همزمان با ماه جهانی آلزایمر و در گفتوگوی «ایران» با رئیس انجمن علمی سالمندان
وقتی حافظه، عزیزانش را فراموش میکند
سمیه افشین فر
گروه گزارش
فراموش کردن نام یک آشنا، جا گذاشتن وسایل یا به یاد نیاوردن یک واژه، حتماً نشانه آلزایمر نیست، اما وقتی فراموشیها تکرار میشوند، روندی رو به افزایش پیدا میکنند و زندگی روزمره و استقلال فرد را تحت تأثیر قرار میدهند، دیگر نمیتوان به سادگی از کنار آنها گذشت.
«آلزایمر عمدتاً بیماری دوران سالمندی است و شیوع آن پس از 65 سالگی بهطور قابلتوجهی افزایش مییابد، اما در موارد کمتری میتواند پیش از 65 سالگی نیز آغاز شود که به آن آلزایمر زودرس میگوییم». احمد دلبری متخصص سالمندان و رئیس انجمن علمی سالمندان ایران با بیان این مطلب به «ایران» میگوید: «نکته مهم این است که هر فراموشی نشانه آلزایمر نیست. آنچه باید جدی گرفته شود، تغییر واضح نسبت به عملکرد قبلی فرد است؛ بویژه اگر فراموشیها تکرارشونده و روبه افزایش باشند، فرد مرتب یک سؤال را تکرار کند، قرارها یا اتفاقات اخیر را فراموش کند، در انجام کارهای آشنای روزمره دچار مشکل شود، در پیدا کردن واژهها یا جهتیابی مشکل تازهای پیدا کند یا اطرافیان نیز متوجه این تغییرات شوند. معیار مهم، فقط فراموشکردن نیست؛ تغییر نسبت به گذشته و تأثیر آن بر زندگی روزمره است.»
رئیس انجمن علمی سالمندان معتقد است با افزایش سن گاهی سرعت یادآوری اطلاعات کمتر میشود؛ مثلاً فرد نامی را لحظهای به خاطر نمیآورد اما کمی بعد آن را به یاد میآورد، یا گاهی وسیلهای را جا میگذارد. این تغییرات معمولاً استقلال و فعالیتهای روزمره فرد را مختل نمیکنند. دلبری میگوید: «در مراحل اولیه آلزایمر، تغییرات معمولاً نسبت به گذشته فرد واضحتر، مکرر و پیشرونده هستند؛ مانند فراموشکردن مکرر اتفاقات یا گفتوگوهای اخیر، تکرار یک سؤال، مشکل جدید در انجام کارهای آشنا، پیدا کردن مسیر یا مدیریت امور روزمره. بنابراین مرز مهم، صرفاً فراموشی نیست؛ تغییر نسبت به گذشته، روند آن و تأثیرش بر عملکرد روزمره است.»
شناسایی زودتر بیماری
امکانپذیر است
به گفته دلبری تشخیص آلزایمر با یک تست یا یک MRI بهتنهایی انجام نمیشود. پزشک با بررسی شرح حال و تغییرات شناختی و عملکرد روزمره، معاینه، آزمونهای شناختی و در صورت نیاز آزمایشهای خون و تصویربرداری مغز به تشخیص میرسد. او میگوید: «در حال حاضر در موارد منتخب، نشانگرهای زیستی آلزایمر نیز میتوانند شواهد وجود تغییرات مرتبط با «آمیلوئید» و «تاو» (پروتئینهایی که در مغز مبتلایان به بیماری آلزایمر یافت میشود) را حتی در مراحل بسیار اولیه نشان دهند؛ از جمله بررسی مایع مغزینخاعی، PET و برخی آزمایشهای خونی جدید. بنابراین امکان شناسایی بیماری زودتر از گذشته فراهم شده است؛ اما وجود یک نشانگر زیستی بهتنهایی معادل دمانس نیست و نتیجه باید در کنار علائم و ارزیابی بالینی تفسیر شود.» رئیس انجمن علمی سالمندان در پاسخ به این سؤال که آیا هر فراموشی میتواند نشانهای از آلزایمر باشد، میگوید: «نه، هر فراموشی به معنای آلزایمر نیست. فراموشی میتواند تحتتأثیر افزایش سن، کمخوابی، استرس و اضطراب، افسردگی، حواسپرتی، برخی داروها یا بیماریهای جسمی ایجاد یا تشدید شود.» او تأکید میکند: «آنچه بیشتر اهمیت دارد، تغییر نسبت به گذشته فرد است. اگر فراموشی جدید، مکرر و رو به افزایش باشد، اطرافیان نیز متوجه آن شوند یا در کارهای روزمره و استقلال فرد اختلال ایجاد کند، بهتر است ارزیابی تخصصی انجام شود. بنابراین بهجای ترس از هر فراموشی، باید الگو و روند تغییر حافظه را جدی بگیریم.»
