«دیپلماسی سایبری» ابزاری برای پیشبرد منافع ملی

برگ برنده از آن کسی است که قواعد نظم دیجیتال جهانی را تعیین می‌کند

عبدالحسین کلانتری
استاد علوم‌اجتماعی دانشگاه تهران و سرپرست پژوهشگاه فضای مجازی


«دیپلماسی سایبری» را نمی‌توان صرفاً در چارچوب دفاع در برابر تهدیدات سایبری تعریف کرد. تقلیل این مفهوم به مقابله با هک و نفوذ، نه تنها تصویری ناقص از واقعیت امروز فضای سایبری به دست می‌دهد، بلکه ما را از فهم تحولات عمیق‌تری که در نظم دیجیتال جهانی در جریان است، بازمی‌دارد. مسأله اصلی اکنون این است که دیپلماسی سایبری چگونه می‌تواند به ابزاری برای اعتمادسازی، پیشبرد منافع ملی و افزایش اثرگذاری منطقه‌ای و جهانی تبدیل شود.
مکتوب حاضر متن ویرایش و تلخیص شده «ایران» از سخنرانی دکتر عبدالحسین کلانتری است که در نشست «دیپلماسی سایبری» در محل پژوهشگاه فرهنگ، هنر و ارتباطات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ارائه شده است.
 
اثرگذاری منطقه‌ای 
از مسیر «دیپلماسی سایبری»
تحولات اکوسیستم سایبری نشان می‌دهد که ما از چند مرحله متفاوت عبور کرده‌ایم. در اولین مرحله، مسأله اصلی، امنیت سایبری بود؛ یعنی دفاع و حفظ امنیت شبکه‌ها. پس از آن، پرسش این بود که چگونه می‌توان از فناوری برای تولید قدرت استفاده کرد. در مرحله بعد، مسأله به چگونگی استفاده از این قدرت برای مذاکره، ائتلاف‌سازی، تأثیرگذاری و ایجاد بازدارندگی رسید. اما اکنون پرسش بنیادی‌تری پیش روی ما قرار گرفته است: چه کسی «قواعد نظم دیجیتال جهانی» و در واقع زمین بازی این عرصه را تعیین می‌کند و چه کسی بر آن حکمرانی خواهد کرد؟
این پرسش از آنجا اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که دیگر با معنای قدیمی «سایبر» مواجه نیستیم. عرصه کنونی را می‌توان در قالب پنج لایه «داده»، «پلتفرم»، «رایانش ابری» و «مراکز داده» و لایه «هوش مصنوعی» درک کرد. از این منظر، عرصه پنجم دیگر صرفاً محلی برای وقوع هک و حمله سایبری نیست. تمام این لایه‌ها به بخشی از میدان رقابت تبدیل شده‌اند و بنابراین دیپلماسی سایبری نیز نمی‌تواند خود را به مذاکره برای کاهش هک و نفوذ محدود کند.
 
ضرورت یک چرخش پارادایمی 
در دیپلماسی سایبری
 در چنین شرایطی، یک تغییر پارادایمی ضرورت می‌یابد: باید از «امنیت» به سمت «حکمرانی» حرکت کرد. مسأله فقط این نیست که چگونه از خود در برابر تهدیدات دفاع کنیم؛ بلکه این است که چگونه در شکل‌دهی به قواعد، مناسبات و ساختارهای نظم دیجیتال جهانی نقش داشته باشیم. این تغییر نگاه، همزمان مفهوم بازیگران عرصه دیپلماسی را نیز دگرگون می‌کند. دیپلماسی سنتی، در معنای کلاسیک خود، عمدتاً بر روابط میان دولت‌ها متمرکز بود؛ اما فضای دیجیتال شبکه‌ای بسیار پیچیده‌تر از روابط را پیش روی ما گذاشته است: رابطه دولت با دولت، دولت با شرکت‌ها، دولت با پلتفرم‌ها، دولت با جامعه فنی و دیگر اشکال تعاملاتی که در دیپلماســـــــــی سنتی چنیــــــن جایگاهـــــــی نداشتند.
 دیپلماسی دیگر 
در انحصار دولت‌ها نیست!
دیپلماسی دیگر در انحصار دولت‌ها نیست و شرکت‌ها حضور پررنگ‌تری در این میدان یافته‌اند. از همین‌جاست که مفهوم «دیپلماسی شرکتی» اهمیت پیدا می‌کند. دیپلماسی شرکتی، در این معنا، تنظیم روابط با شرکت‌های فرامرزی دیجیتال است؛ بخشی از دیپلماسی سایبری که اهمیت آن روزبه‌روز بیشتر می‌شود. این شرکت‌ها صرفاً ارائه‌دهندگان خدمات نیستند؛ بلکه به بازیگرانی مؤثر در هنجارسازی و حتی قانونگذاری در داخل کشورها تبدیل شده‌اند. از این منظر، نادیده گرفتن نقش شرکت‌های فرامرزی دیجیتال در سیاست خارجی و دیپلماسی سایبری، به معنای نادیده گرفتن بخشی مهم از واقعیت قدرت در جهان دیجیتال امروز است.

