه محورهایی تأکید کند تا این سفر بیشترین دستاورد و بهرهوری را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه داشته باشد؟
به نظر من، مهمترین پیام سیاسی و دیپلماتیکی که آقای پزشکیان میتوانند در این سفر به جامعه بینالمللی منتقل کنند، تأکید بر ضرورت پایبندی به مقررات و قواعد بینالمللی و پیامدهای نادیده گرفتن آنهاست. با توجه به اینکه آغازگر جنگ، آمریکا و اسرائیل بودند، حضور رئیسجمهوری ایران در مجمع عمومی سازمان ملل متحد که نمایندگان طیف گستردهای از کشورهای جهان در آن حضور دارند، فرصتی مهم برای طرح این مسأله در سطح بینالمللی است. ایران میتواند با موضعی روشن و قاطع، با تشریح آنچه در جریان جنگ رخ داده، مشخص کند که از نگاه ایران کدام کشورها قواعد و مقررات بینالمللی را نادیده گرفته و بدون توجیه قابل قبول دست به اقدام نظامی زدهاند. اهمیت این موضوع از آن جهت بیشتر است که در جریان این حملات، مواردی نیز رخ داد که مصداق جنایت جنگی است؛ از جمله حمله به یک مدرسه، یک محله مسکونی و یک مراسم عروسی. به نظر من، اشاره صریح به این موارد در سخنان رئیسجمهوری میتواند ابعاد انسانی و حقوقی این جنگ را برای افکارعمومی و جامعه بینالملل روشنتر کند و نشان دهد که مسأله ایران به ضرورت رعایت قواعدی بازمیگردد که برای جلوگیری از چنین وقایعی در نظام بینالملل شکل گرفتهاند. در عین حال، پیام ایران نباید صرفاً بر اعتراض به نقض این قواعد متمرکز بماند؛ بلکه لازم است بر رویکرد دوگانه ایران نیز تأکید شود: «دفاع از کشور در برابر تجاوز، در کنار پیگیری حقوق و منافع ملی از مسیرهای قانونی و دیپلماتیک.»
ایران همواره اعلام کرده که کشوری صلحطلب است و در عین دفاع از خود، مسیر دیپلماسی را مسدود نکرده است. بنابراین میتوان از تریبون مجمع عمومی تأکید کرد که جمهوری اسلامی ایران همچنان گفتوگو و سازوکارهای دیپلماتیک را بهعنوان یکی از مسیرهای استیفای حقوق خود بازمیگذارد؛ مشروط بر اینکه این مسیر بر مبنای احترام به حقوق، قواعد بینالمللی و منافع متقابل دنبال شود.
به نظر شما سفر رئیسجمهوری به نیویورک چه ظرفیتهای دیپلماتیکی را میتواند در حاشیه برگزاری مجمع عمومی سازمان ملل متحد ایجاد کند؟ با توجه به شرایط کنونی و ضرورت کاهش تنشها، دیدار و گفتوگو با سران کدام کشورها میتواند در این زمینه مؤثر باشد؟
باید بپذیریم که ایران در جریان جنگ اخیر دفاع جانانهای داشت و لازم است از نیروهای نظامی کشور نیز به دلیل دفاع از کشور قدردانی شود. با این حال، دفاع از کشور یک وجه ماجراست و پیگیری صلح و جلوگیری از تکرار جنگ، وجه دیگر آن. ایران همواره اعلام کرده که به دنبال صلح است، طبیعی است که در کنار قدرت دفاعی از ظرفیت دیپلماسی نیز برای تأمین همین هدف استفاده کند. مجمع عمومی سازمان ملل متحد دقیقاً از همین منظر اهمیت پیدا میکند.
این رویداد یکی از معدود مقاطعی است که تقریباً همه کشورها در بالاترین سطوح سیاسی از سران و معاونان رئیسجمهوری گرفته تا وزرای امور خارجه در یک نقطه گرد هم میآیند.
