نسلی که تنها بزرگ میشود جامعه ای که پیر میشود
سمیه افشینفر
گروه گزارش
وقتی از خیابانهای شهرهای بزرگ ایران عبور میکنیم، متوجه میشویم که وضعیت خانوادهها تغییر کرده است. دیگر کمتر شاهد حضور پرتعداد کودکان در پارکها هستیم و جای خالی خواهر و برادرها در خانهها بیش از هر زمان دیگری به چشم میآید. این موضوع فقط یک تغییر سبک زندگی ساده نیست؛ ما با یک «زلزله خاموش» روبهرو هستیم. ایران با سرعتی باورنکردنی در حال حرکت به سمت پیری جمعیت است و پدیده «تکفرزندی» بهعنوان یکی از نمادهای اصلی این گذار، آینده اقتصادی و اجتماعی کشور را با چالشهای جدی روبهرو کرده است.
دههها پیش، نرخ باروری در ایران عددی بود که سیاستگذاران را نگران «انفجار جمعیت» میکرد. اما امروز، آن نگرانی جای خود را به هراس از «خلأ جمعیتی» داده است. تکفرزندی نهتنها بهعنوان یک انتخاب، بلکه یک ضرورت تحمیلی در ذهن بسیاری از خانوادههای ایرانی تثبیت شده است. فشارهای اقتصادی، تورم، افزایش هزینههای آموزش و سلامت، در کنار تغییر نگرشهای فرهنگی که به سمت «کیفیتگرایی» در تربیت فرزند سوق پیدا کرده، باعث شده است خانوادهها فقط به یک فرزند بسنده کنند. مصطفی آبروشن، جامعهشناس و استاد دانشگاه با بیان این مطالب به «ایران» میگوید:«تکفرزندی یکی از پدیدههای رو به گسترش در جوامع امروزی است و فقط یک انتخاب شخصی برای داشتن یک فرزند نیست، بلکه نتیجه تغییرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی نیز به شمار میرود.» به گفته آبروشن، کوچک شدن خانوادهها، افزایش تحصیلات زنان، حضور بیشتر آنان در بازار کار، هزینههای بالای زندگی و دشواریهای اقتصادی باعث شده است بسیاری از خانوادهها به داشتن یک فرزند تمایل پیدا کنند. او میگوید:«بسیاری از والدین معتقدند اگر فقط یک فرزند داشته باشند، میتوانند زمان، توجه و امکانات مالی بیشتری به او بدهند و فرصتهای بهتری برای موفقیت تحصیلی و شغلیاش فراهم کنند، با این حال این تصمیم پیامدهایی نیز دارد. تکفرزند از داشتن خواهر یا برادر محروم است و در آینده مسئولیت مراقبت از والدین سالمند به تنهایی بر عهده او قرار میگیرد. از سوی دیگر، افزایش خانوادههای تکفرزند باعث کاهش نرخ تولد و پیر شدن جمعیت میشود؛ مسألهای که در آینده میتواند کمبود نیروی کار و مشکلاتی برای نظام بازنشستگی و اقتصاد کشور ایجاد کند.»
پیامدهای اجتماعی
و روانشناختی تکفرزندی
تکفرزندی در سطح خرد، ساختار خانواده ایرانی را دچار دگرگونی کرده است. فرزندان تک، اگرچه ممکن است از منابع مالی و آموزشی بیشتری برخوردار شوند، اما با پدیدههایی چون «تنهایی» و «فقدان شبکههای حمایت خانوادگی» در بزرگسالی مواجهاند. وقتی پدر و مادری سالمند میشوند و فقط یک فرزند دارند، بار مراقبت از آنها و مدیریت بحرانهای احتمالی فقط بر دوش یک نفر است. این «بار مراقبتی» در آیندهای نزدیک میتواند منجر به بحران سلامت روان در نسلهای میانی شود. این جامعهشناس با اشاره به رشد فردی، معتقد است:«تکفرزندان معمولاً به دلیل ارتباط بیشتر با والدین، از حمایت عاطفی و مالی بیشتری برخوردار هستند و این موضوع میتواند به افزایش اعتمادبهنفس، رشد بهتر مهارتهای گفتاری و موفقیتهای تحصیلی آنها کمک کند.اما نبود خواهر و برادر باعث میشود فرصت کمتری برای یادگیری مهارتهایی مانند همکاری، تقسیم مسئولیت، حل اختلاف، سازگاری و تحمل شکست داشته باشند.» به نظر آبروشن، در خانوادههای پرجمعیت، کودکان، بسیاری از این مهارتها را در تعامل روزانه با خواهر و برادر یاد میگیرند، اما تکفرزندان برای کسب این تجربه، بیشتر به مهدکودک، مدرسه، ورزشهای گروهی و فعالیتهای اجتماعی نیاز دارند. او میگوید:«در بسیاری از خانوادههای تکفرزند، والدین بیش از اندازه بر زندگی فرزند نظارت میکنند و گاهی به جای تقویت استقلال او، وابستگی عاطفی بیشتری ایجاد میشود. البته این شرایط میتواند روابط صمیمانه و دوستانهای میان والدین و فرزند نیز به وجود آورد، اما در سالهای سالمندی والدین، نبود خواهر و برادر، مسئولیتهای عاطفی و مراقبتی را برای تنها فرزند سنگینتر میکند.»
