یادداشت فاطمه محمدی، مدیر عامل موزه سینما

سینما؛ حافظه ملت و آینه هویت ایران

روز ملی سینما برای ما در موزه سینما، بیش از آنکه صرفاً روز بزرگداشت هنر هفتم باشد، روز تأمل در نسبت سینما با «ایران» است. با سرزمینی که بیش از یک قرن، بخشی از تاریخ اجتماعی و فرهنگی خود را در قاب دوربین ثبت کرده و در پرده سینما به تماشا گذاشته است. سینما برای ایرانیان فقط هنر تصویر و روایت نبوده، آینه‌ای بوده که در آن می‌توان چهره جامعه، دگرگونی‌های تاریخی، رؤیاها، بیم‌ها، شادی‌ها و رنج‌های یک ملت را دید. از همین منظر، ما در موزه سینما خود را صرفاً متولی نگهداری مجموعه‌ای از عکس‌ها، اسناد، اشیا و یادگارهای سینمایی نمی‌دانیم، بلکه خود را حافظ بخشی از حافظه فرهنگی این سرزمین می‌دانیم. حافظه‌ای که اگر زنده بماند، نسل امروز می‌تواند ریشه‌های خود را بهتر بشناسد و نسبت خود را با گذشته و آینده روشن‌تر کند. موزه سینما در باغ فردوس، در هم‌نشینی تاریخ و هنر، تلاش می‌کند این حافظه را از قاب‌های خاموش گذشته بیرون آورد و به گفت‌وگویی زنده با جامعه و نسل‌های جدید تبدیل کند.
 در یک سال گذشته و در شرایط دشواری که کشور با جنگ و تبعات روحی و اجتماعی آن مواجه بود، بیش از همیشه احساس کردیم که مسئولیت یک نهاد فرهنگی تنها حفظ میراث گذشته نیست، بلکه باید در لحظه‌های حساس تاریخی، در کنار جامعه بایستد و با زبان خود، یعنی زبان فرهنگ و هنر، به پرسش‌ها و دغدغه‌های مردم پاسخ دهد. بر همین اساس، موزه سینما تلاش کرد با برنامه‌هایی چون پویش «وطن به روایت من» و قرارهای شبانه باغ فردوس با شعار «من ایرانم»، سهم خود را در بازخوانی مفهوم وطن و تقویت پیوندهای عاطفی و فرهنگی مردم با سرزمینشان ایفا کند. برای ما «وطن» تنها یک واژه یا یک مفهوم انتزاعی نیست، وطن در خاطره‌های شخصی ما، در خانه و کوچه و شهر، در موسیقی و ادبیات، در چهره هنرمندان و در فیلم‌هایی که با آنها زیسته‌ایم، معنا پیدا می‌کند. تلاش ما این بود که در روزهای سخت، فرصتی فراهم کنیم تا مردم از ایران بگویند، ایران را از منظر تجربه شخصی خود روایت کنند و به یاد بیاورند که هر کدام از ما بخشی از این روایت بزرگ و مشترک هستیم.
 از نظر من، سخن گفتن از هویت ملی بدون سخن گفتن از «حریت» ناقص است. هویت ملی زمانی معنا و ماندگاری پیدا می‌کند که امکان دیدن، شنیدن، به یاد آوردن و روایت کردن را به رسمیت بشناسد. ایران، حاصل یک روایت واحد و تک‌صدا نیست؛ مجموعه‌ای است از خاطره‌ها، فرهنگ‌ها، زبان‌ها، آیین‌ها، تجربه‌ها و نگاه‌های متنوع که در طول تاریخ در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. سینمای ایران نیز در تمام این سال‌ها بخشی از همین تنوع را ثبت کرده است؛ گاه با تصویر زندگی مردم، گاه با روایت تاریخ، گاه با طرح پرسش‌های اجتماعی و گاه با جست‌وجوی معنا در زندگی انسان ایرانی. موزه سینما باید پاسدار این تنوع و تکثر باشد؛ چرا که حراست از میراث سینمای ایران، در نهایت حراست از حق یک ملت برای به یاد آوردن و روایت کردن خویشتن است. «حریت» در عرصه فرهنگ، یعنی انسان ایرانی بتواند خود و جامعه‌اش را در آینه هنر ببیند و درباره آن بیندیشد. سینما یکی از مهم‌ترین عرصه‌های این دیدن و اندیشیدن است و موزه سینما می‌تواند حافظ این میراث و این امکان باشد.
امروز بیش از هر زمان دیگری بر این باورم که موزه سینما نباید فقط موزه‌ای درباره گذشته سینما باشد، باید نهادی زنده، پویا و حاضر در متن زندگی فرهنگی جامعه باشد. «من ایرانم» اگر بخواهد فراتر از یک شعار باقی بماند، باید به یک احساس و تجربه مشترک تبدیل شود، احساسی که در آن هر ایرانی خود را بخشی از سرنوشت و روایت این سرزمین بداند. رسالت ما این است که گذشته را حفظ کنیم، اما در گذشته متوقف نمانیم؛ میراث سینمای ایران را پاس بداریم، اما آن را با مسائل و پرسش‌های امروز پیوند بزنیم. در روز ملی سینما، شاید مهم‌ترین نکته همین باشد که بدانیم حفظ سینمای ایران فقط نگهداری فیلم، عکس، سند و اشیا نیست، حفظ بخشی از حافظه یک ملت است. ما در موزه سینما امیدواریم بتوانیم این خانه خاطره را همچنان به مکانی برای گفت‌وگوی نسل‌ها، پاسداشت فرهنگ ایرانی و تقویت حس تعلق به ایران تبدیل کنیم. خانه‌ای که در آن، سینما نه فقط روایتگر ایران، بلکه بخشی از حافظه زنده و حریت فرهنگی ایرانیان باشد.