چالشهای روزنامهنگاری در ایران به روایت حسن نمک دوست
در جستوجوی مرجعیت از دست رفته
روزنامهنگاری در ایران در حال تجربه کردن شرایط دشواری است که دکتر حسن نمکدوست، استاد علومارتباطات، تعبیر «اغماء» را برای آن بهکار میبرد. او این وضعیت را حاصل برهمکنش دو عامل میبیند: از یک سو فشارهای تاریخی بر رسانهها و از سوی دیگر، ناتوانی رسانههای جریان اصلی در پاسخگویی کامل به نیازهای جامعه. حاصل این فرآیند، کاهش مرجعیت داخلی رسانههاست. این چالشها، متعلق به سالهای اخیر نیست و در بخش مهمی از تاریخ روزنامهنگاری ایران قابل ردگیری است. او معتقد است رسانههای جریان اصلی نتوانستهاند آنگونه که باید به برخی از نیازهای واقعی و روزمره جامعه پاسخ دهند و همین امر سبب شده به تدریج از دایره مراجعه مردمی فاصله بگیرند. مکتوب حاضر، متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی اوست که در نشست «مرجعیت ملی رسانه در ایران» در محل دانشگاه علامهطباطبایی ارائه شده است.
در دورهای نه چندان دور، دکههای روزنامهفروشی مملو از نشریات بود و مردم درباره مطالب، نویسندگان و تحلیلهای مطبوعاتی با یکدیگر گفتوگو میکردند. امروز اما مراجعه به بسیاری از رسانههای جریان اصلی لزوماً همان احساس و کنش اجتماعی گذشته را ایجاد نمیکند. بنابراین مسأله فقط کاهش مخاطب نیست؛ مسأله، در سطحی عمیقتر، به اعتبار و اعتماد رسانهای مربوط میشود. برای شناخت ریشههای بحران روزنامهنگاری امروز، باید به ساختار تاریخی مالکیت و مدیریت رسانههای جریان اصلی و نیز مناسبات قدرت با رسانه توجه کرد.
مأموریت رسانه؛ جستوجوی حقیقت
یکی از مهمترین مسائلی که در رابطه با رسانه باید پاسخ داده شود این است که رسانه اساساً چه مأموریتی دارد؟ به باور من، در وهله اول، این مأموریت چیزی جز «جستوجوی حقیقت» و تلاش برای نزدیک شدن به حقیقت نیست. با این حال، گاهی نقشهایی همچون ابزار تبلیغاتی یا وسیلهای برای جنگ روانی بر این مأموریت سایه انداخته است. روزنامهنگاری زمانی معنا پیدا میکند که بتواند «حقیقت» را جستوجو کند و درباره آن پرسشگری داشته باشد.
هنگامی که جستوجوی حقیقت برای رسانه مسألهساز شود یا از آن خواسته شود در میدان جنگ رسانهای بیشتر نقش یک سلاح را ایفا کند، طبیعی است که بخشی از کارکرد اصلی آن تحتالشعاع قرار گیرد. امروزه ناامنی شغلی و فشارهای حقوقی و حرفهای نیز وضعیت روزنامهنگاری را دشوارتر کرده است. روزنامهنگاری در چنین شرایطی، حرفهای پرهزینه و پرخطر میشود و این امر فشار مضاعفی بر بدنه حرفهای رسانه وارد میکند.
روزنامهنگاری
در گرداب تحولات دیجیتال
تحولات دیجیتال چالشهای جدیدی پیش روی رسانه قرار داده است. «خاموشی دیجیتال» و قطع اینترنت، بویژه برای روزنامهنگاران، میتواند ارتباط حرفهای آنان را با منابع، مخاطبان و جریان اطلاعات مختل کند و این ساختار گاه روزنامهنگاران را به ننوشتن درباره برخی موضوعات سوق میدهد. چنین شرایطی میتواند بر مسیر حرفهای روزنامهنگاران اثر بگذارد بهطوری که بخشی از آنان از حرفه خود فاصله بگیرند، برخی مهاجرت کنند و گروهی نیز به شغلهای دیگری روی بیاورند.
