سیوسه سال پس از توافق اسلو
محمدمحسن فایضی
کارشناس مسائل فلسطین
در سپتامبر ۱۹۹۳، اولین توافق رسمی میان اسرائیل و سازمان آزادیبخش فلسطین امضا شد. این توافق توسط یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین و اسحاق رابین، نخستوزیر اسرائیل، با حضور بیل کلینتون، رئیسجمهوری آمریکا، در محوطه کاخ سفید امضا شد.
نام رسمی این توافق، «اعلامیه اصول درباره ترتیبات حکومت موقت خودگردان» بود؛ اما چون مذاکرات محرمانهای که به توافق انجامید در شهر اسلو، پایتخت نروژ، برگزار شده بود، این توافق به نام «اسلو»مشهور شد. برخلاف تصور عمومی و همانطور که از نام آن نیز پیداست، اسلو یک توافق صلح نهایی نبود؛ بلکه یک چارچوب انتقالی پنجساله بود که قرار بود مقدمات تشکیل دولت فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه را فراهم کند. بر اساس این توافق، تشکیلات خودگردان فلسطین ایجاد شد تا در دوره انتقالی، بخشی از امور فلسطینیها را اداره کند و پس از آن، مذاکرات درباره مسائل اصلی و نهایی آغاز شود؛ مسائلی مانند مرزهای دولت فلسطینی، وضعیت قدس، امنیت، شهرکهای اسرائیلی، آوارگان فلسطینی و سایر اختلافات اساسی. در این دوره پنجساله، فلسطینیها دارای نیروی پلیس و ساختارهای امنیتی میشدند، اما حق تشکیل ارتش مستقل نداشتند. همچنین بخش مهمی از امور اقتصادی، بودجه، رفتوآمد، مرزها و روابط خارجی همچنان تحت محدودیتها و نظارت اسرائیل باقی میماند. در ادامه نیز کرانه باختری در توافق اسلو ۲ به سه منطقه A، B و C تقسیم شد؛ تقسیمبندیای که در عمل بیش از 60 درصد از کرانه را تحت کنترل اسرائیلیها باقی گذاشت. همزمان قرار بود اسرائیل بهتدریج از بخشهایی از کرانه باختری و نوار غزه عقبنشینی کند تا در نهایت زمینه برای شکلگیری یک دولت فلسطینی در کنار اسرائیل فراهم شود.
اما یکی از مهمترین موانع اجرای اسلو، از داخل خود اسرائیل شکل گرفت. اسحاق رابین، نخستوزیر اسرائیل، به دلیل به رسمیت شناختن سازمان آزادیبخش فلسطین، مذاکره با فلسطینیها و امضای توافق اسلو، با مخالفت شدید جریانهای راستگرا و مذهبی اسرائیل روبهرو شد و سرانجام در سال ۱۹۹۵ توسط یک یهودی افراطی به نام ایگال امیر ترور شد.
عرفات هم سال ۲۰۰۴ در مرگی مشکوک ترور شد. به این ترتیب، دو چهره اصلی توافق و برنده مدال صلح 1994 پیش از آنکه این روند به یک توافق نهایی صلح منجر شود، حذف شدند. در سال ۲۰۰۰، با شکست مذاکرات نهایی در کمپ دیوید و آغاز انتفاضه دوم، در عمل روند اسلو وارد مرحله فروپاشی شد و یاسر عرفات نیز بیش از گذشته از مسیر مذاکرات اسلو فاصله گرفت. با این حال اسلو، توافقی که قرار بود تنها یک چارچوب پنجساله و موقت باشد، هنوز بخش مهمی از ساختار سیاسی و امنیتی رابطه اسرائیل و فلسطینیها را شکل میدهد.
در تمام این سالها، از مواضع نتانیاهو در سال 2001 تا مواضع صریح اسموتریچ و بنگویر در سال ۲۰۲۶، جریانهایی در اسرائیل خواستار لغو اسلو بودهاند؛ اما در عمل، ساختارهایی که اسلو ایجاد کرد، از جمله تشکیلات خودگردان و تقسیمبندی مناطق کرانه باختری، همچنان پابرجا ماندهاند. از این منظر، میتوان گفت اسلو اگرچه به یک توافق صلح نهایی منجر نشد، اما یک نظم سیاسی جدید در سرزمینهای فلسطینی ایجاد کرد تا بر بستر آن صهیونیستها بتوانند فلسطینیها را بالاخص در کرانه کنترل کنند. نوارغزه از سال 2005 با خروج اسرائیل از این باریکه و تسلط مقاومت حماس بر آن سرنوشت متفاوتتری را تجربه کرد.

