در حافظه موقت ذخیره شد...
جلال چراغپور؛ مربی پیشین تیم ملی فوتبال در گفتوگو با «ایران»:
در لیگ فشرده فقط نمایش میبینید، نه فوتبال
مهری رنجبر/ برگزاری ۴۹ بازی در پنج هفته لیگ برتر فوتبال، به اضافه بازیهای معوقه، در بازه زمانی ۳۲روزه، چالش جدید فوتبالیستها و باشگاههای ایرانی محسوب میشود؛ چالشی که زنگ هشدار را برای بازیکنان به صدا درآورده است، بویژه بازیکنانی که شانس حضور در تیم ملی برای جام ملتهای آسیای ۲۰۲۶ را دارند.
مربی پیشین تیم ملی فوتبال معتقد است: «ما درسی در فوتبال داریم که چهار کیفیت را نشان میدهد؛ اول، اعمال فوتبالی که باید صددرصد باشد. دوم، این اعمال صددرصدی باید دارای تکرار قابل قبول باشد. یعنی اگر یک حرکت صددرصد باشد، باید حرکت دوم و سوم هم صددرصد و مکرر باشد. سوم، استراحت معقول بین حرکتها؛ یعنی اگر یک حرکت در سه ثانیه استارت میزند، بعد از ۲۵ تا ۳۰ ثانیه حرکت دیگری را استارت بزند و این استراحت هم مداوم و معنادار باشد. مثلاً عثمان دمبله با حرکت در کناره زمین دو نفر را دریبل میزند و بعد از شوت، ریکاوری میکند و اگر بعد از ۳۰ ثانیه توپ به او برسد، همان انفجار، واکنش و کارایی را دارد و بعد برمیگردد به استراحت منطقی درست؛ نه اینکه دو، سه دقیقه بایستد. همان ۳۰ ثانیه را برای پنج ثانیه حداکثر فعالیت دارد. اگر هرکدام از این موارد دستکاری شود، شدت فعالیت فوتبال را پایین میآورد و تبدیل به اکستنشن میشود. حرکت همان است، اما در فواصل زمانی گسترده انجام میشود؛ یعنی در سه یا چهار دقیقه فرار میکند، توپ نمیخواهد، توپ به او برسد پس میدهد، بدون توپ فرار نمیکند، خلق موقعیت یا فضا نمیکند، از یارش عبور نمیکند و حتی شاید چهار دقیقه کاری انجام نمیدهد. وینیسیوس جونیور هم زیر ذرهبین این چهار دستور، از همین قانون تبعیت میکند یا حتی امباپه پشت سر هم استارت نمیزند. مسی هم در اوج خود این کار را نمیکند. این مسأله در بازیکنانی که کارشان با استارت است به چشم میآید، اما بازیکنانی که کارشان استارت نیست، به چشم نمیآیند. با وجود این، نقشه گرمایش بدن آنها در آنالیزهای دقیق دستگاههای پیشرفته نشان میدهد یک بازیکن بعد از حرکت انفجاری، کمی از لحاظ تجربی استراحت میکند و کمی هم بدنش برای حرکت بعدی اجازه نمیدهد.»
او درباره بالا بردن اشتیاق بازیکنان فوتبال ایران میگوید: «هر چیزی حدی دارد؛ حتی اشتیاق بازی. بدون شک خوردن مداوم غذاهای خوشمزه هم اشتیاق را از بین میبرد یا با زیاد خوابیدن، دیگر اشتیاقی برای خوابیدن نمیماند. در فوتبال، بازیکن با هوش حیاتی احساس میکند به کل ارگانیزم بدنش فشار میآید. در واقع، اشتیاق ژنومی، وجودی و حیاتی است. بازیکن خودش متوجه میشود فعالیتش زیاد باشد، ضربان قلبش بالا میرود و حالش خوش نیست. حتی دست باز میکند، نفس میکشد، راه میرود تا ضربان پایین بیاید، اما وقتی وضعیت او عادی نمیشود، آنجا اشتیاق فیزیولوژیکی را از دست میدهد و حتی اگر خودش بخواهد حرکت بعدی را برود، نمیتواند.»