بنابراین حضور در نیویورک به معنای دسترسی مستقیم به طیف گستردهای از بازیگران مؤثر در تحولات منطقه و مناسبات بینالمللی است که در شرایط فعلی نمیتوان آن را نادیده گرفت. بهویژه با توجه به برنامههای اعلام شده و احتمال دیدار رئیسجمهوری آمریکا با سران کشورهای عربی خلیجفارس برای ایران مهم است که در همین سطح نیز فعال باشد و دیدگاه و مواضع خود را مستقیماً با کشورهای مختلف در میان بگذارد. دیپلماسی زمانی معنا پیدا میکند که ایران بتواند با طرفهای مختلف گفتوگو کند، نگرانیها و مواضع خود را توضیح دهد و از شکلگیری برداشتها و تصمیمهایی که بدون حضور ایران درباره کشورمان گرفته میشود، جلوگیری کند. ایران نیز پیش از این نشان داده است که اهل مذاکره است. آقای پزشکیان در اجلاس شانگهای با تعدادی از سران کشورها از جمله رؤسایجمهوری چین، روسیه و امارات متحده عربی و همچنین نخستوزیران هند و پاکستان دیدار و گفتوگو داشتند. اکنون فرصت مشابهی، البته در سطحی رسمیتر و با دامنهای گستردهتر، در نیویورک و در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد فراهم شده است. در چنین شرایطی، استفاده از این ظرفیت به معنای نادیده گرفتن قدرت دفاعی کشور نیست؛ بلکه مکمل آن است. میتوان از دیدارهای رئیسجمهوری برای تبیین مواضع ایران، گفتوگو درباره تحولات منطقه، انتقال مستقیم پیام تهران به طرفهای مختلف و در نهایت تلاش برای کاهش تنشها استفاده کرد. اگر هدف، جلوگیری از جنگ و فراهم کردن زمینه صلح است، نمیتوان از یکی از معدود فرصتهایی که امکان گفتوگوی مستقیم با شمار زیادی از بازیگران مؤثر را فراهم میکند، به سادگی عبور کرد.
با توجه به محدودیتهایی که از سوی آمریکا برای سفر هیأت ایرانی به نیویورک اعمال شده است، از جمله عدم صدور روادید برای برخی اعضای تیم رسانهای رئیسجمهوری، ارزیابی شما از این اقدام چیست؟ به نظر شما، این محدودیتها با چه هدفی اعمال شدهاند و ایران چگونه باید با آن مواجه شود؟
متأسفانه آمریکا در موارد مختلف از موقعیتی که مقر سازمان ملل متحد در خاک این کشور قرار دارد، سوءاستفاده کرده است. نمیتوان انکار کرد که این کشور در بسیاری از مواقع از این موقعیت بهرهبرداری سیاسی کرده است؛ در حالی که مقر سازمان ملل متحد، اگرچه در خاک آمریکاست، متعلق به همه کشورهای عضو این سازمان است. بنابراین، چنین اقداماتی باید مورد تقبیح قرار گیرد.
با این حال، نباید اجازه داد که این محدودیتها ارزش و اهمیت سفر رئیسجمهوری و فرصتهایی را که این سفر برای دیپلماسی ایران فراهم میکند، تحتالشعاع قرار دهد. این سفر میتواند زمینهای برای دیدارها و گفتوگوهای مختلف و پیگیری مجدد مسیر مذاکره فراهم کند و نباید به دلیل محدودیتهایی که آمریکا ایجاد کرده است، این فرصت را از دست بدهیم.
بــــرش
دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا اخیراً اعلام کرده است که از دیدار با آقای پزشکیان استقبال میکند. این پیشنهاد با چه اهدافی مطرح شده است؟ آیا ممکن است یکی از اهداف آن، ایجاد فشار در فضای داخلی ایران و حتی تأثیرگذاری بر روند سفر رئیسجمهوری باشد؟
ترامپ سیاستمداری با الگوی رفتاری متفاوت است و در موقعیتهای مختلف نیز واکنشهای متفاوتی از خود نشان داده است؛ بنابراین ملاحظات درباره نحوه مواجهه مستقیم با او کاملاً قابل درک است. اما از این ملاحظه نباید به این نتیجه رسید که اصل گفتوگو و مذاکره را باید از دستور کار خارج کرد. میان «دیدار مستقیم با ترامپ» و «استفاده از ظرفیت مذاکره» تفاوت وجود دارد و لازم است این دو از یکدیگر تفکیک شوند.
