در میزگرد «آینده حکمرانی و تنظیمگری فضای مجازی در ایران» مطرح شد
مردم؛ حلقه مفقوده حکمرانی فضای مجازی
در دومین میزگرد تخصصی همایش ملی «حکمرانی و تنظیمگری فضای مجازی» که با موضوع «آینده حکمرانی و تنظیمگری فضای مجازی در ایران؛ امکانها و پیشرانها» در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، دکتر عزیزنجفپور، عضو هیأت علمی پژوهشگاه علومانسانی و مطالعات فرهنگی، از زاویهای متفاوت به مسأله تنظیمگری فضای مجازی پرداخت. او معتقد است مسأله حکمرانی فضای مجازی در ایران فقط مسأله تنظیم رابطه دولت و سکوها نیست؛ مسأله مهمتر، غیبت مردم از فرآیند حکمرانی این فضاست.
سمانه روشنپروا
گروه اندیشه
نجفپور «حکمرانی» را صرفاً مجموعهای از سازوکارهای اداری و دولتی نمیداند، بلکه جوهر آن را «مشارکت فعال ذینفعان در اداره امور» معرفی میکند. از این منظر، فضای مجازی نیز باید از یک میدان تحت مدیریت دولت یا شرکتهای فناوری به عرصهای چندلایه تبدیل شود که در آن «مردم»، «دولت» و «بخش خصوصی» هر یک سهمی واقعی در تعیین جهتگیریها داشته باشند. ارجاع او به تجربه سالهای اول انقلاب و مشارکت گسترده مردم در ساختارهایی مانند جهاد سازندگی نیز در همین چارچوب قابل فهم است: «حکمرانی زمانی از ظرفیت اجتماعی برخوردار میشود که مردم از جایگاه مخاطب و دریافتکننده خدمات به جایگاه کنشگر ارتقا یابند.»
نجفپور مسأله فناوری را صرفاً فنی نمیبیند. در نقد نگاه «مهندسیزده» به فضای مجازی، او میان «سازوکار فنی فناوری» و «جهتگیری اجتماعی آن» تمایز میگذارد. سرورها، کدها و زیرساختها ممکن است تابع قواعد فیزیکی و فنی باشند، اما اینکه فناوری برای چه هدفی و در خدمت چه ارزشهایی به کار گرفته شود، مسألهای فرهنگی و اجتماعی است. بنابراین، تخصص فنی بهتنهایی نمیتواند مبنای تعیین تکلیف آینده فضای مجازی باشد؛ فرهنگ، نیازهای اجتماعی و منافع عمومی نیز باید در طراحی و تنظیم این فضا نقش داشته باشند.
از نگاه او، تنظیمگری نباید فقط به کنترل سکوها یا وضع مقررات محدود شود، بلکه باید از «نیازهای واقعی شهروندان» آغاز شود. وقتی خانوادهها برای استفاده از خدمات دیجیتال همچنان با نگرانی درباره محتوای نامناسب مواجهاند، به اعتقاد نجفپور، نمیتوان ادعا کرد که فناوری بهدرستی در خدمت جامعه قرار گرفته است. تعبیر «فئودالیسم فناورانه» نیز در همین نقطه وارد بحث میشود؛ یعنی وضعیتی که در آن قدرت اقتصادی و فنی سکوهای بزرگ میتواند به نوعی قدرت اجتماعی و سیاسی تبدیل شود. راهحل پیشنهادی او در برابر چنین وضعیتی، «مردمیسازی» و دموکراتیزهکردن فناوری است. از این منظر، مسأله اصلی صرفاً انتخاب میان دولت و بازار نیست؛ بلکه پرسش این است که در معماری حکمرانی فضای مجازی، چه کسی صاحب حق تصمیمگیری و تعیین قواعد بازی است؟
نجفپور، مدلهای چندذینفعی در حکمرانی جهانی اینترنت را نیازمند بازخوانی انتقادی میداند. نگرانی او این است که به نام مشارکت ذینفعان، دولتهای ملی از صلاحیت تنظیمگری کنار گذاشته شوند و قدرت تصمیمگیری در عمل به سکوها و شرکتهای فراملی منتقل شود. ایده محوری نجفپور نه دولتیسازی فضای مجازی است و نه رهاکردن آن به منطق بازار؛ بلکه تلاش برای ترسیم الگویی است که در آن «دولت»، «جامعه» و «بخش خصوصی» در نسبت با یکدیگر تعریف شوند، اما مردم از جایگاه حاشیهای خارج و به یکی از صاحبان اصلی حق حکمرانی تبدیل شوند.