چراغپور لیگ فشرده را آفت فوتبال میداند: «لیگ فوتبالی که سازمان لیگ مجبور است با برنامه فشرده پیش ببرد، در هر حال مصادف با آسیبها، کم شدن شدت فوتبال، بالا رفتن بازیهای مساوی، کم شدن تعداد گلها و صحنههای ریسکی مثل سربهسر شدن، زمین خوردن و خالی کردن زیر بازیکن برای گلزنی روبهرو میشود. از طرف دیگر، تکلها، سری رفتن و کم شدن تکل بالا بدنی، زدن آرنج بیشتر به هم، قطع زودتر صحنهها و چلنجهای طولانی، سناریویی از فوتبال خام را برای تماشاچی به نمایش میگذارد؛ چیزی که انتظار فوتبال از بازی به بازی است؛ یعنی چیزی که ۱۴۰ سال رعایت میکنند. از طرف دیگر، مکانیزم فوتبالی بازیکنان اروپایی در لیگهای باشگاهی و بازی لیگ قهرمانان اروپا در آمادگی جسمانی بازیکنان ایران وجود ندارد. اکثراً فشار خیلی زیادی به بازیکنان میآید و آنها فقط شاید با ریکاوری و استراحت بعد از بازی و تمرین سبک با بغل پای تکنیکی، به سراغ بازی بعدی بروند. در این صورت، فوتبال را گم میکنند که برای فوتبال آفت است.»
به گفته او، تنها شرط برگزاری لیگ فشرده، تمرین با برنامه علمی است: «این یک اصل است که بدون برنامه علمی برای تمرین، نمیتوان یک مسابقه کامل و در حد استاندارد برگزار کرد. خوزه مورینیو میگوید: «ما همانطور تمرین میکنیم که میخواهیم بازی کنیم.» یعنی همه مسائلی را که در بازی پیش میآید تمرین میکند. بعد میگوید در نتیجه، همه بازیهای خود را خوب بازی میکنیم، چون خوب تمرین میکنیم. او از منطق دو دو تا چهار تا برای تمرین میگوید. حالا در ایران تیمها همانطور تمرین میکنند که میخواهند بازی کنند؟ این غلط است، چرا که تمرین با فاصله ۴۸ ساعت، ۵۰ یا ۷۲ ساعت زودتر انجام میشود. تیمها همانطور که تمرین میکنند، بازی کنند بنابراین کیفیت بازی پایین میآید؛ چون مثلاً تیمی سه روز دیگر بازی دارد.»
چراغپور معتقد است این آفت به تیم ملی هم ضربه میزند: «افت کلی، سرتاسری به بدن همه بازیکنان میآید که آن افت را به تیم ملی میبرند. وقتی تمرین تیم ملی آمادگی جسمانی برای جام ملتها نیست، بنابراین آثاری از این تنش و لرزه بر تیم ملی در جام ملتهای آسیا میبینیم. مگر اینکه قلعهنویی از هر تیم دو بازیکن انتخاب کند و بازیکنان را به کمپ و اردوی جداگانه و بازی تدارکاتی ببرد و در تمرین، بازی با فشار مسابقه انجام دهد تا بتواند مقامی بگیرد. تجربهای که تیم ملی فوتبال عراق در دوره حمله آمریکا داشت و تیمش با تمرین در خارج از عراق آماده شد و حتی قهرمان آسیا شد. حالا هم قلعهنویی میتواند ۲۲ بازیکن را به کمپ خارج از ایران ببرد و با سازماندهی دوباره آنها را برای بازیهای خیلی سخت جام ملتهای آسیا آماده کند؛ میدانی که همه رقبا با همه وجود و توان خود مقابل ما بازی میکنند. اگر این کار را بکنند، تیم ما بدون باخت نتیجه میگیرد.»