دلبری با بیان اینکه مهمترین عامل خطر آلزایمر افزایش سن است، میگوید: «اما سن بهتنهایی به معنای ابتلا نیست. سابقه خانوادگی و عوامل ژنتیکی نیز میتوانند احتمال بیماری را افزایش بدهند. در کنار عوامل غیرقابلتغییر، عوامل قابلاصلاح هم اهمیت زیادی دارند؛ از جمله فشارخون و دیابت کنترلنشده، کمتحرکی، چاقی، مصرف دخانیات، اختلالات شنوایی، افسردگی، انزوای اجتماعی و برخی اختلالات خواب. بنابراین ژنتیک سرنوشت قطعی ما نیست؛ بخشی از خطر دمانس را میتوان با مراقبت از سلامت مغز و عروق در طول زندگی کاهش داد یا به تأخیر انداخت.»
مراقبت از مغز را به سالمندی موکول نکنید
رئیس انجمن علمی سالمندان با بیان اینکه فشارخون، دیابت، چربی خون، چاقی و بیماریهای
قلبی-عروقی در ابتلا به آلزایمر نقش مهمی دارند، توضیح میدهد: «سلامت مغز ارتباط نزدیکی با سلامت عروق دارد. فشارخون بالا، دیابت، چربی خون نامطلوب، چاقی و بیماریهای قلبیعروقی، بویژه اگر سالها کنترلنشده باقی بمانند، با افزایش خطر افت شناختی و دمانس مرتبط هستند. نکته مهم این است که اثر این عوامل از میانسالی آغاز میشود؛ بنابراین مراقبت از مغز را نباید به دوران سالمندی موکول کرد. کنترل فشارخون، قند و چربی خون، حفظ وزن مناسب، فعالیت بدنی و ترک دخانیات علاوه بر محافظت از قلب و عروق، بخشی از راهبرد حفظ سلامت مغز و کاهش خطر دمانس در سالهای بعد است.»
آیا سبک زندگی، فعالیتهای فکری، ورزش و ارتباطات اجتماعی میتوانند خطر ابتلا را کاهش دهند، دلبری میگوید: «شواهد نشان میدهد سبک زندگی سالم میتواند خطر افت شناختی و دمانس را کاهش بدهد یا زمان بروز آن را به تأخیر بیندازد؛ هرچند هیچ روشی تضمین صددرصدی برای پیشگیری از آلزایمر وجود ندارد. فعالیت بدنی منظم، کنترل عوامل قلبیعروقی، خواب مناسب، تغذیه سالم، حفظ ارتباطات اجتماعی و فعال نگهداشتن مغز از طریق یادگیری و فعالیتهای فکری معنادار همگی در سلامت مغز نقش دارند. نکته مهم این است که برای محافظت از مغز نباید دنبال یک ورزش، بازی فکری یا مکمل جادویی باشیم؛ مجموعه عادتهای سالم در طول زندگی است که اهمیت دارد.»
غذای معجزهگری وجود ندارد
به گفته رئیس انجمن علمی سالمندان، خواب یکی از عوامل مهم سلامت مغز است. شواهد نشان میدهد خواب ناکافی یا بیکیفیت و برخی اختلالات خواب، بهویژه اگر مزمن باشند، با افزایش خطر افت شناختی و دمانس ارتباط دارند. او میگوید: «خواب مناسب برای تثبیت حافظه، تنظیم فعالیتهای مغزی و بسیاری از فرآیندهای ترمیمی و متابولیک مغز اهمیت دارد. از سوی دیگر، اختلالاتی مانند آپنه خواب میتوانند از طریق کاهش اکسیژنرسانی و تأثیر بر سلامت عروق و مغز، عملکرد شناختی را تحت تأثیر قرار بدهند. البته خواب خوب تضمینکننده پیشگیری از آلزایمر نیست؛ اما رسیدگی به بیخوابی مزمن، خوابآلودگی روزانه، خروپف شدید یا وقفههای تنفسی هنگام خواب، بخش مهمی از مراقبت از سلامت مغز است.» دلبری با تأکید بر نقش تغذیه در سلامت مغز میگوید: «اما هیچ ماده غذایی بهتنهایی نمیتواند از آلزایمر پیشگیری کند. شواهد بیشتر از الگوهای غذایی سالم، بویژه الگوهای نزدیک به رژیم مدیترانهای و MIND حمایت میکنند؛ یعنی مصرف بیشتر سبزیجات، میوهها، حبوبات، غلات کامل، مغزها و ماهی و محدودکردن غذاهای فوقفرآوریشده، قند و چربیهای ناسالم. بخشی از این اثر احتمالاً از طریق حفظ سلامت قلب و عروق و کنترل فشارخون، دیابت و وزن ایجاد میشود. در مورد مکملها نیز باید تأکید کرد که هیچ ویتامین یا مکملی برای پیشگیری از آلزایمر در افراد بدون کمبود مشخص، اثر قطعی و اثباتشدهای ندارد. بنابراین بهتر است بهجای جستوجوی یک «غذای معجزهگر»، روی یک الگوی غذایی سالم و پایدار تمرکز کنیم.»
