در حافظه موقت ذخیره شد...
هادی خانیکی از جلالآلاحمد و فهمهای متکثر از او گفت
جلال آلاحمد؛ از نماد تا متهم از متهم تا مسأله
به مناسبت پنجاهوهفتمین سالروز درگذشت جلال آلاحمد، نشست «در نسبت جلال آل احمد با وضع موجود» که با همکاری انجمن ایرانی مطالعات فرهنگی و ارتباطات و خبر آنلاین برگزار شد هادی خانیکی، استاد علوم ارتباطات دانشگاه علامهطباطبایی، یکی از سخنرانان آن بود. او با اشاره به تغییر خوانش آلاحمد در دورههای مختلف، بر یک اصل ارتباطی تأکید کرد: معنا فقط در فرستنده و متن مستقر نیست، بلکه در ذهن مخاطب شکل میگیرد. از این منظر، جلالِ دهههای ۴۰ و ۵۰، جلال سالهای انقلاب و جلال امروز لزوماً یک چهره نیستند. شرایط تاریخی که تغییر میکند، شیوه فهم شخصیتها نیز تغییر میکند. به همین دلیل، آلاحمد در یک مقطع میتواند نماد اعتراض و گسست از وضع موجود تلقی شود و در مقطعی دیگر، بهعنوان چهرهای مؤثر در شکلگیری همان وضع مورد نقد قرار گیرد.
خانیکی انتشار دستنوشتههای منتشرنشده آلاحمد را فرصتی برای خروج از دوگانهسازیهای سادهانگارانه درباره او دانست. پرسش اصلی او این بود که با کدام آلاحمد مواجهیم؟ با چهرهای که تاریخ روشنفکری و حافظه جمعی از او ساخته است یا با انسانی که نوشتههای خصوصیترش اکنون بخشی از «نهانخانه» زندگی و اندیشه او را آشکار میکند؟
حرف اصلی خانیکی را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: «جلال آلاحمد را نه باید از تاریخ حذف کرد و نه در یک تصویر تاریخی منجمد کرد؛ باید او را در متن زمانه خودش و با امکان بازخوانی اسناد و نوشتههای تازه دوباره فهمید.» از این منظر، مسأله امروز نه تبرئه جلال است و نه محکوم کردن او، بلکه بازگرداندن پیچیدگی به چهرهای است که در طول دههها بارها از یک روشنفکر به نماد، از نماد به متهم و از متهم دوباره به موضوع پژوهش تبدیل شده است.