قدرت در جهان دیجیتال
جنگ تحمیلی آمریکا و اسرائیل علیه ایران نیز از همین منظر قابل تأمل است. این جنگ را می‌توان منازعه‌ای جدید در تاریخ جنگ‌ها دانست؛ منازعه‌ای که در آن عملیات سایبری در کنار عملیات نظامی، در عالی‌ترین سطوح به کار گرفته شد. بنابراین اگر این جنگ را صرفاً با شاخص‌هایی چون بمب، جنگنده و دیگر ابزارهای کلاسیک نظامی تحلیل کنیم، گرفتار تقلیل‌گرایی شده‌ایم.
آنچه در این جنگ رخ داد، هم‌زمان مجموعه‌ای از منازعات درهم‌تنیده بود: عملیات سایبری، جاسوسی دیجیتال پیشرفته، عملیات و هماهنگی‌های گسترده، اختلالات ارتباطی وسیع، اختلال در زیرساخت‌ها و جنگ روایت‌ها. این هم‌زمانی نشان می‌دهد که مرز میان میدان نظامی، فضای دیجیتال، زیرساخت‌های ارتباطی و عرصه روایت‌ها بیش از گذشته درهم تنیده شده است.

 

برش

امنیت سایبری ضروری است
 اما در برابر تحولات جدید، کفایت نمی‌کند
این تجربه، یک واقعیت مهم را نیز روشن کرد: صرف توجه به امنیت سایبری برای ایران کافی نیست. امنیت سایبری ضروری است، اما در برابر تحولات جدید، کفایت نمی‌کند. آنچه ضرورت دارد، قرار گرفتن دیپلماسی سایبری در جایگاهی جدی‌تر در سیاست خارجی ایران است؛ جایگاهی که در آن، دیپلماسی سایبری نه یک حوزه فرعی، بلکه بخشی از سیاست خارجی تلقی شود. در این مسیر، چند ضرورت به صورت هم‌زمان مطرح می‌شود: تبدیل جدی دیپلماسی سایبری به بخشی از سیاست خارجی ایران، ایجاد سازوکاری برای دیپلماسی شرکتی، کسب نقش فعال‌تر در مجامع جهانی و فرآیند قاعده‌سازی و حکمرانی دیجیتال و استفاده از ظرفیت‌های هوش مصنوعی. مسأله امروز دیگر فقط دفاع از شبکه‌ها نیست. مسأله، حضور در عرصه‌ای است که در آن قواعد نظم دیجیتال جهانی در حال شکل‌گیری است. از این منظر، دیپلماسی سایبری زمانی می‌تواند به ابزار واقعی قدرت و اثرگذاری تبدیل شود که از منطق صرفاً دفاعی عبور کند و خود را در مقام یکی از عرصه‌های شکل‌دهنده به «حکمرانی دیجیتال» و نظم جهانی آینده بازتعریف کند.

صفحات
  • صفحه اول
  • سیاسی
  • دیپلماسی
  • جهان
  • اقتصادی
  • علم و فناوری
  • اندیشه
  • خودرو
  • فرهنگی
  • ایران زمین
  • حوادث
  • بی دار
  • اجتماعی
  • صفحه آخر
آرشیو تاریخی
شماره نه هزار و صد و بیست
 - شماره نه هزار و صد و بیست - ۲۱ شهریور ۱۴۰۵