تجربههای گذشته نیز نشان داده که حتی در شرایط دشوار میتوان برای گفتوگو کانالهایی پیدا کرد. برای مثال، آقای قالیباف پیش از این در پاکستان با مقامات آمریکایی دیدار و گفتوگو داشت و نوع گفتار و گفتمانی که در آن دیدار شکل گرفت، نشان داد که در صورت فراهم بودن شرایط، امکان تعامل و انتقال مستقیم دیدگاهها وجود دارد. بنابراین، مسأله را نباید صرفاً به این دوگانه تقلیل داد که یا دیدار رؤسایجمهوری انجام شود یا هیچ گفتوگویی صورت نگیرد. آنچه در این مقطع اهمیت دارد، نگاه کردن به مسأله از زاویه منافع ملی است. ایران باید همزمان از حقوق و منافع خود دفاع کند و به شرایط داخلی و نیاز کشور به آرامش و ثبات نیز توجه داشته باشد. قدرت دفاعی کشور در جنگ اخیر خود را نشان داد و هم نیروهای نظامی و هم مردم در دفاع از کشور ایستادگی کردند اما قدرت ملی فقط در توانایی دفاع در برابر جنگ خلاصه نمیشود. توانایی عبور از جنگ، بازگرداندن ثبات و قرار دادن کشور در مسیر توسعه نیز بخشی از قدرت ملی است.
ایران ظرفیتهای قابلتوجهی برای رشد و توسعه اقتصادی دارد و میتواند از نظر اقتصادی بسیار قدرتمندتر از وضعیت فعلی باشد. مسأله این است که استمرار وضعیت جنگی، این ظرفیتها را برای مدت طولانی درگیر خود میکند. جنگ ممکن است در مقطعی اجتنابناپذیر باشد، اما نمیتواند به یک وضعیت دائمی تبدیل شود. در نهایت، هر جنگی باید به پایان برسد و کشور باید بتواند منابع، انرژی و ظرفیتهای خود را از وضعیت بحران به سمت بازسازی، رشد و توسعه هدایت کند. از این منظر، صلح برای ایران یک ضرورت برای بازگشت کشور به مسیر عادی زندگی و توسعه است. البته سخن از صلح به معنای پذیرش هر شرایطی نیست. ایران به صلحی شرافتمندانه نیاز دارد؛ صلحی که در آن حقوق و منافع جمهوری اسلامی ایران حفظ شود و در عین حال امکان خروج کشور از چرخه تنش و جنگ فراهم شود.
به همین دلیل، درباره دیدار مستقیم با ترامپ شخصاً ملاحظاتی دارم. دشواری اصلی در اینجا نه اصل گفتوگو، بلکه نحوه مواجهه با شخصیتی است که رفتار سیاسی او در موقعیتهای مختلف قابل پیشبینی نیست. نحوه برخورد گذشته او از جمله در مواجهه با رئیسجمهوری اوکراین نشان میدهد که هرگونه دیدار مستقیم در چنین سطحی باید با محاسبه دقیق شرایط و پیامدهای آن انجام شود. اما اگر هدف، استفاده از دیپلماسی برای کاهش تنش و رسیدن به یک مسیر قابل اتکا برای صلح باشد، گزینهها به دیدار رئیسجمهوری با ترامپ محدود نمیشود. در صورت ضرورت، گفتوگوی وزیر امور خارجه ایران با همتای آمریکایی خود نیز میتواند یک کانال مؤثر برای انتقال پیامها، بررسی امکان گفتوگو و مدیریت تنش باشد.
مهم این است که کانال دیپلماسی باز بماند و ایران بتواند از هر ظرفیتی که با حفظ حقوق و منافع کشور به کاهش تنش کمک میکند، استفاده کند. در نهایت، ایران هم دفاع را تجربه کرده و هم ایستادگی را نشان داده است؛ اکنون مسأله این است که چگونه میتوان از این مرحله عبور کرد.