اما آلزایمر تا چه اندازه قابل درمان است؟ به گفته دلبری در حال حاضر درمان قطعی برای آلزایمر وجود ندارد، اما این به معنای «کاری نمیتوان کرد» نیست. او میگوید: «برخی داروها میتوانند در تعدادی از بیماران به کنترل علائم شناختی و عملکردی کمک کنند و درمان مشکلات همراه مانند اختلال خواب، افسردگی و عوامل قلبیعروقی نیز اهمیت زیادی دارد. در سالهای اخیر، درمانهای جدید هدفمند علیه آمیلوئید نیز برای برخی بیماران در مراحل اولیه بیماری وارد عرصه درمان شدهاند که میتوانند سرعت پیشرفت بیماری را تا حدی کاهش بدهند؛ اما بیماری را متوقف یا درمان قطعی نمیکنند و برای همه بیماران مناسب نیستند. بنابراین تشخیص زودهنگام اهمیت بیشتری پیدا کرده است؛ چون فرصت بیشتری برای درمان مناسب، کنترل عوامل قابلاصلاح، حفظ استقلال و برنامهریزی برای آینده بیمار و خانواده فراهم میکند.» کارشناسان معتقدند داروهای جدیدی به بازار آمدهاند که میتوانند بر سرعت بیماری تأثیر بگذارند، دلبری در این مورد میگوید: «داروهای جدید ضدآمیلوئید میتوانند در برخی بیماران سرعت پیشرفت بیماری را بهطور متوسط حدود 25 تا 35 درصد کندتر کنند؛ اما آلزایمر را درمان قطعی نمیکنند و حافظه ازدسترفته را به حالت قبل برنمیگردانند. این درمانها عمدتاً برای افراد مبتلا به آلزایمر در مراحل اولیه، یعنی اختلال شناختی خفیف (MCI) یا دمانس خفیف ناشی از آلزایمر مناسب هستند و معمولاً باید وجود پاتولوژی آمیلوئید نیز تأیید شود. همچنین برای همه بیماران مناسب نیستند؛ زیرا نیاز به انتخاب دقیق بیمار، بررسی MRI و عوامل خطر، پایش منظم و توجه به عوارضی مانند تورم یا خونریزیهای کوچک مغزی دارند. بنابراین مهمترین پیام این است که درمانهای جدید امیدبخش هستند، اما اثر آنها محدود و وابسته به تشخیص زودهنگام و انتخاب صحیح بیمار است.»
دلبری با اشاره به هزینههای این بیماری تأکید میکند: «هزینه درمان آلزایمر فقط هزینه دارو نیست؛ با پیشرفت بیماری، هزینه مراقبت، نیاز به مراقب، توانبخشی، ویزیتها و کاهش توان کاری اعضای خانواده میتواند بخش مهمتری از بار اقتصادی را تشکیل دهد. در مورد داروهای جدید ضدآمیلوئید نیز هزینه درمان میتواند قابلتوجه باشد، زیرا علاوه بر خود دارو، تأیید تشخیص، تصویربرداری و آزمایشهای لازم، تزریقهای دورهای و MRIهای مکرر برای پایش عوارض نیز مطرح است. در ایران، هزینه واقعی به دسترسی دارو، پوشش بیمهای و خدمات موردنیاز هر بیمار بستگی دارد و نمیتوان یک رقم ثابت برای همه خانوادهها اعلام کرد. به همین دلیل، توسعه پوشش بیمهای و خدمات مراقبت طولانیمدت در کنار درمان پزشکی اهمیت زیادی دارد.» به گفته این متخصص سالمندان در سالهای اخیر امیدهای تازه و واقعی برای درمان این بیماری ایجاد شده، اما هنوز درمان قطعی برای آلزایمر نداریم.
برش
تغییر عملکرد روزمره
تغییرات رفتاری و شخصیتی در برخی افراد میتواند از علائم اولیه بیماری باشد و حتی گاهی پیش از برجستهشدن مشکلات حافظه دیده شود. برای مثال بیتفاوتی و کاهش انگیزه، تحریکپذیری، اضطراب، کنارهگیری اجتماعی یا تغییر در قضاوت و رفتار میتواند ایجاد شود. البته این تغییرات اختصاصی آلزایمر نیستند و ممکن است دلایل دیگری مانند افسردگی، اختلالات خواب، داروها یا بیماریهای دیگر داشته باشند. آنچه اهمیت دارد، تغییر جدید و پایدار نسبت به شخصیت و رفتار قبلی فرد است؛ بویژه اگر همراه با تغییرات شناختی یا اختلال در عملکرد روزمره باشد.