در کنار همه این مسائل، شبکههای اجتماعی و فضای اینترنت نیز با وجود ظرفیتهای گستردهشان، سازوکارهایی دارند که میتوانند بر پیچیدگی وضعیت بیفزایند. یکی از این سازوکارها «حباب الگوریتم» است: الگوریتمهای شبکههای اجتماعی معمولاً کاربران را بیشتر در معرض محتوایی قرار میدهند که با باورها و علایق آنها سازگار است. در نتیجه، فرد بیش از پیش با کسانی مواجه میشود که شبیه خودش فکر میکنند. این وضعیت را میتوان با مفهوم «اتاق پژواک» نیز توضیح داد؛ فضایی که در آن دیدگاههای مشابه یکدیگر را تقویت میکنند و کسانی که بیرون از این دایره قرار دارند، ممکن است به سرعت به عنوان «مخالف» یا حتی «دشمن» دیده شوند. در چنین فضایی، امکان گفتوگو و مواجهه با دیدگاههای متفاوت دشوارتر میشود.
وقتی «اطلاعات» فراوان است
اما «اعتماد» کمیاب
مسأله دیگر برای روزنامهنگاری امروز، «اقتصاد توجه» و چیزی است که از آن با عنوان «تب اسکرول» یاد میشود؛ حرکت مداوم میان حجم عظیمی از محتوا که با پاداشهای لحظهای، توجه کاربران را درگیر نگه میدارد. این چرخه میتواند توان مطالعه عمیق را کاهش دهد، زیرا مخاطب پیوسته در معرض محرکهای کوتاه و متنوع قرار میگیرد و فرصت کمتری برای تمرکز، تحلیل و مواجهه انتقادی با اطلاعات پیدا میکند. در چنین بستری، مفهوم «مهندسی آشوب اطلاعاتی» نیز اهمیت پیدا میکند؛ وضعیتی که میتوان آن را حاصل تلاقی قطبیشدن فضای فارسیزبان، جنگ روانی و فعالیت جریانهای مختلف سایبری دانست. یکی از پیامدهای این شرایط، دشوار شدن اتکا به مراجع قابل اعتماد است؛ به گونهای که حتی اگر فرد یا رسانه، سخنی مستند و قابل دفاع مطرح کند، ممکن است همزمان با واکنشها و حملههای جریانهای مختلف روبهرو شود. رجوع به «اخلاق رسانهای» میتواند یکی از راههای برونرفت از این وضعیت باشد. نباید همه مسئولیت وضعیت موجود را بر دوش یک روزنامهنگار یا یک رسانه گذاشت. رسانه یک «امر اجتماعی» است و اخلاق رسانهای نیز باید در همین چارچوب فهم و بررسی شود.
بــــرش
روزنامهنگاری مسئولانه
راه برونرفت از این چالشها را نمیتوان صرفاً در توصیه اخلاقی به روزنامهنگاران خلاصه کرد. برای شکلگیری روزنامهنگاری مسئولانه، مجموعهای از زیرساختهای اجتماعی و نهادی ضروری است: «نظام حقوقی مستقل»، «نظام اقتصادی روشن و آزاد»، «نظام فرهنگی ارزشگذار» و «نظام سیاسی پاسخگو». اخلاق رسانهای در چنین بستری میتواند امکان بروز و تحقق پیدا کند. در عین حال، روزنامهنگار در شرایط اضطراری نباید صرفاً گزارشگر منفعل رویدادها باشد.
وظیفه اصلی همچنان «نزدیک شدن به واقعیت» است. یکی از راههای بازسازی نقش رسانه را میتوان در «مقاومت روایی» دید؛ یعنی ایجاد قاببندیهای متکثر، بازگرداندن منزلت و صدای مردم به مرکز توجه و تلاش برای دیدن واقعیت از زاویههای گوناگون.
کانون تمرکز رسانه باید واقعیتهای جامعه و منافع مردم باشد. رسانه و روزنامهنگاری اگر صرفاً به تریبون قدرتها بدل شوند، نهتنها از کارکردهای اصلی خود فاصله میگیرند بلکه زمینه برای تضعیف کیفیت روزنامهنگاری نیز فراهم میشود. برای عبور از وضعیت موجود، سه اصل ضروری را باید اجرا کرد؛ بازتعریف «قرارداد اجتماعی رسانه با جامعه»، شفافسازی قوانین و مقررات و جایگاه رسانه، و ارتقای «سواد شناختی جامعه». با این سه میتوان از «روزنامهنگاری هراسان و سانسورزده» به سوی «روزنامهنگاری آگاهیبخش» گذر کرد؛ روزنامهنگاری که بتواند بار دیگر به واقعیتهای جامعه نزدیک شود و در مسیر بازسازی اعتماد و مرجعیت از دسترفته خود گام بردارد.