پیری جمعیت، باری بر دوش اقتصاد
بحران پیری جمعیت فقط به کاهش تعداد متولدین خلاصه نمیشود؛ مسأله اصلی «نرخ جایگزینی» است. وقتی نرخ باروری به زیر 2.1 فرزند به ازای هر زن میرسد، به این معناست که نسل آینده قادر به جایگزینی نسل فعلی نیست. این اتفاق، زنجیرهای از مشکلات اقتصادی را هم کلید میزند. کاهش نیروی کار، فشار بر صندوقهای بازنشستگی و رکود در تقاضای مصرفی، از مهمترین این مشکلات هستند. آبروشن با بیان این مطالب میگوید:«با گذشت زمان، ورودی بازار کار کاهش مییابد؛ این یعنی تولید ناخالص داخلی (GDP) با کندی مواجه شده و صنایع با کمبود نیروی متخصص و کارگر روبهرو میشود. در ساختار فعلی، بازنشستگان توسط حق بیمه شاغلان حمایت میشوند. وقتی تعداد شاغلان به نسبت بازنشستگان کاهش یابد، سیستم تأمین اجتماعی با بحران مالی جدی مواجه خواهد شد. این مسأله یعنی افزایش سن بازنشستگی و کاهش توان خرید سالمندان دور از انتظار نیست. همچنین جوامع جوان، محرک اصلی تقاضا در بازار هستند. جمعیت سالخورده بهطور معمول الگوی مصرف متفاوتی دارد که ممکن است منجر به رکود در صنایع مصرفی، مسکن و آموزش شود.» این جامعهشناس با تأکید بر اینکه در سطح جامعه نیز گسترش تکفرزندی پیامدهای مهمی دارد، توضیح میدهد:«اگر تعداد خانوادههای تکفرزند افزایش یابد و همزمان مردم عمر طولانیتری داشته باشند، جامعه به سمت سالمندی جمعیت حرکت میکند. در چنین شرایطی تعداد افراد شاغل و تولیدکننده کمتر و تعداد سالمندان نیازمند حمایت بیشتر میشود و این موضوع میتواند نظام سلامت، صندوقهای بازنشستگی، اقتصاد و خدمات اجتماعی را با مشکلات جدی روبهرو کند.»
آیا راه بازگشتی هست؟
سیاستگذاران در سالهای اخیر تلاش کردهاند با بستههای حمایتی، وامهای فرزندآوری و مشوقهای مالی، مسیر را معکوس کنند. اما آیا پول به تنهایی میتواند امنیت عاطفی و ثبات اقتصادی لازم را برای آوردن فرزند دوم و سوم فراهم کند؟ به گفته این جامعهشناس، تجربیات جهانی نشان میدهد در کشورهایی با شرایط مشابه ایران (مانند کره جنوبی یا ژاپن)، سیاستهای مالی شکست خوردهاند. مردم بیش از آنکه به کمکهای مقطعی نیاز داشته باشند، به «احساس ثبات» نیاز دارند. تا زمانی که شرایط دستنیافتنی باشد، خانوادهها ترجیح میدهند «تکفرزندی» را بهعنوان استراتژی بقا انتخاب کنند. او میگوید:«ایران در حال رسیدن به «پایان دوره پنجره جمعیتی» است؛ دورهای که در آن بیشترین سهم جمعیت در سنین کار و فعالیت قرار داشتند. ما در حال از دست دادن این فرصت طلایی هستیم. گزارشهای جمعیتی نشان میدهد اگر سیاستهای کلان کشور تغییر نکند، تا کمتر از سه دهه دیگر، ایران یکی از پیرترین کشورهای جهان خواهد بود. تکفرزندی فقط یک سبک زندگی نیست؛ پیامد ناگزیر بیثباتیهای اقتصادی و تغییرات هویتی است.» آبروشن با بیان اینکه تکفرزندی فقط یک تصمیم خانوادگی نیست، بلکه بر آینده جامعه نیز اثر میگذارد، میگوید:«دولتها باید با احترام به انتخاب خانوادهها، با کاهش هزینههای فرزندآوری، حمایت از والدین، ایجاد امنیت شغلی، تأمین مسکن و گسترش خدمات رفاهی، شرایطی فراهم کنند که خانوادههایی که تمایل دارند بیش از یک فرزند داشته باشند، بتوانند این تصمیم را با آسودگی بیشتری عملی کنند. برای گذار از این مسیر، نیاز به یک بازنگری عمیق در ساختار اجتماعی و اقتصادی داریم. خانواده ایرانی امروز بیش از هر زمان دیگری نیاز دارد به آینده امیدوار باشد تا بتواند نسل آینده را برای این خاک تربیت کند. بدون سرمایهگذاری روی «امید»، ارقام جمعیتی همچنان رو به سقوط خواهند بود و پیری، سنگینتر از همیشه بر سقف این سرزمین سایه خواهد افکند.»

