در حافظه موقت ذخیره شد...
هضم هر لقمه
شمس هم در مقالات در این راستا سخن گفته است. میگوید: «نفع در این است که لقمهای خوردی، چندانی صبر کنی که آن لقمه نفع خود بکند، آنگاه لقمه دیگر بخوری». پر واضح است که منظور شمس بر فهم کامل هر آموزه معنوی است، وقتی با یک پیام معنادار روبهرو شدی باید صبر کنی تا آن مسأله، کامل هضم شود و به مرحله قبول و عمل برسد آنگاه به دنبال حل مسائل دیگر باشیم. در واقع، موارد آموختنی کم نیستند. دانستن بلندترین رود آفریقا و کوتاهترین کوه ژاپن، نوع حاکمیت جیبوتی و رشد اقتصادی سیرالئون هم یک آموزه است اما اگر به من ربطی نداشته باشد دانستنش مساوی است با فهمیدن تعداد دقیق مورچههایی که همین لحظه از بالای دیوار خانه ما راه میروند.
شمس در ادامه میگوید: «اگر من در این علمهای ظاهر شروع کردمی، تا یک درس را اتقان نکردمی، به دیگری شروع نکردمی. از بهر آنکه چون این درس مخمَّر نشده باشد، چنانکه همه فواید و اشکالات که مولانا فرمود توانم اعاده کردن، فردا هرگز درس دیگر نگیرم. همان درس را بازخوانم. کسی یک مسأله را مخمَّر کند چنانکه حق آن است، بهتر باشد از آنکه هزار مسأله بخواند خام». بنابراین خیلی چیزها را نباید آموخت. خیلی از دانستههای ما از مقوله زهر شیرین است. اینها علم ناسودمندند، بلکه زیان هم میرسانند. این دانستهها بار خاطرند و حرکت من را به سمت ابتهاج درونی و شادی والا کُند میکنند. مزاحم هستند و آدمی را گرانبار میکنند؛ کردارهایی هستند که به من هیچ ارتباطی ندارند.

