مراسم بزرگداشت پرویز ضیاءشهابی در مؤسسه حکمت و فلسفه برگزار شد
سنجیدهگویی فلسفی
گروه اندیشه
مراسم نکوداشت پرویز ضیاءشهابی، استاد ممتاز فلسفه، در مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شد؛ نشستی که پس از مدتها، این مؤسسه را دوباره به محل گردهمایی شماری از استادان و پژوهشگران فلسفه تبدیل کرد. در کنار تجلیل از نزدیک به نیمقرن حضور علمی ضیاءشهابی، از ترجمه او با عنوان «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» نیز رونمایی شد. آنچه این نشست را از یک مراسم معمول بزرگداشت متمایز کرد، فاصلهای بود که سخنرانان میان «کارنامه» و «شخصیت» ضیاءشهابی گذاشتند.
مصطفی ملکیان با وام گرفتن از تمایز دیوید بروکس میان ویژگیهای «کارنامهای» و «ستایشنامهای»، تأکید کرد که ارزش ضیاءشهابی فقط در ترجمهها، تألیفها و سالهای تدریس او خلاصه نمیشود. از نگاه او، تواضع کمنظیر، پرهیز از بدگویی، سنجیدهگویی و حفظ کنجکاوی علمی تا سالهای پیری، چهار ویژگیای است که این استاد فلسفه را به چهرهای متفاوت بدل کرده است. در سوی دیگر، ملکیان از دقت مفهومی و زبانی ترجمههای او گفت؛ دقتی که در آن هر واژه جای خود را دارد و مترجم، برخلاف عادت رایج، حاضر نیست الفاظ را صرفاً برای تنوع زبانی به جای یکدیگر بنشاند. همین نسبت میان «دانش» و «منش» در سخنان مالک حسینی نیز تکرار شد. او ضیاءشهابی را «دریایی از دانش» در کنار فروتنی کمنظیر دانست و ترجمه تازه او را سندی علیه «استبداد فلسفی» نامید: این تصور که فقط یک تعریف، یک روش و یک سبک فلسفهورزی معتبر وجود دارد. از این منظر، اهمیت «تحول تاریخی مفهوم فلسفه» فقط در انتقال یک متن مهم آلمانی به فارسی نیست؛ کتاب نشان میدهد که «فلسفه» در تاریخ، معنایی یگانه و ثابت نداشته و نسبت آن با دین، زندگی عملی، عقل، شهود و حتی غایت انسانی، همواره دستخوش تحول بوده است. به تعبیر حسینی، این اثر میتواند تصویری متفاوت از تاریخ فلسفه در اختیار خواننده فارسیزبان بگذارد. اما شاید مهمترین بخش نشست، سخنان خود ضیاءشهابی بود؛ سخنانی که مراسم بزرگداشت را به درسگفتاری درباره ترجمه تبدیل کرد. او با تکیه بر دشواری واژههایی چون «آرخه» و «لوگوس» توضیح داد که ترجمه، انتقال مکانیکی معنا از زبانی به زبان دیگر نیست؛ هر زبان راه خاص خود را برای صورتبندی معنا دارد و مترجم ناگزیر است در این عبور، هم به زبان مبدأ وفادار بماند و هم ظرفیتهای زبان مقصد را جدی بگیرد. تأکید او بر تواناییهای فارسی در برابر موج معادلسازیهای شتابزده، دفاعی روشن از حافظه زبانی ایرانی بود؛ از «هست» و «نیست» تا «لغتنامه» و نمونههایی که از فردوسی، بیهقی، ناصرخسرو و مولانا به میان آورد. در مجموع نکوداشت ضیاءشهابی به بزرگداشت «اخلاق فلسفهورزی» بدل شد: کمگویی به جای اظهار فضل، احتیاط به جای قطعیت، پرسشگری به جای ادعای دانایی و احترام به زبان به جای تسلیم در برابر عادت. شاید به همین دلیل، با وجود کارنامهای نسبتاً کمحجم، سخنرانان بارها بر یک نکته تأکید کردند: آنچه از پرویز ضیاءشهابی منتشر شده، تنها بخشی از آن چیزی است که در این شخصیت علمی و فرهنگی
وجود دارد.

